اسپینوزا پانتهایست (وحدت وجودی) بود و به اشیای جهان فیزیکی بهعنوان مخلوقات خدا نگاه نمیکرد، بلکه آنها را صفات خدا میدانست. او با باور به اینکه خدا به طبیعت متصل است، این ایدهٔ مسیحی را که یک خدای متعالی جهان را بهعنوان فعل مختارانهای آفریده، رد میکرد. از سوی دیگر، اسپینوزا ملحد نبود؛ او معتقد بود برای آنکه خدا «باید» وجود داشته باشد، اثباتی منطقی دارد. او خدا را با جهان فیزیکی متصل میدانست و همین منجر به اثبات این شد که جهان خاص ما هم باید وجود داشته باشد. در نگاه او، خداوند هیچ انتخابی در موضوع نداشته است. او نوشت: «خدا نمیتوانست اشیا را بهگونهای دیگر یا نظمی متفاوت، نسبت به آنچه اکنون وجود دارند، پدید آورد.»
☆Nostalgia☆
«دانشمندان هم مانند ریاضیدانان، طوری پیش میروند که انگار حقایق موضوعاتشان وجودی مستقل دارند؛ چنانکه گویی مجموعهای واحد از قوانین وجود دارد که جهان با آن قوانین همراه با واقعیتی مجزا از جهانی که بر آن حاکم است، کار میکند.»
mina1374
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ بیان میشود. اصلی که میگوید وقتی مشاهده از یک سیستم کوانتومی، مثلا موقعیت یا انرژی یا حرکت یک اتم، در یک لحظه انجام میشود، آنگاه رفتار آیندهٔ آن سیستم ذاتا نامتعین است گرچه درون حدود معینی قرار دارد که از پیش به خوبی تعیین شدهاند. اما عدم قطعیت کوانتومی، زمانا متقارن است و به آینده نیز همانند گذشته سرایت میکند.
mina1374