جملات زیبای کتاب خوشه های مینیاتوری | طاقچه
تصویر جلد کتاب خوشه های مینیاتوری

بریده‌هایی از کتاب خوشه های مینیاتوری

دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۳از ۳ رأی
۴٫۳
(۳)
وقت لب واکردن آتشفشان فهمیده‌ام زیر بار حرف‌های زور بودن ساده نیست
زینب هاشم‌زاده
عطر مرا در چشم‌هایت منتشر کن آیینه باید بازتاب نور باشد! ای مرگ لطفاً شال سبزی که می‌آری گل‌های سرخش با لباسم جور باشد!!
hawraasadat
خواستم شعرت کنم، اما دلم راضی نشد با طناب واژه‌های کهنه زنجیرت کنم
hawraasadat
من غزالی زخمی‌ام که توی این برف سفید امتداد ردّپایش کار دستش می‌دهد
hawraasadat
بخت من چون طفل نوپایی که برمی‌خیزد و کفش‌های تابه‌تایش کار دستش میدهد
f.mgh.76
دل‌های ما جغرافیای مستعدی داشت عشق آمد و آمادهٔ کشورگشایی شد
زینب هاشم‌زاده
هر گلی از شاخه می‌افتد، نشانم می‌دهد در مسیر چشم‌های شور بودن ساده نیست مثل بذری از لباس کهنه بیرون می‌زنم گاه در یک پیرهن محصور بودن ساده نیست
زینب هاشم‌زاده
من گاه ابرم، آن زن رنجیده‌حالی که پنهان نکرده گریه‌های ناگهانش را!
زینب هاشم‌زاده
بلند، مثل صدایی که از گلوی زمین بلند، مثل همان ماه روبه‌روی زمین و ماه شکل زنی شد، ستاره در گیسو و ماه شکل زنی شد، نشست روی زمین خدا کشید زنی را به شکل چشمهٔ نور و قطره‌قطره از آن ریخت در سبوی زمین خدا سرود زنی را قصیدهٔ طوفان و گردباد وزید از چهارسوی زمین خدا کشید برای شب سیاهش ماه و ماه شکل زنی شد، نشست روی زمین
ایراندُخت
مثل خورشید آمدم عطر تو را نوشیدم و مثل ابری می‌روم آرام تکثیرت کنم
hawraasadat
می‌رسی پشت پنجره فولاد، چشم لالی هنوز بی‌تاب است و تو آماده ای به چشمانش، بدهی عطر سرمه‌دانت را! گنبدت حرف تازه‌ای دارد که برای کبوترش بزند تو که نقاره‌ها نشان دادند به همه قدرت بیانت را
hawraasadat
می‌پرم تا به هر کجایی که دست‌های تو یاد من بدهند این هم از سرنوشت تیری که عاشق قامت کمان شده است
فاطمه
ای باد! خاموشم مکن، ناگاه می‌گیرد بر دامن تو آخرین آه دل فانوس
فاطمه
ای باد! خاموشم مکن، ناگاه می‌گیرد بر دامن تو آخرین آه دل فانوس
فاطمه

حجم

۳۶٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

حجم

۳۶٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
۵۴,۰۰۰
۴۰%
تومان