
کتاب رابعه، رباعی، باران
پدیدآورندگان:
طیبه بقایی اردکانیانتشارات:
انتشارات سپیده باوران٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
sadeghi
۱۹
ای کاش فقط کمی مسلمان باشیم
شکل متفاوتی از انسان باشیم
امروز برایمان همین حد کافی است
در دست گرسنه تکهای نان باشیم
sadeghi
۹
تقصیر دلم نیست اگر غمگین است
چندی است که حتی به خودش بدبین است
هرجا که نگاه میکند دیوار است
تنهایی من عجیب دلچرکین است
sadeghi
۷
آینده، گذشته، بی توام بیمعناست
انگار همیشه با تو دنیا دنیاست
درجا زدهاند عقربکها رویت
هر لحظه هزار نیش طاقتفرساست
|قافیه باران|
۶
پاییز شدم که فصل دلتنگیهاست
اما تو بهاری که سراسر زیباست
یک سال قشنگیم تو و من با هم
هرچند خدا، جدا جدا ما را خواست
matina
۵
لب بستهام و نمیگذارم حرفی...
با حرص اگر لب بفشارم حرفی...
دلگیر نشو اضافه ساکت هستم
تو حرف نداری که ندارم حرفی
|قافیه باران|
۲
غمگین وسط سکوت و بیرؤیایی
میخواند برای کودکش لالایی
خواباند مرا ولی خودش بیدار است
دلسوز تر از مادر من، تنهایی
مسلم عباسپور
۲
سیبم که زمین جاذبهبارانم کرد
آن جنگل سبزم که بیابانم کرد
زیر سر اوست ـ عشق را میگویم ـ
میگفت بهار است و زمستانم کرد
مسلم عباسپور
۲
هر چند خدای مرد بودن هستی
و عاشق بیبدیل این زن هستی
تو یک من نصفهنیمه هستی بی من
اما تو، تو هر دو نیمۀ من هستی
Saboora
۲
وقتی که قلم به دست دشمن باشد
گویند به زن ضعیفه... اصلاً، باشد
خوش باش که مرد ابتدا هستی یافت
تا چرکنویس خلقت زن باشد
Saboora
۲
قربانی تاریخ غرورت هستم
در فاصلهها خط عبورت هستم
این عصر هنوز در جهالت باقی است
من دخترک زندهبهگورت هستم
Elahe
۲
عمری است به تنهایی خود میپیچم
مرگم که به زندگی در آمیختهام
Elahe
۲
همبازی او خداست با مشتی ابر
حالا نخ بادبادکش باران است
Elahe
۲
مهمانی تلخی است خدا! دنیایت
باید شکلات دیگری بردارم
کاربر ۳۳۸۸۵۱۹
۱
ای ابر! ببار هر چه باران داری
هاشور بزن مساحت دردم را
سپهر
۰
عشق تو شبیه کرم شبتابی بود
از دور فقط درخششی زیبا داشت