جملات زیبای کتاب دشمن به زانو درآمد | طاقچه
تصویر جلد کتاب دشمن به زانو درآمد

بریده‌هایی از کتاب دشمن به زانو درآمد

امتیاز
۳.۳از ۳ رأی
۳٫۳
(۳)
«نگذارید کارتان به آنجا بکشد که وقتی نیاز به کمک داشته باشید و دست توسل به دامن ملت دراز کردید، ملت را دیگر دامنی نمانده باشد. هنوز تا وقت هست، اگر رفع و دفع این فتنه و غائله برای دولت ممکن نیست، کار را به ملت واگذار کند تا ملت خود درصدد رفع این بلیه برآید. دولت اگر از عهده جواب برنمی‌آید، ملت از جواب دادن به اجانب عاجز نیست.»
توکا
به هر روش که می‌دانید این غائله را خاتمه دهید. حتی در حرمسرا هم حرف ما را نمی‌خوانند. از روزی که این ماجرا آغاز شده، حتی یک قلیان هم برای ما درست نکرده‌اند. آخر نمی‌دانم این چه سّری است که خودش در سامرا نشسته، اما حکمش در حَرَ‌م‌سرای ما هم نافذ است. زودتر فکری بکنید. تاب و توان ما تمام شده. نه روزمان را می‌فهمیم نه شبمان را. نه در تفریح به ما خوش می‌گذرد و نه حتی شکار به ما روی خوش نشان می‌دهد.»
علی اکبر
سربازی که پشتش گرم نباشد و دائم در این فکر و خیال است که خانواده‌اش از گرسنگی و ناامنی مرده‌اند یا زنده، چطور می‌تواند از مملکت دفاع کند؟ با چه امیدی بجنگد؟ از این قشون نابسامان و آن دربار گرفتار هرج‌ومرج و آن دشمن سر تا پا آماده، چه انتظاری جز شکست و ننگ معاهده بستن؟!
seyed rasoul mousavi