من و مالیک توی دوتا از اتاقکها قایم میشویم و روی کاسهٔ توالت میایستیم تا پاهایمان معلوم نشود. اینشکلی اگر کسی خواست قبل از ورود آمبر از دستشویی استفاده کند، ما را نمیبیند. بدترین اتفاق ممکن این است که خانمی با دیدن دوتا پسر توی دستشویی زنانه دادوهوار راه بیندازد و طبقهٔ سوم را بگذارد روی سرش.
Taraneh
خانه همان جایی است که از پشت بهت خنجر بزنند.
گمشده در دریا کتاب ها
وقتی کل عملیات رو با هم نگاه کنی همهچی سخت به نظر میآد. راهش اینه که عملیات رو تقسیم کنی به بخشهای مجزا. اگه هیچکدوم از بخشهای کوچکتر غیرممکن نباشن، کل ماجرا هم نمیتونه غیرممکن باشه. فقط باید کارها رو به شکل کاملاً درست با ترتیب کاملاً درست انجام بدی.»
گمشده در دریا کتاب ها
تقریباً غیرممکنه. وقتی کل عملیات رو با هم نگاه کنی همهچی سخت به نظر میآد. راهش اینه که عملیات رو تقسیم کنی به بخشهای مجزا. اگه هیچکدوم از بخشهای کوچکتر غیرممکن نباشن، کل ماجرا هم نمیتونه غیرممکن باشه. فقط باید کارها رو به شکل کاملاً درست با ترتیب کاملاً درست انجام بدی.
Nirvana
عصبانی ترکم نکن؛ ولی ترکم کن
hilda
یکی از مشکلاتمان حل شد. توی فهرست ذهنیام خطش میزنم.
ماند نهصدتای دیگر.
Astrophile
وسط سقوط آزادم لحظهای بود که نمیدانستم جان سالم به در میبرم یا نه؛ در آن لحظه بیبرووبرگرد حاضر بودم به جای بودن توی این وضعیت، برگردم سرینیتی. هیچوقت جلوی بقیه به چنین چیزی اعتراف نمیکنم، ولی واقعاً چنین لحظهای وجود داشت.
Astrophile
چه فایده آدم پولدار باشد، ولی کسی بهش حسودی نکند؟
Astrophile