
کتاب جهانی نو
آگاهی معنوی از آهنگ زندگی
انتشارات:
انتشارات کلک آزادگان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
mafian
۵۱
با هر چه بجنگید، آن را نیرومندتر میسازید و در برابر هر چه مقاومت ورزید، بیشتر در برابر شما پافشاری میکند.
mafian
۲۷
گذشته هیچ قدرتی برای پایان دادن به حضور شما در لحظهٔ اکنون ندارد. فقط کینهٔ شما از گذشته میتواند چنین کند. و رنجش چیست؟ کولهباریست از احساسات و افکار گذشته.
Eglantine
۱۶
آگاهی، بزرگترین ابزار دگرگونیست.
mafian
۱۵
چگونه میتوان اکنون در آرامش بود؟ از طریق آشتی کردن با لحظهٔ حال. لحظهٔ حال، میدانیست که بازی زندگی در آن روی میدهد. زندگی در هیچ جای دیگری نمیتواند روی دهد.
Eglantine
۱۴
چنان چه افکارتان نشانگر کمبود و نیازمندی ـ چه از نظر مالی، پذیرفته شدن یا عشق ـ باشد، این افکار به صورت بخشی از آن کسی درآمده است که فکر میکنید هستید و شما همیشه با کمبود رو به رو میشوید.
Eglantine
۱۱
فقط یک مسؤول برای شر، روی این سیاره وجود دارد و آن ناآگاهی بشر است.
Eglantine
۱۰
«من درون» هنگامی که برای خود هویتی مییابد، دیگر به راحتی آن را رها نمیکند. شگفت آن که گاه «من درون» که در جست و جوی هویتِ قویتریست، بیماری به وجود میآورد تا توسط آن به خود نیرو ببخشد.
اِلوچ
۱۰
با دیدن آن کسی که نیستید، حقیقت آن کسی که هستید، خودش پدیدار میشود.
Eglantine
۷
اگر دچار الگوی رفتاری التزامی مانند سیگار کشیدن، پرخوری، نوشیدن، تماشای تلویزیون و اعتیاد به اینترنت یا هر چیز دیگری هستید، میتوانید این شیوه را به کار بگیرید: زمانی که متوجه پیدایش نیاز اجباری در خود میشوید، دست نگه دارید و سه نفس آگاهانه بکشید. این کار، آگاهی ایجاد میکند.
Majid Mazaheri
۶
شاید در مواردی خاص لازم باشد که خود یا کسی را از آسیب دیدن توسط دیگری حفظ نمایید، اما هوشیار باشید که رسالت خود را به «از میان برداشتن شر» تبدیل نکنید، زیرا احتمالاً به آن چه که با آن میجنگید، تبدیل خواهید شد.
گل گل
۶
«هیچ چیزی بد یا خوب نیست، بلکه اندیشهٔ ما آن را این گونه مینماید.»
زینب اسدی
۵
هر چه سریعتر به آدمها، اوضاع یا چیزها برچسب ذهنی یا کلامی بزنید، حقیقت شما کمعمقتر و بیجانتر میشود و نسبت به حقیقت و معجزهٔ هستی که همواره در درون و پیرامونتان پدیدار میگردد، بیحستر میشوید. با این کار ممکن است زیرکی حاصل شود، اما خرد و همچنین شادی، عشق، خلاقیت و سرزندگی از دست میرود
مریم صادقی
۵
مقاومت نکردن، کلید بزرگترین نیرو در جهان است.
سمیه احمدی
۵
هر چه که «من درون» به دنبالش است و به آن وابسته میشود، جایگزینی برای آن بودنیست که حس نمیکند.
زینب اسدی
۴
اگر از کاری که میکنید بیزارید، از محیط پیرامون خود گلهمند هستید، به هر آن چه که روی میدهد یا روی داده است ناسزا میگویید یا زمانی که گفت و گوی درونیتان از بایدها و نبایدها، ایرادگیری و متهم ساختن تشکیل شده است، پس شما با آن چه که هست، مخالفت میکنید و مسأله همیشه مخالفت با آن چه که هست، میباشد. شما از هستی، یک دشمن میسازید و هستی میگوید: «تو جنگ میخواهی، پس بیا این هم جنگ!» آنگاه واقعیت بیرونی را که پیوسته بازتاب حالت درونی خودتان است، به عنوان دشمن تجربه میکنید.
سمیه احمدی
۴
میتوانید برای چیزی ارزش قایل شوید و از آن مراقبت کنید، اما اگر به آن وابسته میشوید بدانید که این «من درون» است. شما هرگز به چیزی به راستی وابسته نمیشوید، مگر به اندیشهای که «من»، «مرا» یا «مال من» در آن باشد.
