
Taraneh
۲
من و مالیک توی دوتا از اتاقکها قایم میشویم و روی کاسهٔ توالت میایستیم تا پاهایمان معلوم نشود. اینشکلی اگر کسی خواست قبل از ورود آمبر از دستشویی استفاده کند، ما را نمیبیند. بدترین اتفاق ممکن این است که خانمی با دیدن دوتا پسر توی دستشویی زنانه دادوهوار راه بیندازد و طبقهٔ سوم را بگذارد روی سرش.
ice creami
۲
یکی از مشکلاتمان حل شد. توی فهرست ذهنیام خطش میزنم.
ماند نهصدتای دیگر.
غرق در دریا کتاب ها
۱
خانه همان جایی است که از پشت بهت خنجر بزنند.
غرق در دریا کتاب ها
۱
وقتی کل عملیات رو با هم نگاه کنی همهچی سخت به نظر میآد. راهش اینه که عملیات رو تقسیم کنی به بخشهای مجزا. اگه هیچکدوم از بخشهای کوچکتر غیرممکن نباشن، کل ماجرا هم نمیتونه غیرممکن باشه. فقط باید کارها رو به شکل کاملاً درست با ترتیب کاملاً درست انجام بدی.»
Nirvana
۱
تقریباً غیرممکنه. وقتی کل عملیات رو با هم نگاه کنی همهچی سخت به نظر میآد. راهش اینه که عملیات رو تقسیم کنی به بخشهای مجزا. اگه هیچکدوم از بخشهای کوچکتر غیرممکن نباشن، کل ماجرا هم نمیتونه غیرممکن باشه. فقط باید کارها رو به شکل کاملاً درست با ترتیب کاملاً درست انجام بدی.
hilda
۱
عصبانی ترکم نکن؛ ولی ترکم کن
ice creami
۱
وسط سقوط آزادم لحظهای بود که نمیدانستم جان سالم به در میبرم یا نه؛ در آن لحظه بیبرووبرگرد حاضر بودم به جای بودن توی این وضعیت، برگردم سرینیتی. هیچوقت جلوی بقیه به چنین چیزی اعتراف نمیکنم، ولی واقعاً چنین لحظهای وجود داشت.
ice creami
۱
چه فایده آدم پولدار باشد، ولی کسی بهش حسودی نکند؟