جملات زیبای کتاب راهنمای بازدید از موزه کمونیسم | طاقچه
تصویر جلد کتاب راهنمای بازدید از موزه کمونیسم

بریده‌هایی از کتاب راهنمای بازدید از موزه کمونیسم

۳٫۴
(۱۸)
حکومت‌های کمونیست اعداد را به روایات ترجیح می‌دهند. اعداد انتزاعی هستند و نوعی بی‌طرفی «علمی» پدید می‌آورند
p.s
مرز میان مظلوم و ظالم درواقع از میان تک‌تک انسان‌ها می‌گذرد، چون هرکس به نوبهٔ خود هم قربانی است و هم حامی نظام
p.s
بیست سال پیش اصلا به فکر کسی می‌رسید که کمونیسم این‌طوری تمام شود، در یک موزه؟
Tamim Nazari
هیچ رژیمی، هرقدر هم که تمامیت‌خواه باشه، نمی‌تونه بدون همدستی مردم به بقای خودش ادامه بده، حالا هرقدر هم که این همدستی با اکراه باشه.
p.s
نزدیک‌ترین خویشاوندان شما آدم‌ها ما طوطی‌ها هستیم، دست‌کم به چند دلیل: اول این‌که ما می‌توانیم آواز بخوانیم و حرف بزنیم. به‌علاوه، شما آدم‌ها اغلب طوطی‌صفت هستید، بخصوص این‌جا، در حضور کله‌گنده‌ها. شما ادای ما را درمی‌آورید و هرچه آدم‌های بزرگ می‌گویند تکرار می‌کنید، انگار وحی مُنزل باشد.
p.s
کمی از مرور تاریخ چک خجل بوده‌اند، مثلا از این‌که در انتخابات سال ۱۹۴۶ حدود چهل درصد مردم به کمونیست‌ها رأی دادند. قبول کن که چک‌ها این یکی را دیگر نمی‌توانند بیندازند گردن اتحاد جماهیر شوروی!
Tisa
مارشال بسیار خودپسند بود، آن‌قدر که ایمان داشت هرگز اتفاق بدی برایش نخواهد افتاد. هر کاری هم می‌کرد یا هرچه که می‌خورد، محال بود به هیچ بیماری ناگواری دچار شود. از خودش بی‌نهایت مطمئن بود و خود را بی‌نهایت شکست‌ناپذیر می‌دانست. فکر می‌کرد حتی مرگ هم نمی‌تواند شکستش دهد و این از عوارض بیماری مرگباری است که سخت به قدرت پیوسته است.
p.s
برای این‌که علت شکست کمونیسم را درک کنی، باید بدانی که آن نظام از تأمین نیازهای اولیهٔ مردم عاجز بود. یا شاید نمی‌توانست به قدر کافی تولید کند. چنین رژیمی چقدر می‌تواند دوام بیاورد؟ به گمانم یکی از معیارهای بررسی موفقیت یک نظام سیاسی کالاهایی است که در دسترس آدم‌های عادی مملکت است
احسان رضاپور
هیچ رژیمی، هرقدر هم که تمامیت‌خواه باشه، نمی‌تونه بدون همدستی مردم به بقای خودش ادامه بده، حالا هرقدر هم که این همدستی با اکراه باشه.
Mary gholami
شاید هم کل داستان معلول ذهنیت عدم مداخلهٔ رایج در این جامعه باشد، جامعه‌ای که هنوز کاملا از چرت کمونیستی‌اش بیدار نشده است. در کل مردم هنوز باور دارند که همیشه کسی «آن بالا» نشسته که به نام آن‌ها تصمیم می‌گیرد و بعد می‌توانند همهٔ تقصیرها را به گردن او بیندازند. اگر دیروز کمونیسم آن بالا نشسته بود، امروز بوروکراسی بروکسل آن بالا نشسته است. همه‌چیز را به بالانشین‌ها سپردن، فقدان ابتکارعمل، فقدان اقدام خودخواسته در جهت منافع عمومی و... به عقیدهٔ این سگ حقیر، معضل واقعی ما همین است.
Brownman.mms
