«دلم خیلی برات تنگ میشه.» گونههایش هنوز خیس اشکاند.
میگویم: «برات نامه مینویسم. نامههای واقعی، با کاغذ و پاکت و تمبر و همهچی.» مامانم میگوید وقتی میتوانیم همدل شویم که وسایل ارتباطیمان را خاموش کنیم، با هم گفتوگوهای واقعی داشته باشیم، کتابهای کاغذی بخوانیم و نامههای طولانی برای کسانی بنویسیم که دلمان برایشان تنگ شده؛ و در تمام طول نوشتن نامه بهشان فکر کنیم.