هنگامه
۴
تا زمانی که لحظهٔ حال را به صورت مانعی ببینید، هیچ پایانی برای مشکلات نیست
زینب اسدی
۳
هر گاه میزانی از حضور، سکون و توجهی هوشیارانه در ادراک بشر وجود داشته باشد، او میتواند جوهر الهی هستی، یعنی آن آگاهی ذاتی یا معنوی را در هر جاندار و هر شکلی از حیات حس کند و آن را به عنوان جوهر خود بشناسد و مانند خودش به آن عشق بورزد.
shaparak
۳
در حقیقت هر چه بیشتر خود را با باورها و عقایدتان یکی بدانید، بیشتر از بُعد معنوی درونتان دور میشوید. بسیاری از آدمهای «مذهبی» در این مرحله گیر افتادهاند. آنها حقیقت را با اندیشه برابر میشمارند و از آنجا که خودشان را کاملاً با اندیشههای خود، یعنی ذهنشان یکی میدانند، ناآگاهانه تلاش دارند تا با ادعای مالکیت منحصر به فرد بر حقیقت، از هویت خود پشتیبانی کنند. آنها محدودیتهای افکار خود را نمیبینند.
سمیه احمدی
۳
زمانی که دیگر نمیتوانید آن «بودنی» را که هستید احساس کنید، احتمالاً برای پر کردن زندگی خود با اشیا تلاش میورزید.
bojack
۳
احساس بنیادینی که همهٔ فعالیتهای «من درون» را اداره میکند، از ترس سرچشمه میگیرد: ترس از کسی نبودن، ترس از موجودیت نداشتن و ترس از مردن.
PAria
۳
تفسیر خود از طریق فکر، محدود کردن خود است.
شکوه
۳
از تفسیر خود دست بردارید؛ چه در بارهٔ خود و چه در بارهٔ دیگران چنین نکنید. این کار شما را نمیکشد، بلکه زنده میکند
mafian
۲
به دنبال شادی نباشید. اگر شادی را بجویید، آن را نخواهید یافت، زیرا جست و جو کردن، نقطهٔ مقابل شادیست. شادی بسیار فرّار است، اما رهایی از ناخشنودی، از طریق رو به رو شدن با آن ـ به جای این که دربارهاش داستانسرایی کنید ـ دستیافتنیست. ناخشنودی، آن حالت طبیعی شادی، آرامش درون و سرچشمهٔ شادی راستین شما را میپوشاند.
Eglantine
۲
شکایت جمعی میتواند برای قرنها در روان یک ملت یا قبیله دوام بیاورد و انگیزهای برای چرخهٔ بیپایان خشونت شود.
مریم صادقی
۲
هستی، سودمندترین تجربهای را که برای تکامل آگاهیتان لازم دارید، به شما میدهد
Zohreh
۲
هر گاه دچار نگرانی و تشویش میشوید، نیّت بیرونی اختیار را به دست گرفته است و شما دورنمای نیّت درونی را از دست دادهاید. شما فراموش کردهاید که حالت آگاهیتان دارای اهمیت اصلیست و چیزهای دیگر از اهمیت دوم برخوردار هستند.
آرام
۲
حالت انجام دادن آگاهانه، پذیرش، لذت و اشتیاق است که هر کدام از آنها بسامد ارتعاشی خاصی از آگاهی دارد. شما باید مراقب باشید تا مطمئن شوید که یکی از این سه حالت به هنگام کارتان ـ هر چه که باشد، از سادهترین تا پیچیدهترین کار ـ موجود است. چنان چه در حالت پذیرش، لذت یا اشتیاق نباشید، اگر به دقت بنگرید، درمییابید که برای خود و دیگران رنج میآفرینید.
Kindle
۲
خود را درست و دیگری را نادرست خواندن، یکی دیگر از الگویهای اصولی و ذهنی «من درون» و یکی از شکلهای ناآگاهیست. به سخنی دیگر، ممکن است محتوای «من درون» تغییر کند، اما ساختار ذهنی که آن را زنده نگه میدارد، تغییر نمیکند.
zeinab
۲
سپاس از نعمتهای فراوان پیرامونتان، فراوانیهای به خواب رفتهٔ درون را بیدار میکند. سپس بگذارید که این فراوانیهای به خواب رفته، به بیرون جریان یابد. هنگامی که به غریبهای لبخند میزنید، این خود باریکهای از جریان انرژی رو به بیرون است. در این حالت، شما بخشنده میشوید.