جملات زیبای کتاب محوِ | طاقچه
تصویر جلد کتاب محوِ

بریده‌هایی از کتاب محوِ

نویسنده:علیرضا روشن
انتشارات:نشر نون
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۹۸ رأی
۴٫۰
(۹۸)
خدا مرا ببخشد؛ مرگِ کودکِ همسایه را بهانه کردم؛ سخت در فراق یارم گریستم
م.
خوش به حالت؛ پیش ِخودت هستی
•Nastaran•
نمی‌گویم آسمانت می‌شوم تا آسمان برایت قفس نشود. من قفس ِتو هستم، از من به سوی آسمان بگریز
آرام
در شب اندوهی‌ست که مرا به خلأ خیره می‌کند
آرام
در سرزمینِ من آغوش‌ها برای بدرقه گشوده می‌شوند
هو
تو سکوتِ لابه‌لایِ حرف هایِ منی، از حرف‌هایم آنچه نمی‌گویم؛ تویی
Aysan
خواب دیدم تنها هستم، بلند شدم تعبیر شد
F_ B
گذشت کارِ من نبود، کارِ من گذشتن بود
Nika
او باد است؛ می‌آید من برگم؛ می‌روم
Nika
خوش به حالت؛ پیش ِخودت هستی
Aysan
در زدن را از کلید داشتن خوش‌تر می‌دارم
Ainsad
من نیامده‌ام با تو باشم، من آمده‌ام تو باشم. هیزم آتش نمی‌گیرد؛ آتش می‌شود
اِمانوئل کِنت
کودک راه‌رفتن را می‌آموزد من، راهِ رفتن را
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
خدا مرا ببخشد؛ مرگِ کودکِ همسایه را بهانه کردم؛ سخت در فراق یارم گریستم
Aysan
من نیامده‌ام با تو باشم، من آمده‌ام تو باشم. هیزم آتش نمی‌گیرد؛ آتش می‌شود
Zahra
آخْ یارم، روز را هزارساعت کردی و رفتی
Nika
در زدن را از کلید داشتن خوش‌تر می‌دارم
Aysan
این نخ ِ اتصالت به زمین اگر نبود پرواز ِ تو مقدر نبود ای بادبادک
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
هزار گل سنگ‌ها را شکستند یکی نگفت، یک سنگ گلی را شکست همه گفتند
- RST
عشقِ من لکه‌ی‌آفتابی‌ست که بر فرشی افتاده باشد، با شست‌و‌شو نمی‌رود، فرش را برداری نمی‌رود، پنجره را ببندی نمی‌رود، پرده را کلفت‌تر بگیری نمی‌رود. این لکه وقتی می‌رود که خورشیدم رفته باشد
Aysan
من نشانه‌یِ غیابِ تو، من دلیلِ تنهایی‌ام. تنها نه، من تنهایی‌ام
Nuage
در سرزمینِ من آغوش‌ها برای بدرقه گشوده می‌شوند
zaguli
‫در اندوهِ من ‫شادیِ رهاشدن پرنده‌ای‌ست ‫که به او دل بسته بودم ‫ 
سِـرِشک سَبــز
تو سکوتِ لابه‌لایِ حرف هایِ منی، از حرف‌هایم آنچه نمی‌گویم؛ تویی
maha
مرا دیدند که به تو گفتند زیبا. منم غلطی که درست را نشان می‌دهد
|هیـچِ‌مطلقـ|
من نیامده‌ام با تو باشم، من آمده‌ام تو باشم. هیزم آتش نمی‌گیرد؛ آتش می‌شود
maha
خواب دیدم تنها هستم، بلند شدم تعبیر شد
nia
زیبایی‌ات کوهستانی‌ست که فقط از دور دیده می‌شود، برای دیدن تمامِ تو باید از تو فاصله گرفت
Ali
علف را «هرز» می‌خواند باغبانی که از درخت گلابی می‌خواهد
Zahra
من فکر می‌کردم تو را اما خودم را می‌خواستم، مثل گرمازده‌ای که باد را نه به خاطرِ باد که برایِ خنک‌شدن می‌خواهد
Aysan

حجم

۴۹٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۱۱۱ صفحه

حجم

۴۹٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۱۱۱ صفحه

قیمت:
۲۵,۰۰۰
تومان