
فرهاد
۲۱
«چاقو برای مردی که با طناب بسته شده عطیهٔ الهیه و برای مردی که در زنجیره به معنی مرگه.»
کاربر samin
۵
«چاقو برای مردی که با طناب بسته شده عطیهٔ الهیه و برای مردی که در زنجیره به معنی مرگه.»
K.P
۵
با خودش فکر کرد که تلاش هرگز چیز بیهودهای نیست.
کاربر samin
۴
«برام مهم نیست. قسم میخورم که مهم نیست. خوبی خواب همینه. میدونم ذاتت چه شکلیه و مهم همینه.»
rozhin
۴
چیزهای بدتری از مردن هم وجود داره
A.zainab
۴
هیچ حسی مثل این نیست که دوست خوبت را از پله به پایین پرتابت کنی.
حَـدیـثـهــ
۳
ورود به آنجا غیرممکن بود، مگر اینکه کسی بسیار پولدار یا مشهور بود یا در سلسلهمراتب خلافکاران مقام بالایی داشت یا اینکه سیاستمدار بود که در هر سه دستهٔ فوق قرار میگرفت
♡
۳
«اگه قرار باشه سر هر قدمی که برمیداری دستدست کنی، کارت تمومه.»
♡
۳
«چاقو برای مردی که با طناب بسته شده عطیهٔ الهیه و برای مردی که در زنجیره به معنی مرگه.»
دختر پاييزي
۲
«چاقو برای مردی که با طناب بسته شده عطیهٔ الهیه و برای مردی که در زنجیره به معنی مرگه.»
کاربر ۹۵۹۹۴۶۰
۲
مایکل میدانست بیشتر آدمها وقتی احساس میکنند عالم و آدم ازشان متنفر است یا وقتی حس میکنند ته چاهی تاریک گیر افتادهاند و راه بیرون آمدن هم ندارند، دست از پا درازتر پیش مادر یا پدرشان میروند.
AMIR.H.H
۱
نمیذارم، نمیتونم، نمیخوام. الان هم غنچههای تحتانی بیمقدارتون رو از اینجا بلند کنین ببرین بیرون، قبل از اینکه آبکشتون کنم.»
AMIR.H.H
۱
دستها بالا، چشمها گرد و معصوم، سرعت ثابت بدون هیچگونه حرکت ناگهانی. حالا خیلی نزدیک شده بود.
Ms.red
۱
مایکل به مرد سمت چپش نگاه کرد و شانههایش را بالا انداخت. «ببخشید. امیدوارم هنوز هم بتونی بچهدار بشی.»
Sarina
۱
«پیرپاتالها همیشه میدونن وقتی صحبت از کامپیوتر باشه، نسل جوون باهوشتر از اونان. منظورم اینه که، ما همهش اینجا پلاسیم و به معنای واقعی کلمه اینجا رو بهتر از هرکسی میشناسیم. از پس این کار برمیآیم چون شغلمون نیست؛ سرگرمیمونه.»
Sarina
۱
«چاقو برای مردی که با طناب بسته شده عطیهٔ الهیه و برای مردی که در زنجیره به معنی مرگه.»
Permanence
۱
بله. دردناک و وحشتناک بود. شاید تا ابد دچار ضربهٔ روحی میشد ولی حداقل تهش این بود که زنده میماند.
Permanence
۱
در آخر، هیچچیزی جذابتر از استخوان بیرونزده از گوشت و کثافتِ خالص و حسِ من ـ را ـ از ـ اینجا ـ نجات ـ بدهیدِ زندگی واقعی نبود.
Permanence
۱
«برو پی کارت و تنهام بذار! دلم نمیخواد آخرین چیزی که قبل از مردن میبینم، توی بچهخوشگل باشی!»
♡
۱
چطور میتوانست حالا عقب بکشد؟ خانوادهاش را تهدید کرده بودند. دوستانش را. علاوه بر این به سارا قول داده بود. تازه تعهدش برای از کار انداختن تانژانت عصیانگر هم بود.
انتخاب نهایی مقابلش بود و مایکل تنها گزینهاش را انتخاب کرد.
ادامه دادن با اطمینانی بیشتر از سابق.
با قدمهای قوی و بااراده به سمت دری که تابلوی درهٔ مقدس داشت رفت. آن را باز کرد و قدم به درون گذاشت.
کاربر ۹۵۹۹۴۶۰
۱
ورود به آنجا غیرممکن بود، مگر اینکه کسی بسیار پولدار یا مشهور بود یا در سلسلهمراتب خلافکاران مقام بالایی داشت یا اینکه سیاستمدار بود که در هر سه دستهٔ فوق قرار میگرفت.
A.zainab
۰
مکثی کرد و با اینکه دیر شده بود، به این فکر کرد که باید احترام بیشتری به مرد بگذارد. «هومم، قربان. لطفاً.»
کاتر جواب داد: «احترام الکیت رو برای کسی نگه دار که به اینچیزا اهمیت بده.»
A.zainab
۰
برایسون گفت: «باشه. در ضمن نظرتون چیه که کشته نشیم؟ کمکم داریم بدعادت میشیم.»
مایکل جواب داد: «آمین. اخیراً خیلی از مردن بدم اومده.»
A.zainab
۰
مایکل مجبور شد به خودش یادآوری کند که چیز عجیبی نیست؛ درون ویرتنت هر چیزی ممکن است.
A.zainab
۰
«شیاطینتون همیشه با شما هستن.» صدایش حتی از روز قبل هم خَشدارتر به گوش میرسید. «هنوز متوجه نشدین؟ همیشه با شمان و فرار ازشون غیرممکنه. ولی هرگز نمیتونین حدس بزنین به چه شکلی سراغتون میان. محتاط باشید فرزندانم.
A.zainab
۰
«جدی میگم، از کی ابرقهرمان شدی؟ شبیه بتمن هستی که با هالک ترکیب شده باشه.»
«استعداد خاصی توی تبدیل کردن تعریف به توهین داری.»
«باعث افتخارمه.»
A.zainab
۰
بعد از ماجراهایی که پشت سر گذاشته بودند، رابطهای میانشان شکل گرفته بود که مایکل نمیتوانست تصور کند با شخص دیگری داشته باشد. سرانجام گفت: «وقتی همه چیز تموم شد. واقعاً میخوام همدیگه رو تو بیداری ببینیم. قول میدم از نزدیک خیلی خوشتیپترم.»
سارا خندید: «من هم احتمالاً زشتترم.» صدای خندهاش چیزی بود که هر دو به شنیدنش احتیاج داشتند.
«برام مهم نیست. قسم میخورم که مهم نیست. خوبی خواب همینه. میدونم ذاتت چه شکلیه و مهم همینه.» در کل زندگیاش چنین حرف احساسیای نزده بود.
«خیلی قشنگ گفتی مایکل.»
Aovakia
۰
همه چیز توی این دنیا نسبیه
کاربر ۹۵۹۹۴۶۰
۰
«چاقو برای مردی که با طناب بسته شده عطیهٔ الهیه و برای مردی که در زنجیره به معنی مرگه.»
کاربر ۹۵۹۹۴۶۰
۰
«چاقو برای مردی که با طناب بسته شده عطیهٔ الهیه و برای مردی که در زنجیره به معنی مرگه.»