سرزمین ایران زمینه جاهطلبی حاکمین خود را فراهم میآورد، اما درایت و خرد بهرهوری از آن را به آنان ارزانی نمیدارد.
بروس چتوین، مقدمه کتاب «جاده آکسیانا» رابرت بایرن
zahra rezaie
امان از این نفت. در ایران همیشه نفت سبب همه نحوستها و موجب همه اقبالها بوده است.
zahra rezaie
ناپلئون نوشته است: «بیابان، اقیانوسی است که روی آن میشود راه رفت. تصویری است از عظمت.»
zahra rezaie
ایتالو کالوینو تأثیر مسافرت بر خاطرهٔ ناخودآگاه مسافر را اینطور بیان میکند: «با ورود به یک شهر جدید، هر مسافر گذشتهای از خود را در مییابد که از آن آگاه نیست. در غربت آن شهر، چیزهایی را که دیگر ندارد و چیزی را که دیگر نیست پیدا میکند. اما در دیاری که دیگر متعلق به آن مسافر نمیباشد»
zahra rezaie
«ما در عین حال هرگز نمیتوانیم وطن خود را ترک کنیم، زیرا این در درون ما ریشه دوانده است و این ایده که «خود» به عنوان یک موجودیت به وسیلهٔ مرز پوست محصور شده یک امر جعلی و ساختگی است که هدف از آن تغییر لباس و قیافهٔ سرزمینهای وسیع جغرافیایی است که محدود به حامل پوست هستند و هرگز به شما اجازهٔ خروج نمیدهند.»
zahra rezaie
شبی در یک میهمانی، یکی از دوستان پدرم، بعد از نوشیدن چندین گیلاس نوشیدنی الکلی یک جوک درباره شاه تعریف کرد. روز بعد، او ناپدید شد. وقتی پدرم درباره او پرس و جو کرد، همه انگشت سکوت به دهان گذاشته و آهسته زمزمه میکردند «ساواک» که البته اسم پلیس مخفی شاه میباشد.
zahra rezaie
«تاریخ، مثل یک سالن کنسرتِ بد ساخته شده، دارای قسمتهایی است که در آنجا موسیقی، به خوبی و یا اصلاً شنیده نمیشود و به آنها «نقاط مرده» میگویند.» این از نوشتههای شاعر آمریکایی «آرچی بال مکلیش» میباشد.
zahra rezaie