میدونی، من فقط میگم بهتره قبل از اینکه حرفای احمقانهٔ دیگران رو تکرار کنیم، خودمون بهش فکر کنیم. همین.»
melika12011
سؤال احمقانهٔ او نیاز به جوابی احمقانه داشت.
کاربر ۱۵۸۲۹۰۵
سعی میکردم از خیلین دور بمانم؛ چون میترسیدم دوستش داشته باشم.
رزا غرق در کتاب:)
. مادرِ طبیعت پیشبینیناپذیره.»
رزا غرق در کتاب:)
«میدونی، من فقط میگم بهتره قبل از اینکه حرفای احمقانهٔ دیگران رو تکرار کنیم، خودمون بهش فکر کنیم. همین.»
گولبین :)
مادر قبل از آن موهای مرا هم بافته بود. آنقدر آنها را سفت بسته بود که نبض سرم را حس میکردم و حتی نمیتوانستم پلک بزنم.
رزا غرق در کتاب:)
همهٔ آن مدت، فکر میکردم این بدترین تولد زندگیام است. یعنی هیچکس نمیفهمید آن روز چقدر اهمیت دارد؟
رزا غرق در کتاب:)
رفتن به جنگ و دیدن کشتهشدن انسانها میتواند آدم را دیوانه کند.
رزا غرق در کتاب:)