
بریدههایی از کتاب آسمان بر فراز بام
۴٫۰
(۱)
عجیب است که گاهی مغز اینگونه در مقابل دارو و الکل مقاومت میکند، جالب است که هیچچیز نمیتواند جلوی کار کردن ذهن را بگیرد و مانع ترکیب خاطرهها و آرزوها، ترسها و شادیها و آسمان و دریا شود.
Niyaz.h
چهکار کند که دوباره متولد شود؟
Niyaz.h
قلب را باید هر روز از پلیدی پاک کرد، در هر امتحان زندگی.
Niyaz.h
دلتنگی، مثل حیوانی بزرگ روی سینهاش سنگینی میکرد.
Niyaz.h
هشت روز را اینجا سپری کرده و آنکه میگوید آدم به همهچیز عادت میکند، دروغگویی بیش نیست.
Niyaz.h
به نظرش میرسد که این قربانیها هرگز کافی نخواهد بود و حتی عمری به اندازهٔ یک زندگی کامل در این جهان گسترده هم، برای تعریف کردن تمام آن داستانها و عملی کردن تمام آن پیمانها کم میآید.
Niyaz.h
نمیداند این مکان رؤیای بیداری است، جایی در حافظهاش است یا ضمیر ناخودآگاهش ـ او تنهاست. لباسهایش را تکهتکه از تن بیرون میآورد. ماسکش را میکند. پوست برهنهاش را میمالد تا از شر کلمات مردهای که روی آن سنگینی میکنند خلاص شود. مزهٔ گسِ مانده در دهانش را بالا میآورد و به همراه آن، بوی عرق و تنباکو، افکارش، احساس شرمش و حباب داخل شکمش را. در این مکان که مرزهایش مشخص نیست، موهایش را قیچی میکند، روی اسمش تف میاندازد و این بار به مادرش حق میدهد: بله، حالا او یک آدم جدید شده است.
Niyaz.h
دیگر هیچ کلمهای به قلبش راه پیدا نمیکند، هیچ کلمهای در او اثر نمیگذارد، دیگر هیچ کلمهای خوشایندش نیست.
Niyaz.h
بهتر است چیزها را به حال خودشان گذاشت، گاهی بهتر است چیزی نگفت و هیچ کاری نکرد، چون آدم هیچوقت نمیفهمد چاقو در دست دارد یا میوه.
Niyaz.h
بعضی وقتها آدم دلش میخواهد ماهیت دقیق حرفها را بفهمد: سنگینیشان روی روح، تأثیر موذیانهشان روی افکار، مدت عمرشان، اینکه قلبها را شیرین میکنند یا تلخ. میروند جایی در ذهن بنشینند و یک روز، معلوم نیست چرا و چطور، دوباره سروکلهشان پیدا شود، یا فوراً اثر میکنند و احساساتی مثل خشم، غم یا بهت پدید میآورند؟ ممکن است فهمیده نشوند یا مبهم باشند؟
Niyaz.h
این دو، با عشق دورادوری که مادرشان به آنها میداد بزرگ شده بودند، عشقی محتاطانه، عشقی که آدم احساس میکرد با کوچکترین صدایی ممکن است ناپدید شود. خوب بلدند به همین بسنده کنند، همین که دستهایشان را کنار هم ببینند و گاه به هم لبخند بزنند.
Niyaz.h
اطراف را نگاه میکند، همینطور بیدلیل، فقط میخواهد همهچیز را در یک نگاه در آغوش بگیرد.
Niyaz.h
حجم
۹۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۰۸ صفحه
حجم
۹۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۰۸ صفحه
قیمت:
۴۵,۰۰۰
تومان