
بریدههایی از کتاب اتاق مهمان
نویسنده:دریدا سی میچل
مترجم:محمدصالح نورانیزاده
ویراستار:سارا بحری
انتشارات:کتاب کوله پشتی
دستهبندی:
امتیاز
۴.۱از ۴۶۲ رأی
۴٫۱
(۴۶۲)
قانون اول من در محل کار این است که فقط کار کنم. همکارهایم دوستم نیستند.
sahar1370326
صحبت دربارهٔ یک لطمهٔ روحی شدید مثل این است که دلوروده و قلبت را دردمندانه از شکم دربیاوری و در معرض دید همه بگذاری
آرنیکا
اتفاقات خوب در انتظار آدمهای صبور است.
مرضیه
مامانها خانواده را کنار هم نگه میدارند و خودشان نباید درهم بشکنند. مثل ستون خانواده هستند.
faezehswifti
مام طبیعت هر چی گُهبازیه توی زندگی ما زنها پیاده کرده.»
tabasom
بارهاوبارها برای زنهای مختلف اتفاقات بدی افتاده است، فقط بهخاطر اینکه خجالت میکشیدند از حقشان دفاع کنند.
melik
میدونی مادربزرگم یکبار چی بهم گفت؟ گفت: شما جوونها فکر میکنین باید همیشهٔ خدا شاد و شنگول باشین. و درست میگفت. زندگی پر از پستیوبلندیه. هرچه زودتر به این حقیقت عادت کنیم، زودتر میتونیم با زندگیای که داریم کنار بیایم و ازش لذت ببریم.»
zeynab esmaeeli
«پوچی همان نیستی است.»
مکبث، ویلیام شکسپیر
دختر کتابخوان
طبق تجربهٔ من، مردم وقتی میخوان از خودشون داستانی دربیارن، از جزئیات ریز پرهیز میکنن، چون اون جزئیات رو میشه بررسی کرد.
melik
عادلانه نیست که والدین از غمی که بچهها برای خودشان ایجاد میکنند، زجر بکشند.
fateme fijani
خالکوبیهای روی دو بازویش که انگار با همدیگر برای جلبتوجه بینندهها رقابت میکنند. چرا بعضیها اصرار دارند پوستشان را علامتگذاری کنند؟ پوست باید پاک و بینقص و صاف باقی بماند و فقط گذر اجتنابناپذیر زمان اجازهٔ نقش انداختن روی آن را داشته باشد.
سیّد جواد
هرازگاهی آرزو میکنم کاش مرگ خیلی ساده میاومد و من رو با خودش به یک بهشت آروم و ساکت میبرد. جایی که کابوس دیدن توش ممنوع باشه.
n re
بعضیوقتها مهر مادر بهترین دوا برای هر دردی است.
n re
«شاید دیگران منتظر بمانند تا شمعشان خاموش شود. اما من خود شمعم را خاموش میکنم.»
SARA
لبخندش وسیعتر شد. «عزیزم، زیبایی زیر همهٔ اینهاست. درون وجودته که میتونی زیبایی واقعی رو پیدا کنی. و اینجا.» دست کوچکم را گرفت و روی قلبم گذاشت.
Moon
دوستها درنهایت از آدم دور میشوند.
مرضیه
معذرتخواهی کردن سختترین کار دنیاست،
n re
لبخندش را خیلی دوست دارم. کاش میتوانستم او را در همین لحظه خشک کنم، در جیبم بگذارم و به خانه ببرم.
melik
«اینهمه سال روانشناسهای مختلف برچسبهای مختلفی مثل وسواسی، قربانی زورگویی، مضطرب پساآسیب، و عملاً دیوونه بهم چسبوندن، درحالیکه مشکلم انسانیترین مشکل دنیا بوده. دلشکستگی
لاوین
میدونی مادربزرگم یکبار چی بهم گفت؟ گفت: شما جوونها فکر میکنین باید همیشهٔ خدا شاد و شنگول باشین. و درست میگفت. زندگی پر از پستیوبلندیه. هرچه زودتر به این حقیقت عادت کنیم، زودتر میتونیم با زندگیای که داریم کنار بیایم و ازش لذت ببریم.»
18621
مشکل گذشته این است که بعضیوقتها دوست دارد خودش را با سر وارد زندگی آیندهتان کند
Ra'
و بعد فقط پوچی باقی ماند.
دختر کتابخوان
خستهام. خدایا، چقدر خستهام. گویی دستی نامرئی کابل شارژم را از پریز برق کشیده است.
Fa
به زبون آوردن حرفی که توی دل یا سرته هیچوقت به معنی خیانت کردن به کسی نیست.
مرضیه
لحظاتی در زندگی هست که آدم نمیتواند حرف بزند یا نفس بکشد و انگار در زمان متوقف شده است.
n re
بعضیچیزها را بهتر است کنکاش نکرد.
n re
همیشه همینطور است: اگر اتفاق خجالتآوری سراغتان آمد، خیلی ساده آن را به داخل خانه دعوت کنید، برای همیشه از کار بیندازیدش و بعد زیر فرش مخفیاش کنید.
آسمان
غمگینانه به او نگاه میکنم. آتش درونم خاموش شده است. «تنها بلندی زندگی من پیدا کردن تو بود. جز اون همیشه فقط و فقط پستی بوده.» غم در صدایم موج میزند. «دیگه نمیتونم اینجوری زندگی کنم. فقط رازهای اون خونه میتونن دوباره من رو سرحال کنن.»
rozh
«فکر نمیکنم هیچ راه خوبی برای تموم کردن رابطه وجود داشته باشه. یا به کسی علاقه داری یا نداری
Nasim
بارهاوبارها برای زنهای مختلف اتفاقات بدی افتاده است، فقط بهخاطر اینکه خجالت میکشیدند از حقشان دفاع کنند
fatemeh abdollahi
حجم
۲۹۵٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه
حجم
۲۹۵٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه
قیمت:
۷۵,۰۰۰
تومان