جملات زیبای کتاب خاطرات یک گیشا | طاقچه
تصویر جلد کتاب خاطرات یک گیشا

کتاب خاطرات یک گیشا

داستان یک زندگی

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۱۴۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
آرتور گلدن، مریم بیات
انتشارات: 
انتشارات سخن
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
*Eli*
۳۰
فکر نمی‌کنم هیچ یک از ما تا از درد خلاص نشده‌ایم بتوانیم صادقانه درباره‌اش حرف بزنیم.
KokO3AbZ
۱۹
وقتی بچه بودم یقین داشتم اگر آقای تاناکا مرا از خانهٔ شنگولی‌مان نکنده بود زندگی برایم هرگز میدان مبارزه نمی‌شد. اما اکنون می‌دانم زندگی‌مان هیچ‌وقت پایدارتر از موجی نیست که از پهنهٔ دریا برمی‌خیزد. مبارزات و پیروزی‌مان هر چه باشد، هر گونه که آن‌ها را از سر گذرانده باشیم، مثل قطره‌ای مرکب بر روی کاغذ کاهی می‌دود و راه خودش را پیدا می‌کند.
sanaz
۱۵
«هیچ‌کدام از ما آن‌طور که باید و شاید از دنیا محبت نمی‌بینیم.»
KokO3AbZ
۱۰
ولی اکنون خوشبخت بودم. گرچه باید بگویم، باید مدتی در شرایط خوشبختی به سر می‌بردم تا می‌توانستم عاقبت به گذشته نگاه کنم و بپذیرم که زمانی چه زندگی غم‌انگیزی داشته‌ام. یقین دارم که در غیر این صورت هیچ‌وقت نمی‌توانستم داستان زندگی‌ام را بنویسم، فکر نمی‌کنم هیچ یک از ما تا از درد خلاص نشده‌ایم بتوانیم صادقانه درباره‌اش حرف بزنیم.
الهام کاظمی
۱۰
وقتی درد می‌کشیم، به نظر می‌رسد که حتی درخت‌های غرق شکوفه هم با سنگینی خود به درد ما می‌افزایند
mahbube
۷
«هیچ‌گاه در پی شکست مردی که با او می‌جنگم برنمی‌آیم، می‌گردم که اعتماد به نفسش را بشکنم. ذهنی که مشکلِ شک دارد نمی‌تواند خود را روی پیروزی متمرکز کند. دو مرد با هم برابرند ــ برابر واقعی ــ به شرط آن‌که در اعتماد به نفسشان هم با هم برابر باشند.»
نگآرا
۷
دنیایی را سراپا متفاوت با دنیایی که همیشه در آن بودم مجسم کردم، دنیایی که در آن با انصاف و حتی با مهر با آدم برخورد می‌شد ــ دنیایی که در آن پدرها دختر خود را نمی‌فروشند.
fateme
۵
غم چیز غریبی است، در برابر آن تا چه اندازه ناتوانیم. به پنجره‌ای می‌ماند که به خودی خود باز می‌شود. اتاق سرد می‌شود و کاری از دستمان برنمی‌آید جز این‌که از این سرما بلرزیم. اما پنجره‌ای است که هر بار کمتر باز می‌شود و کمتر باز می‌شود و روزی تعجب خواهیم کرد که کجا رفته است!
محمد
۵
غم چیز غریبی است، در برابر آن تا چه اندازه ناتوانیم. به پنجره‌ای می‌ماند که به خودی خود باز می‌شود. اتاق سرد می‌شود و کاری از دستمان برنمی‌آید جز این‌که از این سرما بلرزیم. اما پنجره‌ای است که هر بار کمتر باز می‌شود و کمتر باز می‌شود و روزی تعجب خواهیم کرد که کجا رفته است!
رقـیه ســادات🌱
۴
خیاط مامه‌ها یک مبل راحتی و یک قالیچهٔ ایرانی از انبار راهرو بیرون آورده و کنار پنجره گذاشته بود.
کاربر ۱۱۳۰۹۲۸
۳
غم چیز غریبی است، در برابر آن تا چه اندازه ناتوانیم. به پنجره‌ای می‌ماند که به خودی خود باز می‌شود. اتاق سرد می‌شود و کاری از دستمان برنمی‌آید جز این‌که از این سرما بلرزیم.
نور
۲
اکنون می‌دانم زندگی‌مان هیچ‌وقت پایدارتر از موجی نیست که از پهنهٔ دریا برمی‌خیزد.
سما خادمي
۲
سختی کشیدن مثل وزش باد شدید است. منظورم این نیست که ما را از نقاطی برمی‌گرداند که ممکن بود به نوعی برویم و همین‌طور از ما چیزهایی را می‌کند که کنده شدنی به نظر نمی‌رسیدند، اما بعد از آن خودمان را آنچه واقعاً هستیم می‌بینیم، نه آنچه می‌خواستیم باشیم.
Ati
۲
بسیاری از فعالان حقوق زنان، گیشاگری را نوعی برده‌داری امروزی می‌دانند، که البته پر بیراه نیست.
نگین
۲
