
کتاب جان های بیمار، ذهن های سرحال
چگونه ویلیام جیمز میتواند زندگی شما را نجات دهد
انتشارات:
نشر بیدگل٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
kimphaestus
۴۰
«هرکس باید هر روز دستکم دو چیز را که از انجام دادنشان متنفر است، فقط محض تمرین، انجام دهد.»
kimphaestus
۲۹
آدم وقتی تنها باشد و تا سر ظهر هم بیدار نشود زمان بیشتری برای مطالعه خواهد داشت.
kimphaestus
۲۴
«ما آن چیزی هستیم که بهکرّات انجام میدهیم. والایی یک فعل نیست. یک عادت است.»
kimphaestus
۲۱
وقتی از مرگ جان سالم به در میبرید، زیستن دیگر آنقدرها هم بد به نظر نمیرسد.
Fatima
۱۵
شوپنهاوئر درست به همین مشکل اشاره داشت: «اگر همۀ خواست ها و آرزوها به محض پدید آمدن برآورده شوند، آدم ها دیگر زندگی خود را چطور پر خواهند کرد؟ با وقتشان چه خواهند کرد؟ اگر جهان بهشتی از رفاه و آسایش باشد، سرزمینی که نهرهای شیر و عسل در آن جاری است، جایی که در آن هر دلداده ای آناً و بدون هیچ مشکلی به دلدارش رسیده باشد، آدم ها یا از فرط ملال خواهند مرد یا خودشان را حلق آویز خواهند کرد.»
kimphaestus
۱۳
«جعلش کن، تا روزی برسد که بتوانی خلقش کنی»
Peyvand
۱۳
«از زندگی نترس. باور داشته باش که زندگی ارزش زیستن دارد، و باورِ تو خود به خلق واقعیت کمک خواهد کرد.»
kimphaestus
۱۰
حقیقت موضوعی است در ارتباط با بازنمایی، شرحی از واقعیت، نه بازتولید کامل آن
kimphaestus
۱۰
حقیقت صرفاً هرآنچه کارساز و کارگشا باشد نیست.
kimphaestus
۹
رنوویه مینویسد که ارادۀ یک فرد «قادر است تداوم منطقی یک زنجیرۀ مکانیکی را بشکند و علت آغازین زنجیرۀ دیگری از پدیدهها باشد.»
yalda
۶
«ابرویتان را صاف کنید، در چشمانتان برق شادی بیندازید و بهجای قوز کردن و فشار آوردن به عضلات شکمتان به عضلات پشتتان فشار بیاورید و خدنگ بایستید.» اینها کلمات و عبارات جیمز هستند که در اصول روانشناسی آمدهاند، اما میتوانستند در اصل سرنخها و راهنماهایی برای سوریا ناماسکارای الف، حرکت ابتدایی «سلام بر خورشید» در آشتانگا یوگا، باشند.
Mary
۶
ما، به قول فیلسوف آلمانی قرن بیستم، مارتین هایدگر، به درون جهان «پرتاب» شده، سرگشته و بیهدف به حال خودمان رها میشویم و، در بخش زیادی از دورۀ نوجوانیمان، تحت سیطرۀ نیروهایی هستیم که هیچ کنترلی بر رویشان نداریم.
Elinor__
۵
و بدانید که از هر ده مورد نه نفرشان خودش را در عمق وجودش فردی کاملاً شکستخورده میداند.
kimphaestus
۴
کمترین کاری که ما بهعنوان عاملان آزاد میتوانیم انجام دهیم فهم دقیق این مطلب است که چگونه در بند عادت و محاط در آنیم.
Fatima
۴
«ورطۀ بلای هولناکی که درونش افتادهای برایت تجربهای چنان ژرف فراهم میکند که نمیتوان تصور کرد تجربهای بیثمر باشد. در مورد خودم، هنوز نمیتوانم بگویم که این ثمر دقیقاً چیست، اما مطمئنم که روزی میوۀ خرد و حکمت را از آن خواهم چید.»
kimphaestus
۳
وقتی بختیار باشیم، پذیرای عاداتی خواهیم بود که بهجای آنکه ملول و زمینگیرمان کنند، ما را زنده و توانمند میسازند
kimphaestus
۳
برای بسیاری از مردم، ارزش زندگی هیچگاه محل بحث نیست؛ هیچگاه به موضوعی برای گفتوگو یا بحثوجدل تبدیل نمیشود. زندگی خیلی ساده زیسته میشود تا وقتی که دیگر نشود.
