
کتاب سربازی با گلوله برفی
پدیدآورندگان:
مجید سعدآبادیانتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۶
نمیدانید چقدر سخت است
درد سایهات را هم بکشی
او در سلول انفرادیاش ناله کند
تو در سلول انفرادیات گریه
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۵
میخواهی جنگ زودتر تمام شود
پوکههایت را جمع کنی
و دستانت را بشویی
من اما در جنگیدن صبورترم
هروقت برای خانه دلم تنگ شد
با دوربین تفنگم عقبگرد میکنم
خانه را نشانه میروم
میبینم که همسرم
فاصله را به فرزندی قبول کرده
و هرچه این بچه بزرگتر میشود
ما دورتر میشویم
میبینم دلهره مدام
زنگ حیاط را میزند و فرار میکند
خانه تو را هم میبینم دوست مسلسچی
زودتر برگرد
خانوادهات را باید دفن کنی
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۲
صدای رادیو را زیاد میکنم
آن قدر زیاد
که دنیا بفهمد جنگ تمام شده!
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱
گچ را برداشت و با معادلهای ثابت کرد
هرکه را بیشتر دوست داریم
زودتر میمیرد
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱
نمیدانید چه لذتی دارد
بیرون از مرزهای زندگی
دراز کشیدن
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱
من اگر سرباز خوبی بودم
ماشه تفنگ را نمیکشیدم!
و تو اگر سرباز خوبی بودی
دشمن نمیشدی!
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
با قصهای کودکانه
جنگ را میخوابانم
و آرامآرام
سلاحهای جنگی را
از دستان خوابآلودش بیرون میکشم
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
خدا تو را
به بهانه صلح آفریده است
AMIRH
۰
چهل
چند اژدر عمل نکرده
کف دریا
چند مین خنثینشده
کنار کرخه
مدتهاست در انتظار فرمان حملهاند
صدای رادیو را زیاد میکنم
آن قدر زیاد
که دنیا بفهمد جنگ تمام شده!