جملات زیبا از متن کتاب سوفی کوآیر و کتاب‌های شگفت‌انگیز | طاقچه
تصویر جلد کتاب سوفی کوآیر و کتاب‌های شگفت‌انگیزsubscriptionAvailable

کتاب سوفی کوآیر و کتاب‌های شگفت‌انگیز

۴.۸(از ۱۸ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۰۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«مرگ فقط خوابیه که آدم نمی‌تونه ازش بیدار بشه.
niki
۱۳
نمی‌شه جادو رو از دنیا حذف کرد، چون وجب‌به‌وجبِ دنیا جادوییه. فقط مسئله اینه که ما می‌تونیم ببینیمش یا نه.»
niki
۱۳
سوفی بی‌نهایت عاشق کتاب‌ها بود. راستش، او کتاب‌ها را بیشتر از دنیای اطرافش دوست داشت. این همان چیزی بود که او را متفاوت می‌کرد؛
niki
۱۰
پیتر به زمین نگاه کرد و شانه بالا انداخت. «گمونم چیزی پیدا کرده‌م که ارزش دیدن داره.» نگاهش رفت روی سوفی.
زهرا هژبری
۴
مرد با ملایمت گفت: «کلید ندارم.» پیتر که دنبالشان آمده بود، گفت: «اجازه بدین...» سوفی تماشا کرد که پیتر زانو زد و با انگشت‌های لاغرش قفل را در دست گرفت. دیدن حرکات با دقت او حیرت‌انگیز بود و به نظر می‌رسید موقع کار کردن، با قفل حرف می‌زند. سوفی یاد خودش موقع صحافی کتاب‌ها افتاد. قفل باز شد.
niki
۳
«فکر کنم یه جایی تهِ دلم حرفش رو باور کرده بودم که بی‌ارزشم. انگار لیاقت یه زندگی بهتر رو نداشتم.»
:)))
۳
پیتر نیمبل: وارث عمارت هیزل‌پورت و بزرگ‌ترین دزد تاریخ. صاحب چشم‌های شگفت‌انگیز. نام‌های مستعار: کِرم، پیت کوره، جاستیس تروزِرز، بی‌نام، بچهٔ دست‌نقره‌ای، پادشاه ولگرد، شترمرغ عزادار، سوسک زشت، خنگ مزاحم.
niki
۲
از رفتارشان مشخص بود که پسرک و جانور علاقهٔ زیادی به هم دارند؛ از آن رفاقت‌های شوخ‌طبعانه که سوفی بیشتر وقت‌ها درباره‌اش خوانده بود، اما خودش هیچ‌وقت تجربه نکرده بود.
:)))
۱