بهرام
۳
واقعیات ممکن است آن بیرون باشند، منتظر ما که پیدایشان کنیم؛ اما حقیقت همان داستان ما دربارۀ واقعیات است، و این حقیقت «آن بیرون» هم نیست، مثل صیدی که فرد آن را شکار کند و بعد تا همیشه نگهش دارد. در واقع، حقیقت حتی صفت و خصیصهای از برای واقعیت هم نیست، چیزی که بتوان آن را بهنحوی عینی مسجّل نمود و بهطور کامل از آن نسخهبرداری کرد. حقیقت صفت و خصیصهای از برای افکار و ایدههای مـاست
کاربر ۱۴۳۲۴۹۳
۳
خداوند ممکن است طرح و نقشه ای داشته باشد، درست، اما مصائب مبتلابه حیات انسانی همچنان سر جای خود باقی است.
kimphaestus
۲
لحظۀ حال جایی است که زندگی به وقوع میپیوندد و ما از آن در حالی غفلت میکنیم که با غافل ماندن از آن بزرگترین خطر را متوجه خودمان میکنیم.
kimphaestus
۲
در جهان پول و قدرت و شهرت، ارزش لحظۀ حال معنای خیلی کمی دارد: لحظۀ حال را نمیتوان کالایی کرد، یا بستهبندی نمود، یا روی پردهای به تماشا نشست. شما نمیتوانید آن را جای امنی کنار بگذارید یا برای روز مبادا نگهش دارید.
Ghazalsdi
۲
پراگماتیسم دربارۀ زندگی و بهبود بخشیدن بدان است. همین. و همین هم کافی است. چه چیزی میتواند مهمتر از این باشد؟ اصلاً چه چیزی میتواند غیر از این مهم باشد. جیمز به «حقیقت» فقط تا آنجا علاقهمند بود که یقینهای معتدلی که ما با آنها زندگی میکنیم یحتمل بتوانند به بهبود وضعیت ما، که تحمل کردنش چندان آسان نیست، بینجامند.
kimphaestus
۲
«در طبیعت بشر هیچ واقعیتی خصلتنماتر از آمادگی و اشتیاق نهفته در آن برای زیستن بر پایۀ یک بخت و فرصت نیست. وجود بخت و فرصت همان چیزی است که فرق میگذارد... بین دو نوع زندگی: آنکه جانمایهاش رضا و تسلیم است، و آنکه جانمایهاش امید و آرزوست.»
بهرام
۲
«هرکس باید هر روز دستکم دو چیز را که از انجام دادنشان متنفر است، فقط محض تمرین، انجام دهد.
محمد جواد اخباری
۲
شوپنهاوئر درست به همین مشکل اشاره داشت: «اگر همۀ خواست ها و آرزوها به محض پدید آمدن برآورده شوند، آدم ها دیگر زندگی خود را چطور پر خواهند کرد؟ با وقتشان چه خواهند کرد؟ اگر جهان بهشتی از رفاه و آسایش باشد، سرزمینی که نهرهای شیر و عسل در آن جاری است، جایی که در آن هر دلداده ای آناً و بدون هیچ مشکلی به دلدارش رسیده باشد، آدم ها یا از فرط ملال خواهند مرد یا خودشان را حلق آویز خواهند کرد.»
Atia
۲
خوشبختترین آدم را در نظر بگیرید، کسی که همۀ عالم به حالش غبطه میخورند، و بدانید که از هر ده مورد نه نفرشان خودش را در عمق وجودش فردی کاملاً شکستخورده میداند.
ــ ویلیام جیمز، تنوعات تجربۀ دینی،
sarehsaji
۲
توماس هابز بود که گفته بود فراغت مادر فلسفه است، اما فراغت، برای بسیاری از افراد، تخم افسردگی بیمارگون را نیز میپراکند.
kimphaestus
۱
هر یک از ما در حال رِشتن و بافتن سرنوشتمان هستیم، تقدیری که میتواند خوب یا بد باشد، اما هرچه باشد، وقتی رِشته شد دیگر مطلقاً نمیتوان پنبهاش کرد.»
kimphaestus
۱
عادت همۀ ما را محکوم میدارد که نبرد زندگی را در جبهههایی که در سنت و تربیتمان (و نه طبیعتمان) گشوده شده، یا در جبهههای گشودهشده با انتخاب آغازینمان، تا به آخر بجنگیم، و بهترین بهرهای را که میتوانیم از این طلب و تکاپویی که باب میل نیست (ولی همین است که هست) ببریم، چون هیچ انتخاب دیگری در کار نیست که ما برایش سازگار شده و آماده باشیم، و برای آغاز دوباره هم دیگر خیلی دیر است.
kimphaestus
۱
بیشتر آدمها، خواه بهلحاظ فیزیکی و خواه بهلحاظ فکری یا اخلاقی، در حلقهای بسیار بسته از بودِ بالقوهشان زندگی میکنند. آنها از آگاهیِ ممکنشان، و از منابع و امکانات جانشان بهطور عام، بسیار کم استفاده میکنند، بسیار شبیه آدمی که، محروم از تمامیت ارگانیسم جسمانیاش، باید به جنباندن و بهکارگیری تنها یک انگشت کوچکش عادت کند.