جملات زیبای کتاب نت های تنهایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب نت های تنهاییsubscriptionAvailable

کتاب نت های تنهایی

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
جلیل صفربیگی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
۸۴
کم نامه خاموش برایم بفرست از حرف پرم، گوش برایم بفرست دارم خفه می‌شوم در این تنهایی لطفاً کمی آغوش برایم بفرست
یاش
۲۱
تنهایی هر کسی برایش چاهی است تا سر ببرد درون آن، گریه کند
پروین اعتصامی
۱۴
کوه‌ها باهم‌اند و تنهایند همچو ما باهمانِ تنهایان
مادربزرگ💝
۱۲
گوش دل من به زنگ تنهایی توست عمری است همیشه تنگ تنهایی توست هر آدمی انگار به رنگی تنهاست تنهایی من به رنگ تنهایی توست
میثم
۱۱
ترسی است مهیب لانه کرده در من یک حس غریب لانه کرده در من این خانه چقدر بی تو سوت و کور است تنهایی عجیب لانه کرده در من
یاش
۱۱
تا صبح من و خدا نشستیم
سیّد جواد
۹
در خلوت من سکوت در تکثیر است مرگ است که با زندگی‌ام درگیر است در سینه خود مترسکی کاشته‌ام تنهایی من پر از کلاغ پیر است
سیّد جواد
۸
با تو دل من پر از کبوتر شده است حال من و شعرهام بهتر شده است حالا تو منی و من تو هستم، با تو تنهایی من چند برابر شده است
سیّد جواد
۸
چندی است دلم شبیه غار خالی است غاری که پر از گرد و غبار خالی است هی می‌روم و دوباره بر می‌گردم تنهایی من پر از قطار خالی است
_SOMEONE_
۸
روحم شده جالباسی تنهایی آویخت به من لباس‌هایش را مرگ
پروین اعتصامی
۸
کوه‌ها باهم‌اند و تنهایند همچو ما باهمانِ تنهایان
13
۶
بی حوصله، پر بهانه برمی‌گردد شب‌ها که به آشیانه برمی‌گردد تنهاتر و زخم‌خورده‌تر از هر روز تنهایی من به خانه برمی‌گردد
میثم
۶
با این همه بت جای خدا، ابراهیم! با چند تبر بیا بیا، ابراهیم! قربان تو اینک این همه اسماعیل چاقوی تو کند است چرا ابراهیم؟
پناه
۶
روحم شده جالباسی تنهایی آویخت به من لباس‌هایش را مرگ
Elahe
۶
هر آدمی انگار به رنگی تنهاست
یاش
۵
مانند بلوط‌های خشک «مانشت» تنهایی من پر از صدای تبر است
Elahe
۵
در خلوت من سکوت در تکثیر است مرگ است که با زندگی‌ام درگیر است
میثم
۴
هر روز از این مسیر برمی‌گردم از رفتن ناگزیر بر‌می‌گردم تو شام بخور، بخواب، تنهایی جان! من مثل همیشه دیر برمی‌گردم
پناه
۴
با تو دل من پر از کبوتر شده است حال من و شعرهام بهتر شده است حالا تو منی و من تو هستم، با تو تنهایی من چند برابر شده است
یاش
۴
تنهایی و زخم، ساخت سالادش را در زودپزش گذاشت فریادش را
Autumn
۳
حالا تو منی و من تو هستم، با تو تنهایی من چند برابر شده است
lady el
۳
من یک تنم از عشیره تنهایی ساکن شده در جزیره تنهایی تاریکی و تکرار، بزرگم کردند با شیر سکوت و شیره تنهایی
lady el
۲
بدجور نشسته گرد تنهایی‌هات بر قاب سیاه و سرد تنهایی‌هات نشکن دلم ـ این آینه سنگی را ـ شاید بخورد به درد تنهایی‌هات
lady el
۲
ای عشق! تو هم کنارمان آمده‌ای امروز سر قرارمان آمده‌ای تنهایی و من چقدر خوشحال شدیم ممنون که تو هم به غارمان آمده‌ای
gazaliolon
۲
ای عشق! تو هم کنارمان آمده‌ای امروز سر قرارمان آمده‌ای تنهایی و من چقدر خوشحال شدیم ممنون که تو هم به غارمان آمده‌ای
پاییز بانو
۲
آمد، چمدان به دست، آرام نشست تنهایی تو کنار تنهایی من
سِـرِشک سَبــز
۲
‫تنهایی و زخم، ساخت سالادش را ‫در زودپزش گذاشت فریادش را ‫آمد که کمی سرمه به چشمش بکشد ‫در آینه دید مرگ ـ هم‌زادش ـ را ‫ 
Autumn
۱
کوه‌ها باهم‌اند و تنهایند همچو ما باهمانِ تنهایان
ر.سین
۱
چندی است دلم شبیه غار خالی است غاری که پر از گرد و غبار خالی است هی می‌روم و دوباره بر می‌گردم تنهایی من پر از قطار خالی است
mobina
۱
دیوانه و مست هم‌چنان می‌گردم لبریز شکست هم‌چنان می‌گردم در شهر شما دربه‌در انسانم خورشید به دست، هم‌چنان می‌گردم