جملات زیبا از متن کتاب دفترهای واپسین؛ دفتر هفتم؛ به رنگ آبی نیلی | طاقچه
تصویر جلد کتاب دفترهای واپسین؛ دفتر هفتم؛ به رنگ آبی نیلیsubscriptionAvailable

کتاب دفترهای واپسین؛ دفتر هفتم؛ به رنگ آبی نیلی

۳.۵(از ۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
احمدرضا احمدی
انتشارات: 
کتاب نشر نیکا
categoryدسته‌بندی: 
شعر معاصر

قیمت:

۷۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

آن‌قدر ابله نیستیم که امید را باور کنیم
Mostafa F
۱۴
چگونه باید این‌غروب جمعه را به‌پایان برد که کسی زخمی نشود
Mostafa F
۵
نه جای حرمان بود نه جای شادی واقعیت همه‌چیز را درو کرده بود
Mostafa F
۲
کسی ما را به‌یاد نداشت و ما باور کرده بودیم کسی ما را به‌یاد ندارد.
Mostafa F
۱
کمی عسل دارم کمی حوصله دارم
Mostafa F
۱
با قطاری که به جهنم می‌رفت و رانندهٔ قطار در ابتدای همان ایستگاه اول مرده بود.
Mostafa F
۱
چگونه باید این‌غروب جمعه را به‌پایان برد که کسی زخمی نشود که کسی ناامید نشود این‌غروب جمعه هم چون همهٔ غروب‌های جمعهٔ دیگر پایان یافت
میلاد مجرد
۱
مردی کور در انزوا ـ در بیهودگی در پیری ـ در غروب آکوردئون می‌نواخت ما چاره را در توقف در خیابان نمناک ـ گمنام و خاموش یافته بودیم
میلاد مجرد
۰
تازه فهمیده‌بودیم اتاق دو پنجره دارد که گفتند مهلت تمام شده است باید تا فردا از این‌خانه بیرون بروید.
میلاد مجرد
۰