
بریدههایی از کتاب موریگان کرو و بازار مخوف
۴٫۷
(۲۷)
«قوانین برای این وضع میشن که آدم اونها رو زیر پا بذاره،
مریم
بعضیها آدمآزارِ شجاعن و بعضیها مهربون بزدل.
مریم
بالاخره اون حس خوشبختی تمام و کمال محو میشه. اونوقت تو، اینجا توی دنیای واقعی با اینهمه سختی و نقص و آلودگی رها میشی. خیلی غیرقابلتحمل میشه و بدجور احساس پوچی بهت دست میده. حس میکنی زندگیت از حرکت ایستاده. انگار توی یه حباب گیر افتادی درحالیکه بقیهٔ مردم دنیا دور و برت دارن به زندگیشون میرسن.
haniyeh
«قوانین برای این وضع میشن که آدم اونها رو زیر پا بذاره،
غرق در دریا کتاب ها
«برای یکبار هم که شده حواست به حرفی که میزنی باشه. برای یک بار در زندگی بیخاصیتت، چارلتون، فقط به کلمات احمقانهای که از دهنت بیرون میآن فکر کن و بعد به زبون بیارشون.»
غرق در دریا کتاب ها
کیدنس لنور بلکبرن
پشتیبان تو فردا صبح در جمع مهمی حاضر میشود.
راه خلاقانهای پیدا کن تا او خودش را مضحکهٔ عاموخاص کند.
اگر موفق نشوی، راز گروه ۹۱۹ را برملا میکنیم.
یادت باشد:
به هیچکس نگو.
وگرنه ما به همه میگوییم.
غرق در دریا کتاب ها
«گاهی اوقات باید فقط بدونی از کدوم قوانین پیروی کنی، و از کدوم قوانین سرپیچی کنی. کِی طبق نقشه پیش بری و کی فیالبداهه جلو بری.»
غرق در دریا کتاب ها
خواهر و برادر، وفادار تا آخر
همیشه یکدل، راستگو مثل داور
نُهتا از همه سَر، نُه نفر کمیاب
پیوسته همراه، در آتش و سیلاب
خواهر و برادر، با وفا و درستکار
تا قیامت با هم، خاص و انگشتشمار
غرق در دریا کتاب ها
در مقابل دشمنی سایر اعضای گروه ۹۱۹، هاثورن خشنتر از همیشه هوای بهترین دوستش را داشت. کارش به جایی رسیده بود که اگر کسی وقت دور گرداندن ظرف بیسکویت به موریگان تعارف نمیکرد، یا کسی در حضور موریگان دربارهٔ آدمهایی که لیاقت بودن در کانون را ندارند نظرات تحقیرآمیز و متلکوار تحویل میداد، با کاغذ لولشده توی صورتشان میزد.
غرق در دریا کتاب ها
