جملات زیبا از متن کتاب شب سراب | طاقچه
تصویر جلد کتاب شب سراب

کتاب شب سراب

۳.۱(از ۳۵۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
ناهید ا. پژواک
انتشارات: 
نشر آسیم

قیمت:

۵۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
اگر کارت را دوست داشته باشی پیر نمی‌شوی، اگر زندگی‌ات را دوست داشته باشی جوان می‌مانی!
روژینا
۵۳
از قدیم و ندیم گفته‌اند آنجا برو که بخوانند، نه آنجا که برانند.
روژینا
۴۳
ای کاش جوان می‌دانست و پیر می‌توانست!
کاربر ۸۷۴۷۹۲۷
۳۹
همیشه زن کوچک‌تر از شوهرش بوده. بوده که بوده، غلط بوده، احمقانه بوده
روژینا
۳۳
آدمیزاد حتی قدرت تحمل افکار و اعمال خودش را ندارد، می‌ترکد، منفجر می‌شود
روژینا
۲۸
پیر بشی اما عاجز نشی!
روژینا
۲۲
خیلی‌ها هستند یاد نمی‌دهند، بخیلند، همیشه فن آخر را برای خودشان نگه می‌دارند،
روژینا
۲۰
چو شو گیرم خیالش را در آغوش سحر از بسترم بوی گل آید
روژینا
۲۰
طبع آدم باید والا باشد. آن‌قدر ثروتمند هست که طبیعت گدا دارد
روژینا
۱۷
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت بغمزه مسئله‌آموز صد مدرس شد
روژینا
۱۴
یاد تو روی پوست بدنم، توی گوشتم و درون استخوانم با خونم مخلوط می‌شود و سراپای وجودم را گرم می‌کند.
روژینا
۹
«ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت.»
روژینا
۷
ضایع مساز رنج و دوای خود ای طبیب دردیست درد ما که مداوا نمی‌شود
روژینا
۷
آن‌قدر زن و شوهرها هستند که از هم دورند، نسبت به هم بیگانه‌اند، هر چند سرشان را همه شب روی یک بالش می‌گذارند
روژینا
۷
یتیم واقعی مادر مرده است نه پدر مرده
teacher__saeedeh
۷
در همه کارها صلاح مصلحت باید کرد.
روژینا
۶
و من وقتی قیافه پدرم را که در پنجاه سالگی، من یک ساله را بغل می‌کرده و سر کوچه و خیابان می‌رفته تجسم می‌کنم از پدرم بدم می‌آید. آخر او نفهمیده بود که من باید یتیم شوم؟ مردانی که در سن پیری بچه‌دار می‌شوند به نظر من به بچه‌های خودشان خیانت می‌کنند، چگونه راضی می‌شوند که در این دنیای وانفسا جگرگوشه‌شان را تنها رها و بی‌کس و کار و سرگردان کنند.
tahmin
۶
دل می‌رود زدستم صاحبدلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
روژینا
۵
راهی است راه عشق که هیچ‌اش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
روژینا
۵
«تو بگریزی از پیش یک شعله خام من ایستاده‌ام تا بسوزم تمام»
روژینا
۵
اگر لحظه‌های خوشی پایدار بودند، بهشت بود. اگر غم‌ها پایدار بودند، دوزخ بود. پس چون هر چه هست می‌گذرد، گویا برزخ همین جاست.
tahmin
۵
گفتم: ‫من این همه یادگاری به تو داده‌ام... زلفم را... خون تنم را... تو به من چه یادگاری می‌دهی؟ ‫همیشه آماده جواب بود. گفت: ‫اول بار که من به تو یادگاری دادم؟ ‫چه یادگاری؟ ‫دلم را!
زهرا
۵
تو که با من سر یاری نداری چرا هر نیمه شب آیی به خوابم؟
روژینا
۴
باز شدن این در بسته شدن بقیه درها را به همراه دارد. عاقل باش! دیوانگی بس است! زندگی فقط چشم و ابرو و خط و خال نیست. فردا مثل نوکر خانه‌شان با تو رفتار می‌کنند
کتابدوست
۴
رحیم، سعی کن از زندگی دیگران عبرت بگیری. سعی کن از تجربه دیگران درس بیاموزی. مبادا بخواهی همه چیز را خودت تجربه کنی! نه، عمر ما کفاف نمی‌دهد. هیچ وقت نگو من تافته جدا بافته‌ام، من می‌توانم، من می‌کنم! نه، نه ما همه‌مان عاجزیم، بیچاره‌ایم، کوریم، کریم، چلاقیم، پس با تکیه به تجربیات همدیگر باید آن‌قدر قوی شویم که این پل زندگی را طی کنیم و به دره سرنگون نشویم.
رامین
۴
آدم بی‌سواد بدتر از کور است، دیگر دنیا دنیای درس و سواد است.
فانوس
۴
وقتی زن سوءظن پیدا کند، دیگر به هیچ وسیله‌ای نمی‌توانی از دلش در آوری. قسم هم بخوری، باور نمی‌کند.
فانوس
۴
به نظر او زندگی آواز قمر، شعر حافظ و داستان لیلی و مجنون بود یا همان دورانی که برایم گل می‌آورد، نامه می‌نوشت، عاشقانه نگاهم می‌کرد و دزدانه پیامم می‌داد. اما چهره واقعی زندگی همین بود؛ عرق ریختن، نان در آوردن، جان کندن، از صبح تا غروب کار کردن
🪗 𝓡𝓸𝓸𝓫𝓪𝓱 𝓴𝓸𝓸𝓬𝓱𝓸𝓸𝓵𝓸𝓸🦊
۴
مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید
روژینا
۳
الا ای آهوی وحشی کجایی مرا با توست چندین آشنایی دو تنها و دو سرگردان دو بی‌کس دد و دامست کمین از پیش و از پس بیا تا حال یکدیگر بدانیم مراد هم بجوییم ار توانیم که می‌بینم که این دشت مشوّش چراگاهی ندارد خرّم و خَش مگر خضر مبارک پی در آید که این تنها بدان تنها رساند
روژینا
۳