هنگامی که متوجه طبیعت ناپایدار تمامی تجربهها بشوی و به این نکته پی ببری که جهان نمیتواند هیچ چیزی به تو بدهد که تا ابد ارزشمند باشد، تسلیم برایت بسیار سادهتر میگردد. آن گاه باز هم با افراد معاشرت خواهی کرد، در تجربهها و فعالیتها شرکت خواهی جست، اما بدون خواستهها و ترسهای «خودِ» خودمحور. یعنی دیگر برایت ضروری نیست که وضعیت، شخص، مکان یا رویدادی حتماً تو را راضی یا شاد کند و به طبیعت گذرا و ناقص پدیدهها اجازهٔ وجود میدهی.
معجزه در این است که هنگامی که خواستهٔ غیر ممکن خود را کنار میگذاری، هر وضعیت، شخص، مکان یا رویدادی نه تنها رضایتبخش میشود، بلکه هماهنگتر و آرامشبخشتر نیز میگردد.