
کتاب فرزندان تاریکی؛ جلد اول
در دل سایهها
انتشارات:
انتشارات پرتقال٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر samin
۱۹
اگر آدمی شما را از ته دل دوست داشته باشد، میتواند اگر در خطر باشید، از کیلومترها دورتر صدایتان بزند.
aram0_0
۵
دولت ما یه دولت مستبده و دولتهای مستبد هیچوقت از حقیقت خوششون نمیاومده.»
کاربر ۳۵۹۴۹۱۰
۳
«خب که چی؟ اونجا که برسیم دیگه برام مهم نیست کی به کی زنگ میزنه. به درَک، اصلاً شاید خودم به پلیس جمعیت زنگ بزنم. با جمعیت هزارنفری هیچکاری نمیکنن؛ بهخصوص حالا که خیلی از ما با مقامات دولت نسبت داریم. مجبورشون میکنیم به حرفمون گوش بدن. ما یه انقلابیم!»
winchester
۳
«دولت فقیر نگه داشتن مردم رو توجیه میکنه و میگه آدمها اگه درست روی مرز زندگی و مرگ باشن، سختتر کار میکنن. البته که دولت تمام تلاشش رو میکنه که بیشتر مردم ـ اونهایی که همکاری میکنن ـ زنده بمونن.
Niloo
۲
تو باید دست از این فکر که منطقی در کاره، برداری. دولته دیگه! یادت رفته؟ برای همین هم هست که باید تظاهرات برگزار کنیم...»
aram0_0
۱
هیچ وقت به ذهن لوک نرسیده بود که آشنا شدن با شخصی دیگر باعث میشود نگرانی یک نفر دیگر هم به آدم اضافه شود.
nil
۱
«امیدواری به هیچ دردی نمیخوره! عمل، تنها چیزیه که به کار میآد.»
☆...○●arty🎓☆
۱
«من هنوز نمیتونم بیام. معذرت میخوام. دلیلش داشتن پدرومادریه که کشاورز هستن، نه وکیل و بارُن. آدمهایی مثل تو تاریخ رو تغییر میدن. آدمهایی مثل من... ما هر اتفاقی که بیفته، میپذیریم.»
«نه! اشتباه میکنی. تو میتونی اتفاقات رو رقم بزنی.»
mattin
۰
«امیدواری به هیچ دردی نمیخوره! عمل، تنها چیزیه که به کار میآد.»
mattin
۰
«جلوی جن رو بگیرم؟ مثل این میمونه بخوام جلوی خورشید رو بگیرم.»
mattin
۰
من الان و شاید فردا قدرت دارم، هفتهٔ دیگه؟؟؟؟ سال دیگه؟؟؟؟؟ از این دولتی که داریم هیچچیزی بعید نیست. یک روز مخلص عزیزکردهای و روز بعد، عنصر نامطلوب. خدا میدونه. هیچ تضمینی نیست.
starlight
۰
گاهی دولت را شبیه به یک آدم چاق بدجنس گنده، با قدی دوسهبرابر یک مرد عادی تجسم میکرد که دور میزد و سرِ مردم داد میکشید: «ممنوع!» و «دست نگه دارید!» شاید بهخاطر حرفهای پدرومادر و برادرهای بزرگترش بود که میگفتند: «دولت اجازه نمیده دوباره اونجا ذرت بکاریم»؛ «دولت قیمتها رو پایین نگه میداره»؛ «دولت از این محصول خوشش نمیآد.»
☆...○●arty🎓☆
۰
لوک گفت: «نه. میخواست زندگی کنه؛ نه اینکه بمیره، نه اینکه قایم بشه. میخواست زندگی کنه!»
کلمات بارها و بارها در ذهنش تکرار شدند: «نه که قایم بشه! زندگی کنه! نه که قایم بشه؛ زندگی کنه.»
کاربر ۱۶۲۰۱۴۴
۰
«امیدواری به هیچ دردی نمیخوره! عمل، تنها چیزیه که به کار میآد.»