وقتی بچه بودم یقین داشتم اگر آقای تاناکا مرا از خانهٔ شنگولیمان نکنده بود زندگی برایم هرگز میدان مبارزه نمیشد. اما اکنون میدانم زندگیمان هیچوقت پایدارتر از موجی نیست که از پهنهٔ دریا برمیخیزد. مبارزات و پیروزیمان هر چه باشد، هر گونه که آنها را از سر گذرانده باشیم، مثل قطرهای مرکب بر روی کاغذ کاهی میدود و راه خودش را پیدا میکند.