«... برهنگی بیماری عصرماست. من پیرمردم و شاید حرفهای خندهآور بزنم. اما به گمان من تن عریان تو باید از آنِ کسی باشد که روح عریانش را دوست میداری. بد نیست اگر اندیشه تو در اینباره مال ده سال پیش باشد، مال دوران پوشیدگی. نترس این ده سال تو را پیرتر نخواهد کرد. به هر حال امیدوارم تو آخرین کسی باشی که تبعه جزیره لُختیها بشوی...»