
کاربر ۲۹۲۸۳۷۶
۲۰
بزرگترها واقعاً نمیخواهند بدانند ما چه احساسی داریم. فکر میکنند میخواهند بدانند، ولی در واقع فقط میخواهند باور کنند حالمان خوب است، چون کارشان را راحتتر میکند.
منکسر
۱۳
یه دانشمند هیچوقت برای سؤال پرسیدن عذرخواهی نمیکنه. سؤالها ما رو زنده نگه میدارن.
کاربر ۲۹۲۸۳۷۶
۱۰
فهمیدن و درکِ معنی کلمات چهقدر مهم است، چون وقتی معنای کلمهای را بفهمی، مال خودت میشود، بخشی از وجودت.
Book
۹
دوستان صمیمی اینطوریاند؛ بدون اینکه حرفی بزنی منظورت را میفهمند.
721
۸
بعد از شام سعی کردم یک سؤال علمی برای آقای نیلی پیدا کنم ولی مثل آهنگ مزخرفی که توی ذهنت گیر میکند و مدام تکرار میشود، هِی این فکر توی ذهنم میچرخید که مامان میتونست کمکم کنه.
721
۷
«خطخطی کردن، بخش مهم کاره.»
721
۷
میشود بهخاطر اینکه کسی غمگین است از دستش عصبانی بود؟
721
۶
اگر جوابها را تکرار نکنید، اگر آنها را محکم نگه ندارید و بارها توی ذهنتان نچرخانید، یک روز فراموششان میکنید و برای همیشه گم میشوند.
منکسر
۵
مثل اینکه تعطیلات مردم را خوشحال نمیکند. فقط یادمان میاندازد بقیهٔ روزهای سال چهقدر بیچارهایم.
721
۴
اول هیچچیز، بعد همهچیز.
کاربر ۲۹۲۸۳۷۶
۲
یک دانشمند قبل از یاد گرفتنِ چیزهایی که نمیداند، باید چیزهایی را که میداند بررسی کند.
Hadis
۲
بزرگترها توی فیلم بازی کردن ماهرند.
721
۲
«طلب بخشش بهتر از اجازه گرفتن است!»
721
۲
یک روزی ما همهچیز را به هم میگفتیم، حتی وقتی که آن همهچیز، در واقع اصلاً چیزی نبود.
721
۲
«ناتالی، وظیفهٔ فرمانده این نیست که همهٔ کارها رو درست انجام بده، وظیفهٔ فرمانده اینه که اعضای تیم رو کنار هم نگه داره.»
Hadis
۲
شاید بعضی وقتها قدرت یعنی اینکه بدانی روزی همهچیز درست میشود و آنقدر منتظر بمانی تا هوا آفتابی شود و بتوانی بروی بیرون.
ヅ𝕊𝕦𝕟𝕤𝕙𝕚𝕟𝕖
۲
همیشه نمیتوانی از چیزهای شکستنی محافظت کنی؛ قلبها و تخممرغها میشکنند، همهچیز تغییر میکند ولی تو ادامه میدهی.
booklover
۲
سؤالها ما رو زنده نگه میدارن.
haniyeh
۲
تصمیم گرفتم به واقعیت تبدیلش کنم، چون اگر واقعاً دلتان چیزی را بخواهد، بعضی وقتها اتفاق میافتد.
sarahhmyl
۲
اگر واقعاً دلتان چیزی را بخواهد، بعضی وقتها اتفاق میافتد.
721
۱
چی توی دنیا شما را گیجومبهوت میکند؟ دنبال چیزی بگردید که کنجکاوتان میکند و با تمام وجود روی آن تحقیق کنید! کلاه کارآگاهیتان را بپوشید و بازرس خصوصی خودتان شوید! یا بهتر است بگویم، پژوهشگر علمی خودتان!
#کارآگاه ـ کلاس ـ هفتم
Hadis
۱
معلوم شد که همیشه نمیتوانی از چیزهای شکستنی محافظت کنی؛ قلبها و تخممرغها میشکنند، همهچیز تغییر میکند ولی تو ادامه میدهی.
چون علم یعنی پرسیدن سؤال و زندگی یعنی نترسیدن از جواب.
booklover
۱
من درمورد گیاهان پایا بیشتر فکر کردم؛ دربارهٔ اینکه چهطور گاهی زندگی باید برود زیر زمین، خودش را دفن کند تا زنده بماند و اینکه شاید چیز بدی نباشد. فقط ضروری است و اشکالی ندارد.
booklover
۱
چون علم یعنی پرسیدن سؤال و زندگی یعنی نترسیدن از جواب.
مگی
۱
اولش هیچچیز و بعد همهچیز.
مگی
۱
ولی من به اندازهٔ کافی مهم نبودم تا بهخاطرم تلاش کند.
مگی
۱
قلبم نرم شد. بعد یادم افتاد چه بلایی سر ما آورده و دوباره مثل سنگ شدم.
Book
۱
برنامهریزی رمز موفقیت است.
Book
۱
حالا که او به من اهمیت نمیدهد، من هم بهش اهمیت نمیدهم.
Book
۱
اگر واقعاً دلتان چیزی را بخواهد، بعضی وقتها اتفاق میافتد.
