
F.Sh
۲۳
ناگهان، خاطرهای شفاف از صدای خشک و بیجان دختری در ذهن کوکو نقش بست که میگفت، دنبال استخونهام میگردم. با وجود گرمای آتشی که توی سالن غذاخوری روشن بود، ناگهان سردش شد. کوکو با خودش گفت، ای کاش آقای ولاند به آنجا نیامده بود. نگاهی به پنجره انداخت. برف از قبل هم تندتر و شدیدتر میبارید. سوزیِ سوبارو کاملاً زیر برف مدفون شده بود.
آقای ولاند با لحنی اطمینانبخش به خانم ویلسون گفت: «اصلاً نگران نباشین، خانم. یه داستان اشباح خوب، حسابی به کاروبار آدم رونق میده؛ چه حقیقت داشته باشه، چه نداشته باشه.»
درست در همان لحظه، تمام چراغهای سالن غذاخوری سوسو زدند. کوکو سرش را بلند کرد. تکههیزمی توی شومینه در بارشی از جرقههای آتش فروریخت و یک نفر دور از دید آنها سوت زد.
اُلی پرسید: «اون دیگه چی بود؟ فکر میکردم فقط ما اینجاییم.»
خانم ویلسون قاطعانه گفت: «اوه! ژنراتورها دوباره قاتی کردن. اون هم صدای زنگ ساعت من بود... رأس هر ساعت صدای پرنده میده، قشنگ نیست؟»
به نظر کوکو اصلاً هم قشنگ نبود. زنگ ساعت درست شبیه صدای دختر کوچولویی بود که توی راهروها سوت میزد. اُلی، برایان و کوکو همگی نگاهی با هم ردوبدل کردند و کوکو بازتاب همان فکر را توی صورت آنها هم دید.
Hlia
۱۸
اگه داری کار خطرناکی میکنی، نباید به آینده فکر کنی. باید فقط به الان فکر کنی. و اگه فقط به الان فکر کنی، دیگه نمیترسی.
🕊️📚kerm ketab
۱۱
از کتاب خواندن هم بهاندازهٔ گُل زدن خوشش میآمد
Amaya:) ~
۱۰
وقتی میترسی، معنیش اینه که داری به آینده فکر میکنی. به چیزی فکر میکنی که ممکنه اتفاق بیفته. اگه داری کار خطرناکی میکنی، نباید به آینده فکر کنی. باید فقط به الان فکر کنی. و اگه فقط به الان فکر کنی، دیگه نمیترسی.
ساجده عباسی
۷
«ماوراءالطبیعه خیلی با شیرینی کرهٔ بادامزمینی جور درمیآد!»
ساجده عباسی
۶
خودت باید تصمیم بگیری به چی اعتقاد داری، اُلی گوگولی. این هم یه قسمتی از بزرگ شدنه.
🕊️📚kerm ketab
۴
وقتی میترسی، معنیش اینه که داری به آینده فکر میکنی. به چیزی فکر میکنی که ممکنه اتفاق بیفته. اگه داری کار خطرناکی میکنی، نباید به آینده فکر کنی. باید فقط به الان فکر کنی. و اگه فقط به الان فکر کنی، دیگه نمیترسی.
🕊️📚kerm ketab
۴
کتاب نوشتن کار یک نفر نیست؛ واقعاً نیست. درست است، فقط یک نفر کلمات را تایپ میکند. اما چیزی که شما موقع خواندن یک کتاب نمیبینید، تمام آدمهایی هستند که مشاوره دادهاند، حمایت کردهاند، باور کردهاند و نقد کردهاند.
Zohreh
۴
«چهرهٔ آدم به چه دردی میخوره؟ به درد دروغ گفتن و گمراه کردن.»
ساجده عباسی
۲
«من به خاطرات اعتقاد دارم. به این اعتقاد دارم که وقتی یکی رو دوست داری، اون رو اونقدر خوب به یاد میآری که یهجورهایی شبیه یه شبح میشه. اونقدر زیاد یادشون میافتی که حس میکنی توی اتاق بغلیان، یا همین نزدیکیها و هر لحظه ممکنه بیان تو. ولی نه به اون اشباحی که آقای ولاند داره دنبالشون میگرده
امیرحسین
۱
کوکو با صدایی بچگانه گفت: «پس اینها ردپای کیه؟»
کوکو به راهروی پشت سرش چشم دوخت و او هم چیزی را دید که کوکو دیده بود... ردیفی از ردپاهای خیس تعقیبشان کرده بود.
