جملات زیبای کتاب کلاغ سرخ | طاقچه
تصویر جلد کتاب کلاغ سرخ

بریده‌هایی از کتاب کلاغ سرخ

امتیاز
۴.۲از ۲۱ رأی
۴٫۲
(۲۱)
آن چیزی که نمی‌بینی همیشه وحشتناک‌تر از آن چیزی است که می‌بینی.
Nazanin
دوربینم روی میزِ کنار تخت بود؛ بند بنفشش ساییده شده و منظره‌یابش تَرک برداشته بود. آسیب دیده، بود اما خراب نشده بود. تغییر کرده بود، اما از بین نرفته بود. یک‌جور‌هایی مثل من. کمی خاص‌تر. و کمی عجیب‌تر. نمی‌شد گفت کاملاً زنده، اما بی‌شک... یعنی یک نفر می‌تواند بمیرد اما آخرِ کار مُرده نماند؟ اگر از آن دنیا برگردد، می‌شود بهش گفت زنده؟
breeze
شاید این سه‌تا موضوع، یعنی عکس و زمان و مکان به نظر بی‌ربط بیایند، اما قول می‌دهم که همه‌شان مهم‌اند. مثل تار‌ و ‌پود ‌پارچه.
پری ناز
غذای مورد‌علاقه‌ام است و مامان و بابا وقتی سفارشش می‌دهند که یا مناسبت خاصی باشد یا وقت‌هایی که قرار است اتفاق خیلی بدی بیفتد. این کارِ پدر و مادر‌ها آدم را گیج می‌کند. بعضی غذا‌ها باید برای دادن خبر‌های خوب باشد و بعضی غذا‌ها هم برای خبر‌های بد. این‌طوری می‌فهمی چه بلایی می‌خواهد سرت بیاید.
elaahe
آخرش، آن چیزی که نمی‌بینی همیشه وحشتناک‌تر از آن چیزی است که می‌بینی.
شقایق
بعضی وقت‌ها واقعاً بهتر است که ندانی.
تویی ک تو اکانتمی ایتا پیام بده @atenaxx
تا وقتی چیزی اتفاق نیفتاده، نمی‌توانیم بهش بگوییم اتفاق، وقتی هم که اتفاق افتاد، خب دیگر اتفاقی است که افتاده.
Nelin
با اشتیاقِ کسی که بهش وعده‌ی کیک داده‌اند نه جنازه، جست‌و‌خیز‌کنان دور می‌شود.
M Z
آن چیزی که نمی‌بینی همیشه وحشتناک‌تر از آن چیزی است که می‌بینی.
کاربر ۵۴۲۱۶۴۹
دنیا همیشه در حال تغییر است، در هر ثانیه از هر روز و هر چیزی که در آن است، تغییر می‌کند. یعنی شمایی که الان هستید با شمایی که شروع به خواندن این جمله کرده‌اید، فرق می‌کند. عجیب است، نه؟ و خاطره‌های ما هم تغییر می‌کند
تویی ک تو اکانتمی ایتا پیام بده @atenaxx
انگار زندگی‌ام تا حالا به اندازه‌ی کافی عجیب‌و‌غریب نبوده. اما مثل این‌که قرار است از این هم عجیب‌تر شود.
تویی ک تو اکانتمی ایتا پیام بده @atenaxx
هر وقت استرس دارم یا می‌ترسم، به‌ خاطر می‌آورم که همه‌ی داستان‌های خوب پیچ‌و‌تاب و غافلگیری می‌خواهند. هر قهرمانی هم ماجراجویی می‌خواهد.
ساجده عباسی
تا وقتی چیزی اتفاق نیفتاده، نمی‌توانیم بهش بگوییم اتفاق، وقتی هم که اتفاق افتاد، خب دیگر اتفاقی است که افتاده. این‌ یکی از تکیه‌کلام‌های باباست.
ساجده عباسی
این کارِ پدر و مادر‌ها آدم را گیج می‌کند. بعضی غذا‌ها باید برای دادن خبر‌های خوب باشد و بعضی غذا‌ها هم برای خبر‌های بد. این‌طوری می‌فهمی چه بلایی می‌خواهد سرت بیاید.
M Z
پا‌هایم می‌گویند پشت سرت را نگاه کن. دست‌هایم می‌گویند از این‌‌ طرف‌ برو. قلبم می‌گوید دنبال من بیا. اما این‌جا، توی پرده به هیچ‌کدامشان اعتماد ندارم.
mahzooni
ا وقتی چیزی اتفاق نیفتاده، نمی‌توانیم بهش بگوییم اتفاق، وقتی هم که اتفاق افتاد، خب دیگر اتفاقی است که افتاده.
تویی ک تو اکانتمی ایتا پیام بده @atenaxx
همان‌طور که زنده‌ها نیرویشان را از چیز‌هایی مثل عشق و امید می‌گیرند، اشباح هم برای قوی شدن از چیز‌های تلخ و تاریک استفاده می‌کنند؛ چیز‌هایی مثل درد، خشم و حسرت.
ساجده عباسی
آخرش، آن چیزی که نمی‌بینی همیشه وحشتناک‌تر از آن چیزی است که می‌بینی.
ساجده عباسی
«فکر می‌کنم این جهان فراتر از درک ماست؟ البته که این‌طوره. اگه جور دیگه‌ای درباره‌ش فکر کنیم، موجودات مغرور و خودخواهی هستیم...»
ساجده عباسی
به قول بابا، زنده‌ها هستند که دست از سر مُرده‌ها برنمی‌دارند. ما به اشباح فکر می‌کنیم، چون دلمان نمی‌خواهد آدم‌ها را از دست بدهیم.
ساجده عباسی

حجم

۲۶۲٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۲۳۲ صفحه

حجم

۲۶۲٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۲۳۲ صفحه

قیمت:
۱۵۸,۰۰۰
تومان