جملات زیبای کتاب به روایت گربه‌ ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب به روایت گربه‌ ها

بریده‌هایی از کتاب به روایت گربه‌ ها

نویسنده:اویا بایدار
انتشارات:انتشارات خوب
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۵از ۲ رأی
۴٫۵
(۲)
به دنیا که نگاه می‌کنم، شرمنده می‌شوم؛ هم از چنین جهانی و هم از هیچ کار نکردن برای تغییر این وضعیت. با گربه‌ها و سگ‌هایمان، خانه و باغچه‌مان و کارهای مهممان قلم پایمان را شکانده‌ایم و نشسته‌ایم. از صبح تا شب مثل خر کار می‌کنیم؛ شب آخر وقت به خانه می‌آییم؛ دو کلام حرف زده و نزده می‌خوابیم. هر چند وقت یک بار هم دور هم جمع می‌شویم و به روزگارمان شکر می‌کنیم.»
star98
: «من خیال‌پردازی درمان‌ناپذیرم.
Niyaz.h
«آدم‌ها تخصص دارند از همه‌چیز مشکل بسازند!»
Hope
اینجا گربه‌ای دنیادیده و آگاه محسوب می‌شوم. البته این احترام باعث می‌شود بعضی از نرها از من دور شوند.
Niyaz.h
من دیگر گربهٔ کاملی نیستم و نمی‌توانم تو را خوشبخت کنم. با عشق در آغوشت می‌کشم و خال‌های سفیدت را می‌بوسم.
Niyaz.h
البته طبیعی است که کمال‌گرایی عیب نیست؛ ولی اینکه از آدم‌ها توقع داشته باشی بی‌عیب‌ونقص باشند و بعد به خاطر معایبشان از دستشان عصبانی بشوی، نوعی حماقت انسانی است.
Niyaz.h
هرگز استقلال گربه‌ای‌ات را به یک ظرف غذا نفروش.
Niyaz.h
از این جعبه‌های پاندورا هر چیزی ممکن است بیرون بیاید: مرگ، امید، غم، تولد، رنج، شادمانی... هیچ‌کس پیشاپیش نمی‌داند و هیچ‌کس هم نمی‌تواند مانع شود...
Hope
از قهرمانان این رمان تنها گربه‌ها واقعی‌اند.
Niyaz.h
در کل، انسان‌ها را به «گربه‌دوست» و «گربه‌ندوست» تقسیم می‌کرد و گربه‌دوست‌ها را هم به دو دستهٔ دیگر تقسیم کرده بود: آن‌هایی که گربه را برای خودشان می‌خواستند و آن‌ها که گربه را برای گربه بودنش دوست داشتند. صاحب قسمت از آن‌ها بود که گربه‌ها را برای گربگی‌شان دوست داشت.
Niyaz.h
خال سیاه روی بینی‌ات را که به خاطرش به تو اسم کثیفه داده‌اند می‌بوسم. نینا
Niyaz.h
دین‌دار بودم. به جهان نگاهی انداختم و خدایی را که اجازه می‌داد مردمش این همه در رنج و عذاب باشند رها کردم.
Niyaz.h
همه‌اش خیال‌بافی کردم. حتی وقتی به دنبال حقیقت بودم و فکر کردم آن را یافته‌ام هم به دنبال رؤیا بودم. همه‌مان رؤیا بافتیم. هنوز هم می‌بافیم. دردمان فروریختن رؤیایی است که تمام عمرمان را به پایش دادیم. الان هم هرکداممان در پی رؤیا هستیم. وای به روز کسی که رؤیایی برای خودش دست‌وپا نکند.
Niyaz.h
همدیگر را به خاطر آدم‌ها رنجاندیم. خودمان را با صاحب‌هایمان یکی فرض کردیم... فکر کنم این بزرگ‌ترین اشتباه حیوانات خانگی است...
Niyaz.h
شاید تمام دشمنی‌ها از نشناختن باشد.
Niyaz.h
«اگر چیزی را رها کنم، تکه‌ای از خودم را هم جا می‌گذارم و همین‌طور تکه‌تکه آن‌قدر جا ماندم که دیگر نه جان دل بستن دارم و نه تاب دل بریدن.»
Niyaz.h
حق با آرتور است. همان موقع که استقلالمان را از دست می‌دهیم هویت گربه‌ای‌مان را هم از دست می‌دهیم. گربه بودن را دوست دارم. دلم نمی‌خواهد هویتم را از دست بدهم. می‌خواهم گربه بمانم.
Niyaz.h
شاید بزرگ‌ترین توانمندی انسان این باشد که در حالی که می‌داند هیچ پاسخ قطعی‌ای برای این پرسش وجود ندارد، باز هم پاسخی پیدا کند که ارزش زیستن داشته باشد.
Niyaz.h
«خودم را در تبعید زمان حس می‌کنم.»
Niyaz.h
چیزی که احتمالاً دلیل اصلی نگهداری سگ‌ها و گربه‌هاست: احساس ترحم، لذت برتری، وابسته کردن موجودی با کمک کردن به او...
Emily
«چقدر جوان و بی‌تجربه بودم. دنبال چیزی می‌گشتم که نمی‌دانستم چیست. اشتیاقی سوزان داشتم؛ اما نمی‌دانستم به چه...»
Emily
بعضی گربه‌ها مدام از صاحبانشان شکایت می‌کنند؛ اما به نظر من تربیت آن‌ها تا حدی وظیفهٔ گربه‌هاست.
Emily
آنچه جیم‌جیم کم داشت هویت بود. شاید هم تحت‌تأثیر شرایط محیطی بود که در آن رشد کرده بود. هر گربه‌ای فرق بین دوست داشته شدن و استفاده شدن را تشخیص می‌دهد. درست همان وقتی که متوجه می‌شود برای جبران کمبودهای صاحبش نگهش داشته‌اند، از آنجا دور می‌شود.
Emily
بینشان ده قدمِ گربه‌ای فاصله بود.
Niyaz.h
آن‌هایی که در تلویزیون حرف می‌زنند، بی‌ناموس‌اند و همه‌چیز را به نفع خودشان نمایش می‌دهند. دروغ می‌گویند و دنیا را فریب می‌دهند.
Niyaz.h
«کاج‌ها خبر از تغییر فصل نمی‌دهند. آن‌ها لباس عوض نمی‌کنند. همیشه رخت به تن دارند. لباس پوشیدن سپیدارها هم مثل خانم‌ها طول و تفصیل دارد. اما یاس‌های بنفش بی‌صبر و عجول‌اند. هنوز اسفند نیمه نشده، جوانه‌های سبز برگ‌ها و غلاف قهوه‌ای‌شان را می‌شکافند و سرک می‌کشند.»
Niyaz.h
آدم‌ها، هرچه پیشرفت می‌کنند، وحشی‌تر می‌شوند.
Niyaz.h
در این خانه همه‌اش حرف‌های گنده‌گنده‌ای مثل آزادی اندیشه، حقوق اولیه و دموکراسی عمومی و از این چیزها زده می‌شود؛ اما نوبت به تصمیم‌گیری که برسد، آدم‌ها خودشان می‌برند و خودشان می‌دوزند.
Niyaz.h
«خوب که فکرش را بکنی آدم‌ها هم آزاد نیستند. در اصل، هیچ مخلوقی آزاد نیست.»
Hope
زندگی اشتباه‌ها را نمی‌بخشد. باید شکستمان را بپذیریم. این تنها راه شروع دوباره است...
Hope

حجم

۲۳۷٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۳۶ صفحه

حجم

۲۳۷٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۳۶ صفحه

قیمت:
۶۵,۰۰۰
تومان