
helya.B
۴۲
در هر طلوع خورشید دوباره عاشقت شدم، و در هر غروب خورشید یک بار دیگر تو را گم کردم.
helya.B
۱۷
فراموش نکن که زیباترین نامههای عاشقانه را زنها مینویسند.
Mary gholami
۱۴
مردها وقتی خسته میشوند ازدواج میکنند، و زنها هم از روی کنجکاوی.
helya.B
۹
برای تو از الفبا، خلعتی از مخمل ضخیم و حریرهای سرمه دوزی شده دوختم؛ که با عظمت بپوشی و سردت نشود. رویش را با حروف اوّل اسمت زَر دوزی کردم، آرام و از عمق، بدون اینکه کسی متوجّه بشود، مثل قَسَمی که فقط خدا میشنود.
Mary gholami
۸
«علّت ازدواجهای ناکام کمبود عشق نه، بلکه کمبود دوستی میباشد.»
helya.B
۳
«چنان عاشق کلمات خواهی شد که برای تو کافی خواهند بود، و در عین حال چنان عاشق کلمات خواهی شد که بدون شک کافی نخواهند بود؛ (طنین روح شادت تا ابد به گوش او برسد). همیشه کنجکاو یک قدم فراتر خواهی بود، دامنت در کنار پرتگاه به پرواز در خواهد آمد، موهایت را باد نوازش خواهد کرد، خواهی لرزید و تکان خواهی خورد.»
Mary gholami
۳
خلیل جَبران میگوید: من سکوت را از آدمهای پُر حرف، گذشت را از آدمهای بیگذشت، و مهربانی را از آدمهای سنگدل یاد گرفتم.
Mary gholami
۳
اگر سؤال کنید: ازدواجها چه زمان شروع به لنگیدن میکند؟ یا عشق چه زمانی سست میشود؟ جوابش این است که: هر زمان جفتها به وضعی برسند که نتوانند با هم حرف بزنند. هر زمان که حرفزدنها تمام میشود، سکوت در خانه و در بیرون طولانی میشود، هر زمان که ارتباط بینشان قطع میشود، هر کس فکر خود را برای خودش نگه میدارد، در این هنگام بینشان فاصله میافتد، باد سردی میوزد و قلبها از هم جدا میشود.
Mary gholami
۳
سرزمینهایی که در آنها دموکراسی وجود ندارد، سرزمینهای غمگینی هستند.
مسلم عباسپور
۲
دوست داشتن، یعنی یک زبان جدید، زبانی مختصّ به دو نفر خلق کردن.
shina khosravi
۱
«خواندن شکسپیر برای مغز مفید است.»
Mozhgan
۰
«ظرف همدیگر را پُر کنید، امّا هرگز از همان ظرف نخورید. از نانهایتان به همدیگر بدهید، امّا همان نان را تقسیم نکنید. چنار و سرو دو درخت جدا هستند، نباید با سایهٔ هم رشد کنند.»
artemis
۰
آیا به یاد آوردن گذشته بهتر است یا از بیخ پاک کردن و فراموش کردن آن؟
مسلم عباسپور
۰
ما رَبُّ النّوعهایی هستیم روی کاغذها و لابهلای کتابها. زندگیها طرحریزی میکنیم، و کاراکتِرها خلق میکنیم؛
shina khosravi
۰
به کتابخانههای در دار حساسیّت دارم. کتابها باید آزاد باشند. حتّی به کسی تعلّق نداشته باشند. دست به دست، و از زبان به زبان بچرخند. اثرهایی که میخوانیم در اتوبوسها، در متروها، در کافهها، در اتاق انتظار دندانپزشکها، عمداً فراموش کنیم؛ که یک شخص دیگری پیدا کند، بَردارد و بخواند. بعد او هم در یک زمانی در یک جایی فراموش کند. از مالکیّت دور باشند. سرگردان باشند.
Khorshid
۰
میدانم که یکسان فرض کردن و همه را به یک چشم دیدن کار درستی نیست؛ زیرا از عمومیّت دادنها اشتباهات بزرگتری به وجود میآید.