
i_ihash
۱۴
حالا دیگر میداند که آدمها دوست ندارند هر چیزی را بشنوند. چیزهای زیادی هست که ترجیح میدهند دربارهاش چیزی ندانند
KokO3AbZ
۴
«زندگی ما رو گیر آدمهای جورواجور میندازه و ما هم در مقابل بیشترِ اونها انتخاب دیگهای نداریم. مخصوصاً وقتی کمسنوسالیم.»
KokO3AbZ
۴
«مردم همیشه اون چیزی رو که بهش احتیاج داریم به ما نمیدن. گاهی نمیخوان این کار رو انجام بِدن و گاهی هم فقط نمیتونن انجام بِدن.»
وردة الحمراء
۳
«با چیزی که هستی نمیتونی بجنگی، میتونی؟»
Parinaz
۳
کسی چه میدونه چه اتفاقی برامون میافته؟ اگه بد باشه، چارهای نداریم جز اینکه باهاش بسازیم... شاید هم شانس آوردیم و تا آخر عمر بهخوبی و خوشی زندگی کردیم. فقط خدا میدونه چی پیش میآد... اونم که به ما نمیگه!
mahtab
۲
پیش خودش فکر کرد: این کاریه که باید انجام بدم. مهم نیست که از تو خُرد شدهم، باید تظاهر کنم. سر تکون بدم و لبخند بزنم. سعی کنم رفتارم مثل بقیه باشه.
وردة الحمراء
۲
زندگی ما رو گیر آدمهای جورواجور میندازه و ما هم در مقابل بیشترِ اونها انتخاب دیگهای نداریم.
وردة الحمراء
۲
آدمها حق دارن که فرصت دوباره بهشون داده بشه.
وردة الحمراء
۲
گاهی دنبال این نیستی که همهچیز عالی باشد؛ گاهی بهاندازه بودن بیشترین چیزی است که میتوانی آرزویش را داشته باشی.
Nirvana
۲
فقط خدا میدونه چی پیش میآد... اونم که به ما نمیگه!
Parinaz
۱
گاهی دنبال این نیستی که همهچیز عالی باشد؛ گاهی بهاندازه بودن بیشترین چیزی است که میتوانی آرزویش را داشته باشی.
melina
۰
مِیزی هم توی آن آتشسوزی مُرده بود. چرا توی آن روزنامه نباید حرفی از او زده شده باشد؟ مالی دوباره برمیگردد به وبسایت جزیرهی اِلیس و دوباره نگاهی به فهرست مسافران آن میاندازد تا مطمئن شود دیکتهی اسامی را درست وارد کرده است. پاتریک و مِری پاور و چهار فرزندشان: نیو، دومینیک، جیمز و مارگارت.
وردة الحمراء
۰
مالی از کجا باید شروع کند؟ حالا دیگر میداند که آدمها دوست ندارند هر چیزی را بشنوند. چیزهای زیادی هست که ترجیح میدهند دربارهاش چیزی ندانند و البته چیزهای زیادی هم هست که خودش دلش نمیخواهد حرفشان را بزند.
Nothing but blue skies
۰
«کسی چه میدونه چه اتفاقی برامون میافته؟ اگه بد باشه، چارهای نداریم جز اینکه باهاش بسازیم... شاید هم شانس آوردیم و تا آخر عمر بهخوبی و خوشی زندگی کردیم. فقط خدا میدونه چی پیش میآد... اونم که به ما نمیگه!»