کاربر ۱۵۸۲۹۰۵
۱
نفس بکش. نفس کشیدن کاریه که الان داری انجامش میدی. پس نفس بکش. فقط به اون فکر کن، نه به چیز دیگهای.
ساجده عباسی
۱
«چهرهٔ آدم به چه دردی میخوره؟ به درد دروغ گفتن و گمراه کردن.
Zohreh
۱
من به خاطرات اعتقاد دارم. به این اعتقاد دارم که وقتی یکی رو دوست داری، اون رو اونقدر خوب به یاد میآری که یهجورهایی شبیه یه شبح میشه. اونقدر زیاد یادشون میافتی که حس میکنی توی اتاق بغلیان، یا همین نزدیکیها و هر لحظه ممکنه بیان تو.
Zohreh
۱
وقتی میترسی، معنیش اینه که داری به آینده فکر میکنی. به چیزی فکر میکنی که ممکنه اتفاق بیفته. اگه داری کار خطرناکی میکنی، نباید به آینده فکر کنی. باید فقط به الان فکر کنی. و اگه فقط به الان فکر کنی، دیگه نمیترسی.
Zohreh
۱
کتاب نوشتن کار یک نفر نیست؛ واقعاً نیست. درست است، فقط یک نفر کلمات را تایپ میکند. اما چیزی که شما موقع خواندن یک کتاب نمیبینید، تمام آدمهایی هستند که مشاوره دادهاند، حمایت کردهاند، باور کردهاند و نقد کردهاند.
haniyh
۱
الیویا، وقتی میترسی، معنیش اینه که داری به آینده فکر میکنی. به چیزی فکر میکنی که ممکنه اتفاق بیفته. اگه داری کار خطرناکی میکنی، نباید به آینده فکر کنی. باید فقط به الان فکر کنی. و اگه فقط به الان فکر کنی، دیگه نمیترسی.
《HASTI》
۱
مُردهها از اینجا رفتن. اونها ما رو ترک کردن و فقط همون بخشی ازشون به جا مونده که ما تا ابد پیش خودمون نگهش میداریم.»
=o
۰
سردش شده بود، خسته و تنها بود... و در اوج درماندگی و وحشت.
کاربر ۱۵۸۲۹۰۵
۰
وقتی میترسی، معنیش اینه که داری به آینده فکر میکنی. به چیزی فکر میکنی که ممکنه اتفاق بیفته. اگه داری کار خطرناکی میکنی، نباید به آینده فکر کنی. باید فقط به الان فکر کنی. و اگه فقط به الان فکر کنی، دیگه نمیترسی.
haniyh
۰
چیزی که توی هر دو طرف آینه وجود داشته باشه، درش رو باز میکنه.
《HASTI》
۰
وقتی میترسی، معنیش اینه که داری به آینده فکر میکنی. به چیزی فکر میکنی که ممکنه اتفاق بیفته. اگه داری کار خطرناکی میکنی، نباید به آینده فکر کنی. باید فقط به الان فکر کنی. و اگه فقط به الان فکر کنی، دیگه نمیترسی.
《HASTI》
۰
اُلی کوچولو گفته بود، ولی من نمیدونم چهجوری باید فقط به الان فکر کنم.
مادرش گفته بود، نفس بکش. نفس کشیدن کاریه که الان داری انجامش میدی. پس نفس بکش. فقط به اون فکر کن، نه به چیز دیگهای.
《HASTI》
۰
برایان آهسته سوت زد و گفت: «تو برنده میشی، کوکو. درست مثل هری پاتر.»
hilda
۰
«چهرهٔ آدم به چه دردی میخوره؟ به درد دروغ گفتن و گمراه کردن.»
W.W.H.N.G.K
۰
اگر یک طرفِ بازی هیچ راهی برای برنده شدن نداشته باشد، بازی کردن دیگر چه لذتی دارد؟
