
کرم کتابخوان
۵
«دوست داشتن پول، همیشه از دوست داشتن انسانها بهتر است!»
کرم کتابخوان
۲
بعدها فهمیدم ما انسانها وقتی به دنیا افکنده میشویم، مجبوریم تسلیم قوانین جبری بشویم!
کرم کتابخوان
۲
تنبیه و تحقیر هیچ بچهای را درسخوان نمیکند!
MELIKA
۲
من نمیتوانم بگویم چرا پدر و مادرمان چنین کردند و چنان نکردند! چیزی که جای تردید ندارد این است که آنها با فکر و فرهنگ و شعور خودشان برای هریک از ما آنچه را که در توان سرمایههای مادی و معنویشان بود، هزینه کردند. حیف که دیر فهمیدم نباید آن همه محکومشان میکردم! خیلی دیر، یعنی وقتی که بافکر و فرهنگ و شعور خودم بچههایم را بزرگ کردم و از سرمایههای مادی و معنویام برای به ثمر رساندنشان دریغ نورزیدم، ولی سرانجام بیرحمانه به ایرادهایی محکوم شدم که در سیستم تربیتی امروز یک ارزش است ولی آن زمان یک ضدارزش به حساب میآمد!
کرم کتابخوان
۲
در بسیاری از بحرانهای زندگی، کمی تخیل در ذهن، و کمی ابتکار در عمل، میتواند موضوع را قابل هضمتر کند!
کرم کتابخوان
۲
آدمها را به وقت منافع مادی باید شناخت!
MELIKA
۱
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
کرم کتابخوان
۱
انگار این قانون طبیعت است که فرزندان طلبکاران همیشگی والدین باشند!
کرم کتابخوان
۱
جانان برایم در حکم جان بود!
کرم کتابخوان
۱
«افق دید آدمهای حقیر در همین حد است! غم به دلتان راه ندهید! آتش هم باشند، نمیتوانند جای خودشان را بسوزانند!»
