رهبری در تشکیلات، تعینی است، نه تعیینی. رهبر را باید وفق شاخصهای هدف و آرمان در تشکیلات یافت و در رأس مجموعه قرار داد. هرچند آرمان دمدستی و کوتاهبرد باشد، اما در وجود هر شخصی بیشتر جاری و ساری باشد، او به رهبری تشکیلات نزدیکتر است؛ بالعکس اگر آرمان تشکیلات خیلی بلند باشد، تعین پیداکردن آن در وجود آدمی سختتر میشود. در نتیجه باید تلازمی بین آدمها، آرمان و رهبر ایجاد شود.