جملات زیبای کتاب روح گریان من | طاقچه
تصویر جلد کتاب روح گریان من

کتاب روح گریان من

داستان واقعی یکی از مرگبارترین جاسوسان تربیت شده توسط ارتش کره شمالی

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۹۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
کیم هیون هی، محمد خیریان
همسایه
۴۹
نگهبان زن، چند بار در روز یک قالیچه ایرانی را روی زمین می‌انداخت که از آن به عنوان سجاده استفاده می‌کرد. سپس به سمت جنوب غربی به سمت کعبه به سجده می‌رفت. عبادت و راز و نیاز با خدایی که دیده نمی‌شد برایم عجیب بود. در کره‌شمالی از بدو تولد یاد می‌دهند که دین، نفرت‌انگیز، غیرطبیعی و بدتر از همه مخالف با انقلاب است. به ما می‌گفتند معتقدان به دین، افراد دورویی هستند و من هر گاه کسی از واژه ایمان استفاده می‌کرد با نفرت واکنش نشان می‌دادم. احساس می‌کردم احترام به رهبر بزرگمان به عنوان قهرمان و الهام‌بخش ما که همیشه قابل رؤیت بود، کار عقلانی‌تر و بهتری است،
همسایه
۳۰
سپس برای اولین بار کاری در زندگی‌ام کردم که عجیب بود: دعا کردم.
کاربر ۳۷۳۳۸۱۰
۲۳
در حالی‌که دنیای من رو به پایان بود، دنیای دیگران بدون تغییر ادامه داشت
هاشمی
۲۱
می‌خواستم روزهایی را به یاد بیاورم که در کوبا بودیم که با خانواده‌ام در آب بازی می‌کردم و هیچ نگرانی و کاری در دنیا نداشتم. ولی دیگر بچه نبودم و پدرومادرم نمی‌توانستند مرا نجات دهند. من مثل هر بزرگسال دیگری مسئول کارهایم بودم و باید بایستم و تنها بمیرم. با حسادت به مردم بی‌گناهی نگاه می‌کردم که در خیابان راه می‌رفتند و با اینکه چند قدم بیشتر فاصله نداشتند به نظر می‌رسید چندین سال نوری از من دورند. به آنها حسادت می‌ورزیدم.
همسایه
۱۳
مادرم آشکارا از رفتنم ناراحت بود و ناراحتی‌اش را به زبان هم می‌آورد، ولی می‌دانستم پدرم نیز به همان اندازه دلش برایم تنگ می‌شود. او در دوران کودکی از لحاظ عاطفی به من وابسته بود و مرا «پرنسس کوچولوی من» صدا می‌زد. پدرم از جنبه‌های مختلف مرد پیچیده‌ای بود. می‌دانستم که به من افتخار می‌کند و به عنوان یکی از مسئولان حزب، جزء برخوردارترین افراد در کره شمالی محسوب می‌شد، ولی از اینکه دولت مرا با خود برده است عمیقاً رنجیده‌خاطر بود. متأسفانه، عشق جزء برنامه‌های کیم جونگ ایل در سطح ملی نبود.
همسایه
۱۳
در این دوره اتفاقی افتاد که تغییر بزرگی در رفتارم محسوب می‌شد: شروع کردم به دعا کردن. دین غربی‌ها در کره رواج داشت و از طریق کتاب، تلویزیون و گفتگوهای دیگران مطالب جسته‌وگریخته‌ای یاد گرفته بودم. از خدا می‌خواستم بتوانم گناهانم را جبران کنم. می‌خواستم فرصت دیگری برای زندگی به من بدهد تا بتوانم به دیگران خدمت کنم. بدون این دعاها، احتمالاً امید را به طور کامل از دست می‌دادم.
همسایه
۱۲
کیم ایل سونگ و خانواده‌اش، فرهنگ و حق زندگی آزاد و شاد را از مردم کره‌شمالی گرفته‌اند. آنها یک ملّت را از هم جدا و ضربه‌های جبران‌ناپذیری به مردمش وارد کرده‌اند که یک تراژدی با ابعاد بزرگ است.
