جملات زیبای کتاب جنایت کنت نوویل | طاقچه
تصویر جلد کتاب جنایت کنت نوویل
off
٪۱۰
subscriptionAvailable

کتاب جنایت کنت نوویل

نوع کتاب
۳.۲(از ۳۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
املی نوتومب، ویدا سامعی
انتشارات: 
نشر نو

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سمانه ابراهیمی
۶
نجیب زاده بودن، پسرم، به این معنا نیست که حقوق بیشتری نسبت به دیگران داریم، به این معناست که ما وظایف بیشتری نسبت به دیگران داریم.
Anahita
۴
«واقعاً لازم بود جهنم را بیافرینند وقتی بی‌خوابی وجود دارد؟»
Anahita
۳
با مداد کنار اسم همهٔ آدم‌های منفورش علامت گذاشت. بالاخره به نتیجه رسید و بیست‌وپنج نفر را در گروه فرومایگان قرار داد. این تعداد به نظرش بسیار اندک بود: «من از آنهایی هستم که دوست داشتن را به نفرت ورزیدن ترجیح می‌دهند.» و از اینکه در این موقعیت جمله‌ای از آنتیگونِ سوفوکل به ذهنش آمده بود، از خودش خشنود شد.
Saeed Azami
۱
باید پذیرفت وقتی کسی اسم دو فرزند بزرگترش را اورست و الکتر می‌گذارد، انگیزه‌اش چنان قوی است که اسم سومی را هرچه بگذارد، فرقی به حال سرنوشت نمی‌کند.
کیمیا
۱
«واقعاً لازم بود جهنم را بیافرینند وقتی بی‌خوابی وجود دارد؟»
m.dehnavi
۱
چطور می‌توانی اینقدر به تمیزی یک لیوان اهمیت بدهی درحالی‌که می‌دانی فردا قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ ــ یکی از آموزه‌های بوداست: «وقتی ظرف‌ها را می‌شویی فقط ظرف‌ها را بشوی.»
zahrabook
۱
«واقعاً لازم بود جهنم را بیافرینند وقتی بی‌خوابی وجود دارد؟»
Nero
۱
«واقعاً لازم بود جهنم را بیافرینند وقتی بی‌خوابی وجود دارد؟»
مهدی
۰
کمتر مردی به اندازهٔ نوویل آنقدر شیدا و شیفتهٔ همسرش بود. چهل سال داشت وقتی برای اولین بار این زن را که بیست سال از او جوان‌تر بود، ملاقات کرد. با همان نگاه اول عاشق این دختر جوان با آن زیبایی خیره‌کننده شد.
zahrabook
۰
تو در آمدن من به این دنیا نقش مهمی داشته‌ای و درستش این است که خود تو شرم را از سر دنیا کم کنی.
zahrabook
۰
چرا وقتی خوابمان نمی‌برد، به انبار افکار دردناک تبدیل می‌شویم؟
zahrabook
۰
بی‌خوابی یعنی حبس ابد با بدترین دشمن خود. دشمنی که نامش بخش ملعون وجود آدمی است که البته در وجود هرکسی پیدا نمی‌شود و به همین دلیل بیشتر انسان‌ها اصلاً نمی‌دانند بی‌خوابی چیست.
zahrabook
۰
مبتلایان به بی‌خوابی بیش از دیگران به قدر و ارزش خواب آگاهند: آنها دست‌کم می‌دانند که به خواب می‌روند.
zahrabook
۰
قسم می‌خورم سعی‌ام را کرده‌ام. سال‌هاست بارها و بارها بهترین کتاب‌ها را خوانده‌ام، کلاسیک و مدرن. آن هم به این امید که از میانشان راه‌حلی معجزه‌آسا پیدا کنم و پیدا هم کرده‌ام اما هیچ کدام تأثیری بر من نداشت. این دیوار یخی همیشه بین من و خودم وجود دارد. اگر می‌دانستی چقدر دلم می‌خواست این دیوار ترک می‌خورد.
Nero
۰
به نظر من شرافت و دزدی با هم یک جا جمع نمی‌شوند.