حالا دیگر میداند که آدمها دوست ندارند هر چیزی را بشنوند. چیزهای زیادی هست که ترجیح میدهند دربارهاش چیزی ندانند
i_ihash
«زندگی ما رو گیر آدمهای جورواجور میندازه و ما هم در مقابل بیشترِ اونها انتخاب دیگهای نداریم. مخصوصاً وقتی کمسنوسالیم.»
KokO3AbZ
«مردم همیشه اون چیزی رو که بهش احتیاج داریم به ما نمیدن. گاهی نمیخوان این کار رو انجام بِدن و گاهی هم فقط نمیتونن انجام بِدن.»
KokO3AbZ
پیش خودش فکر کرد: این کاریه که باید انجام بدم. مهم نیست که از تو خُرد شدهم، باید تظاهر کنم. سر تکون بدم و لبخند بزنم. سعی کنم رفتارم مثل بقیه باشه.
mahtab
«با چیزی که هستی نمیتونی بجنگی، میتونی؟»
وردة الحمراء
زندگی ما رو گیر آدمهای جورواجور میندازه و ما هم در مقابل بیشترِ اونها انتخاب دیگهای نداریم.
وردة الحمراء
آدمها حق دارن که فرصت دوباره بهشون داده بشه.
وردة الحمراء
گاهی دنبال این نیستی که همهچیز عالی باشد؛ گاهی بهاندازه بودن بیشترین چیزی است که میتوانی آرزویش را داشته باشی.
وردة الحمراء
مِیزی هم توی آن آتشسوزی مُرده بود. چرا توی آن روزنامه نباید حرفی از او زده شده باشد؟ مالی دوباره برمیگردد به وبسایت جزیرهی اِلیس و دوباره نگاهی به فهرست مسافران آن میاندازد تا مطمئن شود دیکتهی اسامی را درست وارد کرده است. پاتریک و مِری پاور و چهار فرزندشان: نیو، دومینیک، جیمز و مارگارت.
melina
مالی از کجا باید شروع کند؟ حالا دیگر میداند که آدمها دوست ندارند هر چیزی را بشنوند. چیزهای زیادی هست که ترجیح میدهند دربارهاش چیزی ندانند و البته چیزهای زیادی هم هست که خودش دلش نمیخواهد حرفشان را بزند.
وردة الحمراء
«کسی چه میدونه چه اتفاقی برامون میافته؟ اگه بد باشه، چارهای نداریم جز اینکه باهاش بسازیم... شاید هم شانس آوردیم و تا آخر عمر بهخوبی و خوشی زندگی کردیم. فقط خدا میدونه چی پیش میآد... اونم که به ما نمیگه!»
Nothing but blue skies