شاید هم کل داستان معلول ذهنیت عدم مداخلهٔ رایج در این جامعه باشد، جامعهای که هنوز کاملا از چرت کمونیستیاش بیدار نشده است. در کل مردم هنوز باور دارند که همیشه کسی «آن بالا» نشسته که به نام آنها تصمیم میگیرد و بعد میتوانند همهٔ تقصیرها را به گردن او بیندازند. اگر دیروز کمونیسم آن بالا نشسته بود، امروز بوروکراسی بروکسل آن بالا نشسته است. همهچیز را به بالانشینها سپردن، فقدان ابتکارعمل، فقدان اقدام خودخواسته در جهت منافع عمومی و... به عقیدهٔ این سگ حقیر، معضل واقعی ما همین است.