کمونیسم ربط چندانی به نمایش و به دیدن ندارد، بلکه بیش‌تر به این مربوط می‌شود که آدم در آن روزگار چطور زندگی می‌کرده یا به عبارت دقیق‌تر چطور می‌توانسته از آن روزگار جان سالم به در برد، از بی‌غذایی و بی‌کفشی گرفته تا نبود آزادی و حقوق بشر. مسئله این است که اصلا چطور می‌توان چنین کمبودهایی را، که صرفآ به علت فقر پدید نمی‌آمد، برای کسانی به نمایش درآورد که تقریبآ هیچ‌چیز درباره‌اش نمی‌دانند؟
Tisa
این روزها دیگر به ایدئولوژی نیازی نیست و درعوض به تاریخ نیاز داریم.
Tisa
بعضی نمونه‌های این زشتی را این‌جا می‌بینی، مثل مبلمان این «اتاق نشیمن معمول» (شوروی) که حالا در آن هستیم. زیرش نوشته: «سبک زندگی.» انگار فقر هم برای خودش یک «سبک» است! سبک چیزی است که آدم انتخابش می‌کند. حتی موش‌ها هم این را می‌فهمند...
Tisa
ده درصد از مردم کشور عضو حزب بودن، رک وراست. یعنی یک میلیون وهفتصدهزارنفر! می‌دونم که همهٔ اون آدم‌ها به حزب ایمان نداشتن و فقط عضو تشریفاتی بودن، به خاطر شغل و حرفه و مزایای عضویت توی حزب. اما هیچ رژیمی، هرقدر هم که تمامیت‌خواه باشه، نمی‌تونه بدون همدستی مردم به بقای خودش ادامه بده، حالا هرقدر هم که این همدستی با اکراه باشه. بیاین خودمون رو گول نزنیم؛ بیش‌تر ما از رژیم فرمان بردیم، نه‌فقط برای نجات جونمون ــ چون چکسلواکی که اتحاد جماهیر شوروی نبود ــ بلکه صرفآ برای این‌که بهتر زندگی کنیم. قبول دارم که امروز روبه‌روشدن با این واقعیت خیلی سخته. اما درسته، فرق هست بین اونایی که عضو تشریفاتی حزب بودن و اونایی که با حزب همکاری می‌کردن.
کاربر ۲۴۹۱۲۵۳
این اتاق ــ اگر نماد چیزی باشد ــ نماد قدرت مطلقه است. در چنین اتاق‌هایی مردم را وادار می‌کردند نه‌تنها به دیگران، بلکه به خودشان هم خیانت کنند. از طرفی این سرنوشت فقط گریبان عدهٔ نسبتآ اندکی را می‌گرفت. اما به یک چیز دیگر فکر کن، به چیزی که این‌جا به نمایش درنیامده، به صدها میلیون آدمی که احساس می‌کردند یک اتاق بازجویی در مغزشان کاشته شده. این را نمی‌توانی ببینی، ولی وجود داشته است. شاید باز فکر کنی دارم اغراق می‌کنم، اما دارم از خودسانسوری برایت می‌گویم: خودت بازجوی خودت می‌شوی و دقیقآ در جایی می‌نشینی که جبههٔ مخالف آزادی بیان است.
کاربر ۲۴۹۱۲۵۳
هیچ رژیمی، هرقدر هم که تمامیت‌خواه باشه، نمی‌تونه بدون همدستی مردم به بقای خودش ادامه بده، حالا هرقدر هم که این همدستی با اکراه باشه. بیاین خودمون رو گول نزنیم؛ بیش‌تر ما از رژیم فرمان بردیم، نه‌فقط برای نجات جونمون ــ چون چکسلواکی که اتحاد جماهیر شوروی نبود ــ بلکه صرفآ برای این‌که بهتر زندگی کنیم. قبول دارم که امروز روبه‌روشدن با این واقعیت خیلی سخته. اما درسته، فرق هست بین اونایی که عضو تشریفاتی حزب بودن و اونایی که با حزب همکاری می‌کردن.
میرزاقلمدون
«فقر وقتیه که چیزی واسه خریدن هست، اما شما پولش رو ندارین. کمبود یه چیز دیگه‌س: وقتی که پول دارین، اما چیزی برای خریدن نیست
میرزاقلمدون