همسایه
۱۱
انتخابات در کره‌شمالی هر چهار سال یک بار برگزار می‌شود. برای هر منطقه فقط یک نامزد وجود دارد که توسط حزب کار انتخاب می‌شود و مردم با بله یا خیر رأی می‌دهند. هفته‌ها قبل از انتخابات، گردهمایی‌و راهپیمایی و سمینارهایی برگزار می‌شد تا مشارکت صددرصدی حاصل شود. البته طبق قانون، تمام افراد بالای هفده سال باید رأی بدهند به همین دلیل همه شعارها و جشنواره‌ها فریب است. وقتی روز انتخابات می‌رسد مردم از ساعت هفت صبح در پای صندوق‌های رأی صف می‌کشند تا رأی بدهند. معمولاً یک گروه موسیقی در آن نزدیکی مشغول نواختن است تا به مردم روحیه بدهند. به رأی دهنده‌ها بعد از ثبت‌نام، تکه کاغذی می‌دهند که روی آن مهر رأی «مثبت» زده‌اند. سپس رأی‌دهنده به سمت راهرویی می‌رود که مسؤلان انتخابات نشسته‌اند و به تصاویر خانواده کیم نزدیک شده و تعظیم می‌کنند. سپس رأی «مثبت» خود را در صندوق زیر این تصاویر می‌اندازد. فرد برای رأی منفی نباید برگه را در صندوق بیندازد. نیازی به گفتن نیست که زیر نگاه مستقیم مسئولان انتخابات، این امر غیرممکن است.
همسایه
۱۰
همه ما در زندگی رنج دیگران را دیده‌ایم و در عین اینکه با آنها همدردی می‌کنیم، خوشحال هستیم آنها رنج می‌برند، نه ما. برخی افراد مجروح یا مبتلا به بیماری می‌شوند و گاهی اوقات می‌میرند؛ آنها هستند که باید هزینه‌اش را بپردازند؛ همیشه دیگران هستند که مشکل دارند. ولی این بار، من بودم. این بار قرار بود من بمیرم و دیگران زنده بمانند.
همسایه
۸
چند روزِ بعد را به گشت‌وگذار در ویَن پرداختیم. به هر جا که می‌رفتیم عکس می‌گرفتیم و مثل گردشگرها رفتار می‌کردیم. این کار فقط به خاطر پوشش جاسوسی ما نبود، بلکه رؤسای ما در پیونگ‌یانگ به عکس‌های ما علاقه‌مند بودند چون نشان می‌داد ما دستوراتشان را کامل اجرا کرده‌ایم و همه وقت خود را در فروشگاه‌های گران‌قیمت سپری نکرده‌ایم که پر از وسوسه‌های فاسد سرمایه‌داری است!
همسایه
۶
این حالت برای بچه‌ها طبیعی است چون از زمانی که حرف زدن را شروع می‌کنند به آنها یاد می‌دهند خانواده کیم را بپرستند، ولی برای بزرگترها این مسأله آسان نیست. آنها خانواده کیم را برای ظاهرسازی می‌پرستند. اشتیاق آنها تا حد زیادی ساختگی است چون نمی‌خواهند به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شوند یا بدتر از آن با باتوم کشته شوند. چون طبق قانون کره‌شمالی کسی که به خانواده کیم اهانت کند آنقدر با یک میله آهنی کتک خواهد خورد تا کشته شود.
AS4438
۵
پشت ابرهای تیره، ستاره درخشانی وجود داره و از زمین یخ‌زده، گیاه بیرون میاد. نمی‌تونیم امیدمون رو از دست بدیم.
Parinaz
۵
اگه انسانیت‌مون رو از دست بدیم چه فرقی با حیوانات جنگل داریم که دیوانه و غیرمتمدن هستن؟
همسایه
۴
مرا به کوچه باریکی هدایت کرد که پر از رستوران بود. غذا را پشت شیشه به نمایش گذاشته بودند که دهانم را آب می‌انداخت، کوفته برنجی، تِمپورا، کوفته کله‌وپاچه خوک، سوسیس خون و حتی چاپ چیااُو، یک غذای کره‌ای شامل ماکارونی، سبزیجات و گوشت. فراوانی غذا مرا شگفت‌زده کرد و به یاد آوردم که کوفته کله‌وپاچه خوک مدت ده سال بود که در کره‌شمالی وجود نداشت. مادرم خودش را خوش‌شانس می‌دانست که یک هندوانه گندیده پیدا کرده بود. کاش می‌شد خانواده‌م رو اینجا بیارم...در مواجهه با این همه غذا برایم سخت بود که به مشکلات آنها فکر نکنم.
