
fatii.ebii
۰
تمام لطف گریهکردن در این بود که پیش از اینکه لوث شود باید از آن دست کشید. تمام لطف غصه این بود که وقتی هنوز بیآلایش بود تمامش کنی، وقتی هنوز معنایی داشت. چون بهسادگی فاسد میشد، جلوی خودت را نمیگرفتی میدیدی داری بهعمد به هقهقهایت آبوتاب میدهی
زینب علوی
۰
و عادت کرده بود به این وقت تلفکردنهای غمانگیزِ مابین این لذتها تکیه کند، درست مثل آدم علیلی که به قطعیت بازگشتِ درد تکیه کند و این شده بود بخشی از وجودش.