جملات زیبا از متن کتاب نت های تنهایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب نت های تنهاییsubscriptionAvailable

کتاب نت های تنهایی

۳.۲(از ۱۳ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۲۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

کم نامه خاموش برایم بفرست از حرف پرم، گوش برایم بفرست دارم خفه می‌شوم در این تنهایی لطفاً کمی آغوش برایم بفرست
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
۸۵
تنهایی هر کسی برایش چاهی است تا سر ببرد درون آن، گریه کند
یاش
۲۱
کوه‌ها باهم‌اند و تنهایند همچو ما باهمانِ تنهایان
پروین اعتصامی
۱۴
گوش دل من به زنگ تنهایی توست عمری است همیشه تنگ تنهایی توست هر آدمی انگار به رنگی تنهاست تنهایی من به رنگ تنهایی توست
مادربزرگ💝
۱۲
ترسی است مهیب لانه کرده در من یک حس غریب لانه کرده در من این خانه چقدر بی تو سوت و کور است تنهایی عجیب لانه کرده در من
میثم
۱۱
تا صبح من و خدا نشستیم
یاش
۱۱
در خلوت من سکوت در تکثیر است مرگ است که با زندگی‌ام درگیر است در سینه خود مترسکی کاشته‌ام تنهایی من پر از کلاغ پیر است
سیّد جواد
۹
با تو دل من پر از کبوتر شده است حال من و شعرهام بهتر شده است حالا تو منی و من تو هستم، با تو تنهایی من چند برابر شده است
سیّد جواد
۸
چندی است دلم شبیه غار خالی است غاری که پر از گرد و غبار خالی است هی می‌روم و دوباره بر می‌گردم تنهایی من پر از قطار خالی است
سیّد جواد
۸
روحم شده جالباسی تنهایی آویخت به من لباس‌هایش را مرگ
_SOMEONE_
۸
کوه‌ها باهم‌اند و تنهایند همچو ما باهمانِ تنهایان
پروین اعتصامی
۸
بی حوصله، پر بهانه برمی‌گردد شب‌ها که به آشیانه برمی‌گردد تنهاتر و زخم‌خورده‌تر از هر روز تنهایی من به خانه برمی‌گردد
13
۶
با این همه بت جای خدا، ابراهیم! با چند تبر بیا بیا، ابراهیم! قربان تو اینک این همه اسماعیل چاقوی تو کند است چرا ابراهیم؟
میثم
۶
روحم شده جالباسی تنهایی آویخت به من لباس‌هایش را مرگ
پناه
۶
هر آدمی انگار به رنگی تنهاست
Elahe
۶
مانند بلوط‌های خشک «مانشت» تنهایی من پر از صدای تبر است
یاش
۵
در خلوت من سکوت در تکثیر است مرگ است که با زندگی‌ام درگیر است
Elahe
۵
هر روز از این مسیر برمی‌گردم از رفتن ناگزیر بر‌می‌گردم تو شام بخور، بخواب، تنهایی جان! من مثل همیشه دیر برمی‌گردم
میثم
۴
با تو دل من پر از کبوتر شده است حال من و شعرهام بهتر شده است حالا تو منی و من تو هستم، با تو تنهایی من چند برابر شده است
پناه
۴
تنهایی و زخم، ساخت سالادش را در زودپزش گذاشت فریادش را
یاش
۴
حالا تو منی و من تو هستم، با تو تنهایی من چند برابر شده است
Autumn
۳
من یک تنم از عشیره تنهایی ساکن شده در جزیره تنهایی تاریکی و تکرار، بزرگم کردند با شیر سکوت و شیره تنهایی
lady el
۳
بدجور نشسته گرد تنهایی‌هات بر قاب سیاه و سرد تنهایی‌هات نشکن دلم ـ این آینه سنگی را ـ شاید بخورد به درد تنهایی‌هات
lady el
۲
ای عشق! تو هم کنارمان آمده‌ای امروز سر قرارمان آمده‌ای تنهایی و من چقدر خوشحال شدیم ممنون که تو هم به غارمان آمده‌ای
lady el
۲
ای عشق! تو هم کنارمان آمده‌ای امروز سر قرارمان آمده‌ای تنهایی و من چقدر خوشحال شدیم ممنون که تو هم به غارمان آمده‌ای
gazaliolon
۲
آمد، چمدان به دست، آرام نشست تنهایی تو کنار تنهایی من
پاییز بانو
۲
‫تنهایی و زخم، ساخت سالادش را ‫در زودپزش گذاشت فریادش را ‫آمد که کمی سرمه به چشمش بکشد ‫در آینه دید مرگ ـ هم‌زادش ـ را ‫ 
سِـرِشک سَبــز
۲
کوه‌ها باهم‌اند و تنهایند همچو ما باهمانِ تنهایان
Autumn
۱
چندی است دلم شبیه غار خالی است غاری که پر از گرد و غبار خالی است هی می‌روم و دوباره بر می‌گردم تنهایی من پر از قطار خالی است
ر.سین
۱
دیوانه و مست هم‌چنان می‌گردم لبریز شکست هم‌چنان می‌گردم در شهر شما دربه‌در انسانم خورشید به دست، هم‌چنان می‌گردم
mobina
۱