چرا می خوابیم؟

دانلود و خرید چرا می خوابیم؟

رمزگشایی از نیروی خواب و رویا

۴٫۲ از ۲۶ نظر
۴٫۲ از ۲۶ نظر

برای خرید و دانلود   چرا می خوابیم؟  نوشته  متیو واکر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
خواب خوب شبانه، پلی است از نومیدی به اُمیدواری
Hony
می‌گویند زمان همه زخم‌ها را التیام می‌بخشد. چندین سال پیش تصمیم گرفتم تا این عبارت خردمندانه قدیمی را از منظر علمی بیازمایم و ببینم آیا می‌توان آن را کامل‌تر کرد یا خیر. شاید این زمان نبود که زخم‌ها را التیام می‌بخشید بلکه زمان صرف‌شده در رؤیابینی بود.
Hony
خواب از دیرباز یکی از اسرارآمیزترین تجربه‌های انسانی بوده است. شاید هیچ تجربه متعارفی تا به‌اندازه آن به افسانه پهلو نزده و داستان‌های خیالی برنینگیخته باشد. چه‌بسا هیچ وضعیتی همسان آن در ذهن ما پرسش و ابهام ایجاد نکرده باشد؛ یک‌سوم عمر خود را در خواب می‌گذرانیم؛ اما چرا؟ چرا تکامل به خواب - وضعیتی که حین آن موجود زنده، طی ساعاتی متمادی به‌غایت بی‌دفاع و آسیب‌پذیر می‌شود - تن داده است؟
Hony
پاسخ دیدگاه تکاملی به این سؤال که چرا می‌خوابیم، تنها به پیچیدگی این معما می‌افزاید. از منظر این دیدگاه مهم نیست خواب چه مزایایی برای شما به همراه دارد، درهرحال خوابیدن احمقانه‌ترین پدیده زیستی به‌نظر می‌رسد. وقتی خواب هستید، نمی‌توانید به گردآوری غذا بپردازید؛ نمی‌توانید اجتماعی شوید؛ نمی‌توانید جفتی بیابید و تولیدمثل کنید؛ نمی‌توانید فرزندان‌تان را پرورش دهید یا از آن‌ها محافظت کنید؛ بدتر از همه این‌ها، خواب شما را در وضعیتی آسیب‌پذیر نسبت به شکار شدن قرار می‌دهد. به‌طورقطع خواب یکی از گیج‌کننده‌ترین رفتارهای انسانی است.
Hony
اگر خواب در خدمت یک کارکرد قطعی حیاتی نباشد، دوام آن بزرگ‌ترین اشتباهی است که فرایند تکامل تاکنون مرتکب شده است
Hony
الهه شعر و موسیقی، خواب، حماسه‌ها و ایده‌های ادبی بی‌شماری را برانگیخته است. برای مثال داستان‌نویس انگلیسی ماری شلی را در نظر بگیرید؛ او که شبی تابستانی در سال ۱۸۱۶ را در یکی از املاک لُرد بایرون در کنار دریاچه ژنو گذرانده بود، رؤیایی بسیار ترسناک را از سر می‌گذراند. همین رؤیا بود که ایده نگارش داستان گوتیکی فرانکنشتاین را در اختیار شلی قرار داد.
Hony
نویسنده سورئالیست فرانسوی سن-پل-بو نیز ازجمله افرادی بود که به‌خوبی نیروی آفرینش‌گر رؤیابینی را درک کرده بود. گفته می‌شود، او بر در اُتاق‌خوابش تابلویی آویزان کرده بود که بر رویش نوشته شده بود: «مزاحم نشوید: در حال سُرایش شعر»
Hony
اگر برای بیمار مبتلا به نارکولپسی لطیفه‌ای بامزه تعریف کنید، احتمالاً خواهید دید که مقابل شما پخش زمین خواهند شد. اگر ناگهان به داخل اُتاق بروید و سعی کنید تا این بیماران را غافلگیر سازید، شاید در همان حالی که با چنگال مشغول خوردن غذا هستند به شکلی خطرناک روی میز غذاخوری ولو شوند. حتی ایستادن زیر دوش آب گرمی دلپذیر می‌تواند به‌اندازه کافی برای بیمار تجربه‌ای خوشایند تلقی شود که پاهایش را سست سازد و به فقدان کنترل عضلانی و سقوط کامل و خطرناک او منتهی شود.
Hony
مایکل کورک به مردی بدل شده بود که نمی‌توانست بخوابد - و بهای آن را نیز با جانش پرداخت کرد. کورک قبل از دچار شدن به بی‌خوابی، فردی فعال، با عملکردی بالا، همسری فداکار و معلم موسیقی در دبیرستانی در نیولکسون، در شمال شیکاگو بود. در چهل‌سالگی مشکل او در به خواب رفتن شروع شد. ابتدا کورک گمان می‌کرد، خروپف‌های همسرش مانع به خواب رفتن اویند. همسر مایکل، پنی در پاسخ به این شکایت تصمیم گرفت تا طی ده شب آینده بر روی مبل بخوابد؛ اما بی‌خوابی کورک نه‌تنها کمتر نشد که شدت هم یافت. کورک پس از ماه‌ها تحمل خواب ضعیف و با دریافتن اینکه کار در جای دیگری می‌لنگد، درصدد دریافت کمک پزشکی برآمد.
Hony
هیچ‌یک از پزشکانی که برای نخستین بار کورک را معاینه کردند نتوانستند عامل بی‌خوابی‌های او را بیابند و برخی هم به تشخیصی نامرتبط به خواب، نظیر تصلب بافت چندگانه (MS) رسیدند. بی‌خوابی کورک درنهایت تااندازه‌ای پیشرفت کرد که او دیگر اصلاً قادر به خوابیدن نبود؛ حتی پلک بر روی‌هم نمی‌گذاشت. هیچ داروی خفیف یا حتی سنگین خواب‌آوری نمی‌توانست مغز او را از چنگال بیداری دائمی بیرون بکشد. اگر کورک را در آن وضعیت ملاقات می‌کردید به‌وضوح استیصال ناشی از بی‌خوابی را در او می‌دیدید. با نگاه کردن به چشمانش، احساس خستگی به شما دست می‌داد. پلک‌هایش به‌گونه رنج‌آوری آهسته باز و بسته می‌شدند، گویی می‌خواستند دیگر باز نشوند، و برای روزهای متمادی بسته باقی بمانند. پلک‌ها با بازو بسته شدن‌شان به نومیدانه‌ترین شکل ممکن، عطش خود برای به خواب رفتن را تلگراف می‌کردند.
Hony
صفحه قبل۱۲صفحه بعد