
محمدحسین
۵
مهاجر بودن یعنی بیش از آنکه در حرکت باشی در توقفی.
کاربر ۱۰۷۵۷۴۰۹
۱
میتوانست عشقشان را همچون شبحی در آن اتاق ببیند، مبهم و بیجان، اما دیگر نمیتوانست احساسش کند. علاقهاش از بین رفته بود و همچون خونی که از جسدی چکه کند از دلش بیرون رفته بود.
کاربر ۱۰۷۵۷۴۰۹
۰
پیشبینیِ از دست دادن این دلبستگی غمگینش میکرد.