
کتاب چون دختر بودم
پدیدآورندگان:
محمدرضا آذرصفاانتشارات:
انتشارات نسل روشن٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
:)
۳۶
ولی مادرم بهانه میآورد که پدرت پول ندارد شهریهٔ ثبتنام تو را پرداخت کند، همین که شکمت را سیر میکند،
:)
۱۲
«همه بچههاشون ازدواج کردن؛ عروس دارن، داماد دارن، نوه دارن ولی من چی! منم دوست دارم بچههام ازدواج کنن، نوهدار بشم، بغلشون کنم، ببوسمشون، آخر آرزو به دل میمیرم!»
:)
۲
«تلاش کن زبان انگلیسی را به طور کامل یاد بگیری، موفقیت تو زمانی تکمیل میشه که در کنار درست، یک زبان خارجه را به طور جامع بلد باشی.»
:)
۲
فقر هر لحظهاش آدم رو میکشه و مدتی بعد میبینی اعتماد به نفس، جوانی، عشق، استعداد، زیبایی، قدرت، فکر و تخیلت رو از دست دادی و به جایش استرس، حسرت، نگرانی، دید منفی، افسردگی و مریضی جایگزین شده؛ فقر یعنی مرگ تدریجی!
کاربر ۷۴۳۹۱۸۱
۱
تنهایی در ابتدا سخت است، ولی انسان به آرامی به آن عادت میکند.
کاربر ۷۴۳۹۱۸۱
۰
جوری بزرگ شده بودم که نمیخواستم به کسی متکی باشم؛ چون اتکا کردن به کسی یعنی ضعف؛ و من میخواستم قوی باشم نه ضعیف.
کاربر ۷۴۳۹۱۸۱
۰
ازدواج برایم یعنی مشکلات جدید و من نمیخواستم وارد مرحلهٔ جدیدی از محدودیتهای خاص شوم.