جملات زیبای کتاب گل پنهان | طاقچه
تصویر جلد کتاب گل پنهانsubscriptionAvailable

کتاب گل پنهان

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۷ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۳۹۴۸۵۳۹
۲
چیز عجیبی است، وقتی تن‌ها به هم نزدیکند، افکار از هم دورند.
کاربر غمگین
۱
«من در طول زندگی‌ام شرارت‌ها و قساوت‌های فراوانی دیده‌ام. وقتی بمب اتمی روی ناکازاکی افتاد، من به آن‌جا رفتم تا ببینم چه بر سر مردم آمده است. شما می‌دانید ناکازاکی شهر فامیل‌های من است. خانهٔ قدیمی که مقبرهٔ گذشتگان فامیل‌مان بود و شش نفر در آن‌جا زندگی می‌کردند از بین رفته بود. از وقتی من آن‌جا را دیدم، دیگر نمی‌توانم کوچک‌ترین خشونتی را تحمل کنم. حتی نمی‌توانم در تراموا مزاحم دیگران شوم و راه خود را باز کنم. من نمی‌توانم کسی را هول بدهم. البته نه به خاطر این‌که پیر و ضعیف هستم، بلکه چون انجام این کار از نظر من تقصیر بزرگی است. من نمی‌توانم مورچه‌ای زیر پا بگذارم و پشه‌ای را بکشم و گریهٔ بچه‌ای را ببینم. هرگونه جنایتی در هر گوشهٔ دنیا از نظر من آزاردهنده است. آه خدای من بودا!»
کاربر ۳۹۴۸۵۳۹
۱
در این دنیای آشفته و پیچیده، انسان‌ها به هزاران راه کشیده می‌شوند، ولی زندگی استمرار خود را دارد.
کاربر ۳۹۴۸۵۳۹
۰
«تو نمی‌توانی به دریا غالب شوی. دریا آن‌چنان بی‌انتها و باعظمت است که تو در آن مثل یک ماهی هستی. با دریا سرسختی نکن و به جنگ نرو. خودت را به موج بسپار... آن وقت زنده خواهی ماند و دریا خودش تو را نگهداری خواهد کرد.»
کاربر ۳۹۴۸۵۳۹
۰
با معیارهای رایج قابل سنجش نمیباشد.