جملات زیبا از متن کتاب خروج ممنوع | طاقچه
تصویر جلد کتاب خروج ممنوعsubscriptionAvailable

کتاب خروج ممنوع

۴.۲(از ۱۳ امتیاز)
نوع کتاب
categoryدسته‌بندی: 
نمایشنامه

قیمت:

۷۷,۵۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

به عقیدهٔ من نخند! کاملاً منطقیه.
Mohammad
۷۸
ترس مال وقتی بود که هنوز امید داشتیم.
Mohammad
۴۵
من خیلی زود مُردم. فرصت نکردم کارهام رو انجام بدم.
Mohammad
۳۷
فکر می‌کنی این اشتباهه که آدم بر اساس اصولش زندگی کنه؟
pejman
۸
جهنم، راستی‌راستی یعنی بقیهٔ آدما.
محمد جواد اخباری
۷
پلک‌هات. ما عادت داریم پلک‌هامون رو می‌بندیم و به این می‌گیم پلک‌زدن؛ یه تاریکی لحظه‌ای، یه پردهٔ کوچیک سیاه میاد پایین و دوباره میره بالا و یه وقفه ایجاد میشه. این پلک‌زدن، تخم چشم‌هات رو خیس نگه می‌داره و دنیای اطرافت رو واسهٔ یه لحظه محو می‌کنه. فکر کن چه‌قدر می‌تونه آرامش‌بخش باشه؛ صد تا توی یه ساعت، صد تا فرار کوچیک از این دنیا.
mahshidmoballegh
۶
ترس مال وقتی بود که هنوز امید داشتیم.
pejman
۴
یه آدم می‌تونه ترسو باشه؛ حتی اگه همیشه خطرناک‌ترین مسیر رو انتخاب کنه… فکر می‌کنی می‌تونی از روی یه حرکت، همهٔ زندگی یه آدم رو قضاوت کنی؟
pejman
۴
من همیشه با اسباب و اثاثیه‌ای زندگی کردم که نمی‌شد تحمل‌شون کرد؛ همین‌طور با افکار و آدما… ولی من از اونا خوشم می‌اومد.
pejman
۲
ترس مال وقتی بود که هنوز امید داشتیم.
P.j
۲
من می‌خوام جهنم خودم رو انتخاب کنم.
pejman
۱
من خیلی زود مُردم. فرصت نکردم کارهام رو انجام بدم.
محمد جواد اخباری
۱
ما فقط همدیگه رو تعقیب می‌کنیم؛ مثل اسب‌های یه چرخ‌وفلک که هیچ‌وقت به هم نمی‌رسن.
P.j
۱
آدم همیشه یا خیلی زود می‌میره یا خیلی دیر!
محمد جواد اخباری
۰
مردها می‌دونن چه‌جوری باید خفه بشن، اما من فکر می‌کنم تو نمی‌تونی
P.j
۰
جهنم، راستی‌راستی یعنی بقیهٔ آدما.
P.j
۰
جهنم، راستی‌راستی یعنی بقیهٔ آدما.
P.j
۰
نه! نه، نه، دست‌هات رو برندار! من می‌دونم زیر دست‌هات چیه. تو صورت نداری!
کاربر ۱۱۶۷۴۹۰
۰