جملات زیبای کتاب تپه پوشکین | طاقچه
تصویر جلد کتاب تپه پوشکین

بریده‌هایی از کتاب تپه پوشکین

انتشارات:نشر ثالث
امتیاز
۴.۲از ۶ رأی
۴٫۲
(۶)
آدمی زمانی که به ادبیات می‌پردازد، سعی دارد مسئولیت گناهان خود را بپذیرد. آدمی که شاه لیر را می‌نویسد، باقی سال لازم نیست شمشیر بلند کند...
eurus
احتمالاً آخرین چیزی که در یک مرد می‌میرد شرارت اوست.
eurus
«پیشگویی به حقیقت می‌پیوندد. به قول معروف راه مقدس بس که رهرو دارد در آن علف نمی‌روید.»
eurus
باورم نمی‌شد تانیا قادر باشد بدون من برود. به گمانم برای او آمریکا مترادف طلاق بود. طلاقی که رسماً به وقوع پیوسته و ارزش خود را از دست داده بود. درست مثل آبجویی که کف آن خوابیده باشد. در زمان قدیم زن‌ها می‌گفتند: «می‌روم شوهر پولدار خوشگلی پیدا می‌کنم، آن وقت حسرتش می‌ماند برای تو.» این روزها می‌گویند: «می‌روم آمریکا.»
Haniye
اما می‌دانستم که خیلی طول نمی‌کشد. نمی‌شود از مشکلات زندگی گریخت... آدم‌های ضعیف تسلیم زندگی می‌شوند؛ آدم‌های دلیر بر آن مسلط می‌شوند... اگر در زندگی راه غلط بروید، دیر یا زود اتفاقی می‌افتد...
eurus
کلمه‌ها پس‌وپیش شده است. محتویات آن بیرون ریخته. یا اساساً معلوم می‌شود که محتوایی ندارد. کلمات همین‌طور بی‌هدف ریخته روی هم، درست مثل سایهٔ یک بطری خالی. اما قضیه این نیست! من از این دست‌دست کردن مدام تو خسته شده‌ام. زندگی غیرممکن است. یا باید بنویسی یا زندگی کنی. یا ادبیات یا کاسبی. اما ادبیات کاسبی توست. تو از هر کاسبی که پول درآوردن هدف نهایی آن باشد، حالت به هم می‌خورد. این کاسبی‌ها را خدا و مرگ پر کرده. هر چیزی که جلو کاسبی‌ات را بگیرد، می‌زند و داغون می‌کند. امید، خاطره و آرزو را از بین می‌برد. مادی‌گرایی بی‌رحم و خشن و برگشت‌ناپذیر بر آن حاکم است.
Haniye
از خیلی وقت پیش به این نتیجه رسیدم اگر آدم به فکر فروبرود، یاد بدهی‌هایش می‌افتد. مثلاً من خودم یاد آخرین جروبحث با زنم افتادم.
eurus
آدمی که بیست سال تمام قلم زده و داستان نوشته، لابد می‌داند قلم را به علتی دست گرفته است. آدم‌هایی که به آن‌ها اعتماد دارد آماده‌اند تا توان او را بسنجند. قرار نیست کارهایت منتشر شود. تو را به جمع خودشان راه نمی‌دهند، به باند یک مشت دغل. اما وقتی قلم دست گرفتی خواب همین را می‌دیدی؟ عدالت می‌خواهی؟ بی‌خیال، آن میوه روی این درخت درنمی‌آید. چند حقیقت درخشان قرار بود دنیا را عوض کند، ولی عملاً چه اتفاقی افتاد؟
eurus
ماندلشتام می‌گفت مردم چیزی را که لازم دارند، پیدا می‌کنند. پس برو و بنویس... توانایی‌هایی داری؛ شاید هم نداشته باشی. بنویس. یک شاهکار خلق کن. به خواننده‌ات چیزی بده. یک آدم زنده... هدف زندگی همین است. اگر موفق نشدی چه؟ خب مگر خودت نگفتی که تلاش ناموفق اتفاقاً ارزشمندتر است چون که قدرش را ندانسته‌اند. بنویس چون قلم دست گرفته‌ای و این بار را بر دوش گرفته‌ای. بار هر چه سنگین‌تر باشد، آسان‌تر...
eurus
می‌کوشیدم کم‌تر در بارهٔ مسائل تجریدی فکر کنم. دلایل بدبختی من خارج از حوزهٔ دیدم بود؛ احتمالاً جایی پشت سرم. اگر پشت سرم را نگاه نمی‌کردم، حالم نسبتاً خوب بود. بهتر بود به پشت سر نگاه نکنم.
eurus

حجم

۱۲۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۴۹ صفحه

حجم

۱۲۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۴۹ صفحه

قیمت:
۷۴,۵۰۰
تومان