
کتاب پنجاه چیزی که تقصیر من نیست
دلنوشتهای از سالهای بزرگسالی
انتشارات:
داهی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
f.a.e.z._
۱۷۵
«تقصیر من نیست که جوری بزرگ شدهام که فکر کنم همهچیز تقصیر من است!»
کوکتل مولوتوف
۱۳۱
مردم سر جای خودشان نیستند.
مستورع
۷۹
«موهام رو دوست دارم.»
یك رهگذر
۶۵
وقتی برای اولینبار فهمیدیم یک نفر را دوست داریم. همان لحظهای که فهمیدیم برایمان مهم است که آن یک نفر هم ما را دوست داشته باشد.
پرنیان فهیم
۵۸
وقتی مردی لباس شنا میخواهد یک شلوارک شنای سایز خودش را از روی رگال برمیدارد. یک زن در اعماق تاریکی شیرجه میزند و وارد گرداب ناامنی میشود. یازده ماهونیم تلاش برای ساختن زنی بااعتمادبهنفس و مستقل و فعال قرن بیستویکمی با نیمنگاهی به انحناهای طبیعی و زیبای بدنمان هنگام پوشیدن یک لباس جذب ناپدید میشود.
تقصیر من نیست که ما هنوز هم باید خودمان را بهزور در تعریف یک نفر دیگر از زیبایی بگنجانیم، چون بهغیراز آن هیچ گزینهٔ واقعگرایانهٔ دیگری وجود ندارد!
Ńàřģéş
۴۶
فریاد میزنم: «تقصیر من نیست!!»
علیرضا
۴۳
برمیگردم و به چشمانش زل میزنم؛ به آن چشمان مردانهٔ عبوس و زشت. صبح حتی یک ثانیه هم وقت نگذاشته است تا مثل من خطچشمی بکشد؛ نه سایهای، نه ریملی، نه کرم زیر چشمی و نه کانسیلری. بازهم نگاه میکنم: نه ژل ابرویی، نه مداد ابرویی، نه پوشانندهٔ منافذی، نه کرمپودری، نه برنزهکنندهای، نه رژگونهای، نه بوتاکسی، نه سشواری، نه اتوی صافکنندهای، نه فرکنندهای، نه رنگکردن ریشهای، نه هایلایتی و نه گوشوارهای هماهنگ با لباسش.
به گردنش میرسم. نیازی نیست به لباسش نگاهی بیندازم. طی چهار ثانیه به این نتیجه میرسم که اگر از سهسالگیاش و از روزی که برخلاف من تصمیم نگرفته است وقتش را برای لباس عوضکردن بگذارد، ساعتها، روزها و هفتهها را تا این لحظه که در صف و پشت سر من ایستاده است بهطور تخمینی حساب کنم، او هجدههزار ساعت زمان بیشتری در این دنیا نسبت به من در اختیار داشته است تا کارهای موردعلاقهاش را انجام دهد؛ این هم تقصیر من نبود.
ms.monisa
۳۸
زندگی برای دخترها متفاوت است.
زندگی ما وقت بیشتری میخواهد.
زندگی ما پیچیدهتر است.
~fatemeh♡
۲۷
هیچکس بازنشسته نمیشود، همه بازآفریده میشوند؛ با هدفی جدید.
~fatemeh♡
۲۵
آینهای که زندگیام را خراب کرد در اتاق پرو فروشگاهی قرار دارد که قبلاً حاضر نبودم پایم را در آن بگذارم، چون مانکنهای پشت ویترین به من توهین میکردند؛ مانکنهایی با پاهای بلند، کشیده و خوشفرم پلاستیکی. مانکنهایی که مثل عروسکهای باربی ۱۸۰ سانتیمتری روی اعتمادبهنفس زنان رژه میرفتند.
sajjad mousavi mehr
۱۸
مردها تمام روز یک هیکل دارند. هیکلهایشان به قبل از صبحانه، بعد از ناهار، بعدازظهر و بعد از شام تقسیم نشده است که نیاز به یک لباس جداگانه برای هر ساعتی از روز داشته باشند.
مردها تمام روز یک قد دارند. تمام شلوارهای مردان در کمدشان یک قد دارند؛ چون پاشنهٔ تمام کفشهایشان یکاندازه است. مردها موقع خرید شلوار یا حتی اندازهکردن قدش یک ثانیه از وقتشان را برای این موضوع تلف نمیکنند که تصمیم بگیرند قدشان با چه کفشی بهتر است. آنها به شش مدل مختلف شلوار سیاه با چهار قد متفاوت نیاز ندارند تا آنها را با نُه مدل کفش پاشنهبلند مختلف برای چهارده موقعیت مختلف ست کنند.
حدیث
۱۷
چطور یک مرد موفق مورداحترام است و یک زن موفق موردشک.
sahar
۱۶
تقصیر من نیست که حتی احساس عذابوجدان هم چندین حالت مختلف دارد؛ قبلاٌ شیرینی میخوردم و بعد عذابوجدان میگرفتم، ولی حالا عذابوجدان کالری، عذابوجدان کربوهیدرات، عذابوجدان چربی، عذابوجدان گلوتن، عذابوجدان تمشک غیرارگانیک، عذابوجدان فرایند تولید آلودهکنندهٔ محیطزیست، عذابوجدان کیسهٔ خرید بازیافتنشدنی، عذابوجدان بهخاطر تولید دیاکسیدکربن دارم ـ هر مافین نُه عذابوجدان مختلف دارد؛ حالا این عذابوجدانها را برای هر مادهٔ غذایی در نظر بگیرید.
m_army_7
۱۵
قبلاً همهچیز آسان بود.