همسایه
۴
یک روز سِنگ‌جو گفت: «کیم ایل سونگ رو نگاه کن، مرتیکه فسیله، ولی هنوز زنده‌س.» نارک جونگ گفت: «خب، می‌گن آدم‌های بد همیشه بیشتر عمر می‌کنن.» من تشر زدم و گفتم: «تقصیر اون نیست. یا زیردست‌هاش گمراهش می‌کنن یا به طور کامل از دستورهاش اطاعت نمی‌کنن.» این جمله باعث شد دیوانه‌وار بخندند
Samadi
۴
نمی‌خوام پولدار باشم. فقط می‌خوام ...... آزاد باشم.
ع.الف
۴
نگاه می‌تواند سلاح قدرتمندی برای مبارزان ماهر باشد.
kiarash.kp
۴
یکی از آنها پرسید: «چهار اصل اساسی حزب چیه؟» به صورت خودکار پاسخ دادم: «ستایش بی‌حدوحصر، آرمان، قاطعیت و پذیرش بی‌قیدوشرط»
استودیوس
۳
دین، نفرت‌انگیز، غیرطبیعی و بدتر از همه مخالف با انقلاب است. به ما می‌گفتند معتقدان به دین، افراد دورویی هستند
زهرا
۳
بود. طنز تلخی بود که کل پرواز برای یک تبعه کره‌شمالی بود چون اکثر اهالی کره‌شمالی هرگز به خارج از کشور سفر نکرده‌اند. فرد برای رفتن به سفر خارجی نیاز به «قلّاب» داشت (یک اصطلاح مشهور به معنای داشتن ارتباط ویژه با خانواده کیم ایل سونگ.)
kiarash.kp
۳
فرد برای رأی منفی نباید برگه را در صندوق بیندازد. نیازی به گفتن نیست که زیر نگاه مستقیم مسئولان انتخابات، این امر غیرممکن است.
smm
۲
آیا وقتی کاری را ناخواسته انجام می‌دهیم آیا باز هم هیچ مسؤلیتی نداریم؟
کاربر ۳۷۳۳۸۱۰
۲
آیا وقتی کاری را ناخواسته انجام می‌دهیم آیا باز هم هیچ مسؤلیتی نداریم؟
کاربر ۳۷۳۳۸۱۰
۲
شکوفه‌ای که در برابر سرما مقاوم باشد نماد روح ماست
کاربر ۳۷۳۳۸۱۰
۲
البته هر کسی از روی غریزه، زندگی را دوست دارد. این چیزی است که بدنمان به ما می‌گوید و نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم.
kiarash.kp
۲
مدت زیادی را در گروه‌های پیشاهنگی خدمت می‌کردیم. هنگامی که کیم ایل سونگ دستور داد زنان نباید در تابستان شلوار بپوشند، بچه‌ها در خیابان گشت می‌زدند و به دقت لباس عابران پیاده را زیر نظر داشتند. اگر زنی شلوار پوشیده بود یا کسی فراموش کرده بود سنجاق سینه کیم ایل سونگ را روی لباسش بزند، ما بچه‌ها اسمش را می‌پرسیدیم و فوراً به بالادست آن فرد در محل کار گزارش می‌دادیم.
kiarash.kp
۲
دختران را به طور دوره‌ای معاینه می‌کردند تا از باکره بودنشان اطمینان حاصل شود.
kiarash.kp
۲
«سوک هی، واقعیت اینه که ما تو کشوری زندگی می‌کنیم که در حال رشده. بالاخره یه روزی مردم کره شمالی هم از اون چیزها به دست میارن، فقط فرقش اینه که همه سهم‌شون به یه اندازه‌س نه اینکه فقط پولدارها داشته باشن. به هر حال بهتره مراقب حرفهات باشی. اگه یکی از مسئولان حزب این حرفها رو بشنوه تو دردسر میفتی.»
kiarash.kp
۲
حالا که به گذشته فکر می‌کنم نمی‌توانم نسبت به دولت کره شمالی حس نفرت نداشته باشم. ما به عنوان یک شهروند هیچ ارزشی برای آنها نداشتیم؛ همه انسانیت ما قربانی یک مفهوم انتزاعی به نام «سوسیالیسم»، «حزب» و «خیر جمعی» می‌شد.
kiarash.kp
۲
وقتی در یک لحظه فهمیدم همه کارها، برنامه‌ها و دوره آموزشی‌ام و در واقع همه زندگی‌ام بر دروغ بنا شده نفرت از کیم ایل سونگ وجودم را فرا گرفت.