گفت: «سایوری، نمی‌دانم باز کی یکدیگر را می‌بینیم، یا وقتی ببینیم دنیا چه شکلی است. شاید هر دو چیزهای ترسناکی دیده باشیم. اما هر زمان که نیاز داشته باشم به خودم یادآوری کنم که در دنیا زیبایی و خوبی نیز وجود دارد به تو فکر خواهم کرد.»
الهام کاظمی
۲
صدای به هم خوردن بال پرنده‌ای هراسان در گوشم طنین انداخته بود. نمی‌دانم، شاید صدای قلبم بود. اما اگر تا به حال پرنده‌ای را دیده باشید که در هشتی بزرگ معبدی گیر افتاده و در جستجوی راهی برای فرار است، خُب، عکس‌العمل ذهن من هم همین بود.
الهام کاظمی
۲
ما انسان‌ها در عادت دادن خود به همه چیز واقعاً درخشانیم،
..
۲
هیچ چیز غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر از این نیست که چه کسی از جنگ جان سالم به در می‌برد و چه کسی نمی‌برد.
Rg355
۱
و گفت: «تکهٔ گران‌قیمتی هستی کوچولو. تو را دست‌کم گرفته بودم. شانس آوردم که اتفاقی نیفتاد. اما خیالت راحت باشد که در آینده بیشتر مراقبت خواهم بود. خواهان زیاد داری و پول خوبی هم بابتش می‌پردازند. گوشَت به من است؟» گفتم: «بله خانم!» البته، آن‌گونه محکم که گوشم را می‌کشید به هر چه می‌گفت بله می‌گفتم. «اگر چیزی را که بابتش باید پول بپردازند مفت به کسی بدهی، به این اوکیا خیانت کرده‌ای. به من خیلی بدهکاری، بلدم بدهی‌ات را چطور پس بگیرم و منظورم تنها آن نیست!»
نگآرا
۱
به همین خاطر است که رؤیا می‌تواند تا این حد خطرناک باشد: مثل آتشی است که درون را می‌سوزاند و گاهی آن را تا ته می‌خورد.
نگآرا
۱
گاهی در زندگی با چیزهایی مواجه می‌شویم که چون قبلاً با موارد مشابه آن برنخورده‌ایم احساس می‌کنیم نمی‌توانیم درکش کنیم.
aban
۱
سرنوشت همیشه مثل پایان یک مهمانی در شب نیست. گاهی اوقات تنها مبارزه برای زندگی از این روز به آن روز است.»
Ati
۱
گیشاها زنان خودفروش نیستند. دخترانی هستند که در خردسالی از خانواده‌های تنگ‌دستشان به مبلغ ناچیزی خریداری شده و از کودکی با آموزش‌هایی خاص برای ایفای نقش همنشینی و مصاحبت با مردان در چای‌خانه‌ها تربیت می‌شوند.
Ati
۱
در زبان ژاپنی "گی" به معنای هنر و مهارت و "شا" به معنای شخص است، ترکیب گیشا به معنای آراستگی یک فرد به هنرهاست.
نگین
۱
«کمکت نکرد، درست است؟» «نه، گفت از هر نفوذ که قبلاً داشته استفاده کرده.» «آن نفوذها هم دیگر برایش باقی نمی‌ماند. چرا ذره‌ای از آن را برای تو نگه نداشت؟» «یک سال بیشتر است که او را ندیده بودم.» «مرا بیشتر از چهار سال است که ندیده بودی و من بهترین نفوذم را برای تو نگه داشتم... چرا پیش از این سراغ من نیامدی.»
Sajad
۱
بگو ببینم سایوری، فکر می‌کردی زندگی یک گیشا یعنی چه؟ ما گیشا نمی‌شویم که زندگی دلخواهمان را داشته باشیم، گیشا می‌شویم چون چارهٔ دیگری نداریم.» «آه، مامه‌هاــ سان... خواهش می‌کنم... آن‌قدر حماقت کردم امیدم را زنده نگه دارم که شاید روزی...» «رؤیای دخترها همیشه احمقانه است سایوری، آرزو مثل شانه‌های زینتی سر است. دخترها می‌خواهند چند تا چند تا از آن‌ها بر سر بگذارند. اما به سالخوردگی که می‌رسند حتی اگر یکی هم بر سر داشته باشند به نظر مسخره می‌رسد.»
حــــــــنا🌼
۱
«برای درک، آدم بسیار راحتی هستم سایوری. دوست ندارم جلوی رویم چیزهایی باشد که نمی‌توانم به دست آورم.
Reyhaneh
۱
غم چیز غریبی است، در برابر آن تا چه اندازه ناتوانیم. به پنجره‌ای می‌ماند که به خودی خود باز می‌شود. اتاق سرد می‌شود و کاری از دستمان برنمی‌آید جز این‌که از این سرما بلرزیم. اما پنجره‌ای است که هر بار کمتر باز می‌شود و کمتر باز می‌شود و روزی تعجب خواهیم کرد که کجا رفته است!
الهام کاظمی
۱
مثل صخره‌ای که تمام روز زیر ریزش آبشار بوده است، درد می‌کشیدم.
الهام کاظمی
۱
احساس می‌کردم زندگی‌ام همانند گذر طویلی که راه به جایی ندارد در برابرم قد کشیده است.