نودل خوب بود، چون خوشمزه بود.
نودل بد بود، چون چاقکننده بود.
نودل خوب بود، چون یک مدل پاستا بود.
نودل بد بود، چون کربوهیدرات داشت.
نودل خوب بود، چون فیبر داشت.
نودل بد بود، چون گلوتن داشت.
کاربر ۲۱۹۳۱۳۰
۱۵
«تقصیر من نیست که جوری بزرگ شدهام که فکر کنم همهچیز تقصیر من است!»
Hadi Ahmadi
۱۴
وقتی دنیا این پیام را مخابره میکند که همهٔ زنها از پس هر کاری برمیآیند، سخت است که احساس نکنی بقیهٔ زنها موفق هستند و فقط خودت در یک چاه گیر افتادهای
Fateme.m
۱۴
«تقصیر من نیست که جلد مجلات زنان ادعا میکنند باید اندام پرانحنای طبیعی خود را دوست داشته باشیم، ولی داخل مجله شانزده مقاله درمورد اینکه چطور ترکهای و لاغر شویم وجود دارد و اینکه حتی اگر خودم به آنها توجهی نکنم بازهم باید ساعتها و ساعتها وقت بگذارم تا این دورویی را برای دخترم توضیح بدهم!»
sayna.s
۱۲
من یک زن هستم و حتی اگر کسی به من توهین کند بازهم وجودم پر از عطوفت و مهربانی است
mahi
۱۲
زندگی برای دخترها متفاوت است.
زندگی ما وقت بیشتری میخواهد.
زندگی ما پیچیدهتر است.
زندگی ما پر از تعهدها و انتظاراتی است که زمان زیادی از ما میگیرند، انرژی و روحیهمان را خراب میکنند و جز احساس خستگی و ناامنی و عدم اعتمادبهنفس و تنهایی برایمان چیزی باقی نمیگذارند.
و من دیگر نمیتوانم تحمل کنم.
aseman
۱۲
تنها کاری که از دستم برمیآید این است که بهخاطر داشتن مادری شجاع که من را به اینجا رسانده است تشکر کنم.
Shahdad-lahijanian
۱۰
آیا اجازه دارم نودل بخورم؟ به منوی روی دیوار پشت صندوق خیره میشوم و سعی میکنم به یاد بیاورم.
قبلاً همهچیز آسان بود.
نودل خوب بود، چون خوشمزه بود.
نودل بد بود، چون چاقکننده بود.
نودل خوب بود، چون یک مدل پاستا بود.
نودل بد بود، چون کربوهیدرات داشت.
نودل خوب بود، چون فیبر داشت.
نودل بد بود، چون گلوتن داشت.
نودل خوب بود، چون یک مدل سوپ ویتنامی بود.
نودل بد بود، چون شاخص گلوکز بالایی داشت.
sajjad mousavi mehr
۱۰
روزهای زیادی سرگرم تحقیق درمورد مدهای فصل بودم؛ بهعنوان مثال اینکه از زنان چه تصویری ارائه میشود و جنسیتزدگی درهمپیچیدهای که در مجلات زنان با عنوان «مد بیپروا» به خورد جامعه داده میشود. تصاویری از مدیران زنی که با شومیز تکدکمهٔ یقهبازی به میزی تکیه دادهاند بدون اینکه چیزی زیر آن پوشیده باشند که چند ده سال تلاش بیوقفه برای نابودکردن نگاه جنسی به زن و ازمیانبرداشتن سوءاستفادهها و تهدیدهای جنسی را یکشبه از بین برد.
sayna.s
۹
هنوز نابرابریهای بسیار زیادی وجود دارند که اجازه نمیدهند زنان زیادی به آنچه میخواهند برسند یا حتی احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند.
HeLeN
۸
زندگی برای دخترها متفاوت است.
زندگی ما وقت بیشتری میخواهد.
زندگی ما پیچیدهتر است.
زندگی ما پر از تعهدها و انتظاراتی است که زمان زیادی از ما میگیرند، انرژی و روحیهمان را خراب میکنند و جز احساس خستگی و ناامنی و عدم اعتمادبهنفس و تنهایی برایمان چیزی باقی نمیگذارند.
sayna.s
۸
در هر وضعیتی چیزی خندهدار وجود دارد
🍃نــہـــالــــے🍃
۷
حالا منظور پدرم را از اینکه میگوید حس میکند هنوز همان پسر پیشین است میفهمم. پدر با لحنی بیشازحد خردمندانه که برایم تحملناپذیر است میگوید: «نمیتونم باور کنم. وقتی به آینه نگاه میکنم نمیتونم باور کنم که اون پیرمرد نودساله من هستم.»
sayna.s
۷
اگر ما همینطور که هستیم زیبا و جذابیم، چرا هر روز هزاران پیغام را برای ناپدیدکردن بخشی از خودمان دریافت میکنیم؟ از چروکهای عمیقمان گرفته تا پاهای بزرگمان. چرا هزاران فعلِ کاهش دهید! آب کنید! کوچک کنید! کم کنید! تقلیل دهید! اصلاح کنید! از دست بدهید! هر روز سر راهمان است؟
Pari
۶
مثل مادرم هستم: خودم را مسئول هر اتفاق و هر شخص زندهٔ روی زمین میدانم.
sayna.s
۶
ولی این تقصیر من نیست که ما در جامعهای زندگی میکنیم که هنوز یک زن را براساس نوع پوشش، وزن، تجرد و تأهل و همسرش قضاوت میکنند.
kika.78
۶
«لازم نیست همهچیز رو همینالآن بدونی، فقط قدم بعدی رو بردار.»
