لباس ساده اما گرم پوشیده بودم. مغازهها و کافههای پاریس تکتک باز میشدند و این نشانهای بود که پاریس بیدار شده است. زنها و مردها به دور دکههای روزنامهفروشی، خبرها را میخواندند و با عجله سوار مترو میشدند که به سرکار خود بروند. بچههای مدرسه کمکم در پیادهروها روییده میشدند و جوانه میزدند.