
5749767299
۷
این تصدیقِ گُنگی و خطاپذیریِ عقل انسان حین مواجهه با پرسش «زندگی ارزشمند چیست؟»، فیلسوفان لیبرال را __مانند جان لاک و جان استوارت میل__ به دفاع از اصلِ حاکمیتِ وجدان فردی یا «خودآیینی اخلاقی» انسان کشاند.
سعید جلوخانی
۱
رابطهٔ بین قدرت سیاسی و دینی در دموکراسیهای مدرن پیچیده و متنوع است.
HAdi
۱
دولت لیبرال و دموکراتیک نمیتواند نسبت به اصول مرکزی خاص __نظیر کرامت انسان، حقوق بنیادی بشر و حاکمیت مردم__ بیطرف بماند. اینها ارزشهای برسازندهٔ نظام سیاسی لیبرال و دموکراتیکاند.
fahimeh
۰
در مجموع، ما هنوز راه زیادی داریم تا بفهمیم چهطور میتوان در جامعهای چندپاره از تفاوتها و اختلافنظرهای فلسفی عمیق و تقلیلناپذیر، به عدالت اجتماعی و یکپارچگی سیاسی دست یافت.
HAdi
۰
گمان این است که میتوان سکولاریسم را بهسادگی با فرمولهایی تعریف کرد؛ فرمولهایی نظیر «جدایی کلیسا و دولت» و «بیطرفی دولت» یا تمایزگذاری بین «حوزهٔ عمومی» و «حوزهٔ خصوصی» و انتساب دین به حوزهٔ دوم. اما معانی و دلالتهای سکولاریسم فقط در ظاهر سادهاند. گرچه تعریفهایی از جنس تعریفهای بالا حامل پارهای از حقیقتاند، معنای کامل این اصطلاح را بازتاب نمیدهند.
HAdi
۰
هویت دینی باید مانند جنبهای از پدیدهٔ «تکثرگرایی اخلاقی» نگریسته شود؛ پدیدهای که دموکراسیهای معاصر به سازش با آن ناچارند. «تکثرگرایی اخلاقی» پدیدهای است که به افراد اجازه میدهد تا نظامهای ارزشیشان و نیز برداشتهایشان از امر نیک، متفاوت و حتی ناهمساز با یکدیگر باشد.
HAdi
۰
ابتدا باید منظورمان را از ضرورت بیطرفی دولت روشنتر کنیم. دولت لیبرال و دموکراتیک نمیتواند نسبت به اصول مرکزی خاص __نظیر کرامت انسان، حقوق بنیادی بشر و حاکمیت مردم__ بیطرف بماند. اینها ارزشهای برسازندهٔ نظام سیاسی لیبرال و دموکراتیکاند. هدفها و نهادهای مبتنی بر این ارزشهاست که نظامهای سیاسی مذکور را برمیسازد.