به لطف کمونیسم بود که مردم توانستند آموزش درست وحسابی ببینند یا این‌که در جنگ جهانی دوم این اتحاد جماهیر شوروی کمونیست بود که علیه نازی‌ها جنگید. با این حال میلنا می‌گوید با تماشای فیلم‌های هالیوود خیال می‌کنی امریکایی‌ها تنهایی جنگ را برده‌اند!
Tamim Nazari
اخیرآ کسی با شور و حرارت گفت: «نگاه کنین، یه آپارتمان خوشگل بورژوایی پر از چیزهای زشتی که توی دورهٔ کمونیسم تولید شده‌ن!»
Tamim Nazari
آه، زندگی یک فاحشه است و بعدش هم می‌میریم.
afshinmehrabi
کوکی بعدها فهمید که پرنده‌بودن چقدر به نفعش بوده. اگر آدم بود، با این زبان سرخ کارش به زندان می‌کشید! بله، این اتفاق افتاده بود، حتی برای دوستان نزدیکش. با مارشال موافق نیستی؟ پس یکراست می‌روی زندان! به همین سادگی.
afshinmehrabi
«فقر وقتیه که چیزی واسه خریدن هست، اما شما پولش رو ندارین. کمبود یه چیز دیگه‌س: وقتی که پول دارین، اما چیزی برای خریدن نیست؛ کالاها یا تولید نشده‌ن یا به مغازه‌ها نرسیده‌ن. علتش هم روش کار اقتصاد برنامه‌ریزی‌شده‌س.»
bilijacks
همکاری گرایش فعال‌تریه، یه‌جور مشارکته. مثلا بیش‌تر اعضای عادی حزب صرفآ ازش اطاعت کرده‌ن، اما بعضی‌شون با رژیم همکاری داشته‌ن.» پروفسور همیشه می‌گفت: «این‌جا مرز بین خیر و شر پیدا نیست.» بعد هم از واسلاو هاول، قهرمان «انقلاب مخملی»، نقل قول می‌کرد. هاول گفته بود مرز میان مظلوم و ظالم درواقع از میان تک‌تک انسان‌ها می‌گذرد، چون هرکس به نوبهٔ خود هم قربانی است و هم حامی نظام.
کاربر ۲۴۹۱۲۵۳
معمولا به نظر می‌آید حکومت‌های کمونیست اعداد را به روایات ترجیح می‌دهند. اعداد انتزاعی هستند و نوعی بی‌طرفی «علمی» پدید می‌آورند.
میرزاقلمدون
هیچ رژیمی، هرقدر هم که تمامیت‌خواه باشه، نمی‌تونه بدون همدستی مردم به بقای خودش ادامه بده، حالا هرقدر هم که این همدستی با اکراه باشه. بیاین خودمون رو گول نزنیم؛ بیش‌تر ما از رژیم فرمان بردیم، نه‌فقط برای نجات جونمون ــ چون چکسلواکی که اتحاد جماهیر شوروی نبود ــ بلکه صرفآ برای این‌که بهتر زندگی کنیم. قبول دارم که امروز روبه‌روشدن با این واقعیت خیلی سخته. اما درسته، فرق هست بین اونایی که عضو تشریفاتی حزب بودن و اونایی که با حزب همکاری می‌کردن.
ایران آزاد
هیچ رژیمی، هرقدر هم که تمامیت‌خواه باشه، نمی‌تونه بدون همدستی مردم به بقای خودش ادامه بده، حالا هرقدر هم که این همدستی با اکراه باشه. بیاین خودمون رو گول نزنیم؛ بیش‌تر ما از رژیم فرمان بردیم، نه‌فقط برای نجات جونمون ــ چون چکسلواکی که اتحاد جماهیر شوروی نبود ــ بلکه صرفآ برای این‌که بهتر زندگی کنیم. قبول دارم که امروز روبه‌روشدن با این واقعیت خیلی سخته.
🌱ehsan
«منشأ تعارف سیاسی مراعات دیگران است و منشأ خودسانسوری ترس از دیگران.»
🌱ehsan

حجم

۱۸۳٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۷۶ صفحه

حجم

۱۸۳٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۷۶ صفحه

قیمت:
۴۴,۰۰۰
تومان