علی را که در آغوش من گذاشت، گفت: «یادت میآید محمد که متولد شد به من گفتی سی سال بعد فرزندی به دنیا خواهی آورد که وصی مولود امروز است؟» گفتم: «آری، یادم میآید.» با چشمانی پرسؤال گفت: «شما پدر و پسر اینهمه بزرگی و عظمت را از کجا آوردهاید؟» فاطمه اسم آن روز را روز آفرینش گذاشت. او همواره میگوید آن روز نه تنها علی بلکه نوع بشر از نو متولد شده است.