سیرک میراندا از آن جاهایی بود که حسابی سرت را گرم میکرد. افرایم تمام روز اول را با دویدن از این چادر به آن چادر و دیدن کمی از هر نمایش و آدمها و حیوانات آنجا گذراند.
چند مرد قویهیکل دید که میتوانستند هر کسی را نوک انگشتشان بلند کنند. شیرینیهای جرقهای خورد و آبمیوهای آبیرنگ نوشید که باعث شد نیم ساعت تمام اُپرا بخواند.