جملات زیبای کتاب خانه خاموش | طاقچه
تصویر جلد کتاب خانه خاموش

کتاب خانه خاموش

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۲۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
اورهان پاموک، مژده الفت، مهدی نوری... بیشتر
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
omid
۱۲
من به تو احترام می‌گذارم. به چشم یک انسان آزاد و مستقل به تو نگاه می‌کنم. من مثل دیگران نیستم که زنم را به چشم برده، همخوابه یا زن حرمسرا ببینم. تو همسر من هستی، می‌فهمی؟
parniyan
۷
زندگی گشت‌وگذار با درشکه‌ای است که وقتی از آن پیاده شدی، دیگر نمی‌توانی برگردی. اما اگر کتابی در دست داشته باشی ــ حتی کتابی پیچیده و درک‌ناپذیر ــ وضع فرق می‌کند. آن‌وقت اگر دلت خواست می‌توانی پس از پایان کار برگردی اولِ کتاب و دوباره آن را بخوانی تا زندگی و هرآنچه را که نفهمیده‌ای درک کنی.
omid
۲
چیزی که ما لازم داریم یک دایرة‌المعارف است. وقتی تمام علوم طبیعی و اجتماعی را بدانیم، هم خدا می‌میرد و هم... اما من دیگر به حرف‌هایت گوش نمی‌دهم. بطری سوم را که می‌نوشید، دیگر به حرف‌های افراطی‌اش توجه نمی‌کردم. بله، خدا وجود ندارد، فاطمه. فقط علم هست و بس. خدای تو مرده، زن احمق! وقتی هم که جز خودپسندی و نفرت چیزی برایش نمی‌ماند، اسیر شهوت می‌شد و می‌رفت سمت کلبهٔ ته باغ. یک خدمتکار! فکرش را نکن... اصلا فکرش را نکن... دو افلیج! به چیز دیگری فکر کن، به صبح زیبا، به باغ‌های قدیمی، به درشکه‌ها... بیا ای خواب، بیا.