جملات زیبای کتاب چون دختر بودم | طاقچه
تصویر جلد کتاب چون دختر بودم

بریده‌هایی از کتاب چون دختر بودم

دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۸از ۱۰ رأی
۳٫۸
(۱۰)
ولی مادرم بهانه می‌آورد که پدرت پول ندارد شهریهٔ ثبت‌نام تو را پرداخت کند، همین که شکمت را سیر می‌کند،
:)
«همه بچه‌هاشون ازدواج کردن؛ عروس دارن، داماد دارن، نوه دارن ولی من چی! منم دوست دارم بچه‌هام ازدواج کنن، نوه‌دار بشم، بغلشون کنم، ببوسمشون، آخر آرزو به دل می‌میرم!»
:)
«تلاش کن زبان انگلیسی را به طور کامل یاد بگیری، موفقیت تو زمانی تکمیل میشه که در کنار درست، یک زبان خارجه را به طور جامع بلد باشی.»
:)
فقر هر لحظه‌اش آدم رو می‌کشه و مدتی بعد می‌بینی اعتماد به نفس، جوانی، عشق، استعداد، زیبایی، قدرت، فکر و تخیلت رو از دست دادی و به جایش استرس، حسرت، نگرانی، دید منفی، افسردگی و مریضی جایگزین شده؛ فقر یعنی مرگ تدریجی!
:)
تنهایی در ابتدا سخت است، ولی انسان به آرامی به آن عادت می‌کند.
کاربر ۷۴۳۹۱۸۱
جوری بزرگ شده بودم که نمی‌خواستم به کسی متکی باشم؛ چون اتکا کردن به کسی یعنی ضعف؛ و من می‌خواستم قوی باشم نه ضعیف.
کاربر ۷۴۳۹۱۸۱
ازدواج برایم یعنی مشکلات جدید و من نمی‌خواستم وارد مرحلهٔ جدیدی از محدودیت‌های خاص شوم.
کاربر ۷۴۳۹۱۸۱

حجم

۶۵٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۸۴ صفحه

حجم

۶۵٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۸۴ صفحه

قیمت:
۲۷,۰۰۰
تومان