جملات زیبای کتاب کورنل استی | طاقچه
تصویر جلد کتاب کورنل استیsubscriptionAvailable

کتاب کورنل استی

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۲ رأی)
انتشارات: 
انتشارات خوب

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Faranak_naseri_
۲
یک شمع روشن گذاشت توی دستم. با اصرار بهم گفت: «پرده‌ها رو آتش بزن! خونه رو آتش بزن. دنیا رو آتش بزن.» یک چاقو هم توی دستم گذاشت. با هیجان گفت: «بکنش توی قلبت! خون سرخه. خون گرمه. خون قشنگه.» جرئت نمی‌کردم پیشنهادهایش را عملی کنم، ولی از اینکه او جرئت می‌کرد افکار من را به زبان بیاورد خوشحال بودم. چیزی نگفتم، لبخند خشکی زدم. ازش می‌ترسیدم و جذبش می‌شدم.
Silver Pandora
۰
در کل، کلمات همیشه بیشتر از اعمال‌اند.
Silver Pandora
۰
من فقط می‌تونم راجع به خودم حرف بزنم؛ راجع به اتفاق‌هایی که برام افتاده. چه اتفاقی افتاده؟ یه دقیقه صبر کن. هیچی واقعاً. تقریباً هیچ اتفاقی برای بیشتر آدم‌ها نمی‌افته. ولی خیلی چیزها رو تخیل کرده‌ام. اون هم بخشی از زندگی‌مونه دیگه.
Faranak_naseri_
۰
لابد او هم به من فکر می‌کرد. هر چه باشد شبکه‌ای چنان قوی و تپنده از رگ‌های خاطره به گذشتهٔ ما شکل داده بود که به این زودی‌ها فراموش نمی‌شد.